دکتر محمد تيجاني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • چكيده انديشه ها  
  • نویسنده :  
  • دكتر تيجاني   
  • تعداد بازدید :  
  • 120  
  •  فهرست کتاب
  •  

    فصل دوم :عقايـد
    عقايد.
    الف : خدا
    اهـل سـنـت عموما معتقد به رؤيت خداوند متعال هستند,واحاديثى در كتابهاى روائى خود نظير ((بخارى )) و((مسلم )) در اين رابطه مى آورند, مانند:.
    1 ((خـداونـد سـبـحـان در بـرابـر بندگانش نمايان مى شود واورامى بينند, چنانكه ماه را در شب چهاردهم مى بينند)) ((14)).
    2 ((خداوند هر شب به آسمان دنيا فرود مى آيد)) ((15)).
    3 ـ ((پايش را نمايش مى دهد تا مؤمنين اورا بشناسند)) ((16)).
    4 (( خداوند پايش را در جهنم مى گذارد پس جهنم پر مى شود)) ((17)).
    5 ((خـداونـد مى خندد ((18)) وتعجب مى كند, دو دست ودو پا وپنج انگشت دارد كه آسمانهارا بر انـگـشـت اول , زمـيـنـهـارا بـر انـگـشـت دوم ,درخـتان را بر سوم , آب وخاك را بر چهارم وساير آفريدگان رابرانگشت پنجم مى گذارد)) ((19)).
    6 ((داراى مـنـزلى است كه در آن سكونت دارد, ومحمد براى دخول بر او در منزلش سه بار اجازه مى گيرد)) ((20)).
    اما شيعيان بر اساس آيات وروايات ((21)) اين مساله را ممنوع مى دانند:.
    1 (لا تدركه الا بصار) ((22)).
    يعنى : ((ديدگان توان ادراك اورا ندارند)).
    2 (ليس كمثله شى ) ((23)).
    يعنى : ((چيزى مانند او نيست )).
    3 ـ امام على (ع ) مى فرمايد:.
    ـ (( لا يدركه بعد الهمم ولا يناله غوص الفطن )) ((24)).
    يعنى : ((بلند همتان اورا ادرك نتوانند كرد وزير كان به حقيقتش پى نمى برند)).
    راز ايـن اخـتلاف در اين است كه روايات فوق ساخته ((كعب الاحبار)) يهودى است , كه توسط ((ابو هـريـرة )) و((وهب بن منبه )) نقل شده است و((ابو هريره )) هم فرقى بين احاديث پيامبر و((كعب الاحـبـار))نـمـى گذارد, تا جائى كه ((عمر بن خطاب )) اورا مى زند واز نقل برخى روايات منعش مى نمايد ((25)).
    ب : قضا وقدر (جبرو اختيار)
    اكـثـر اهل سنت معتقدند كه انسان در تمامى كارهايش مجبوراست واختيارى ندارد, سرنوشت او, حـتـى سـعـادت يا شقاوتش درشكم ما در برايش نوشته شده است ((26)) ووقتى سؤال شود: پس چـرابايد انسانها اعمال داشته باشند وكار كنند از قول پيامبر اكرم (ص ) نقل مى كنند كه فرمود: هر كس كار مى كند براى همان كه آفريده يا مجبورشده است ((27)) !.
    بـر اين اساس انسان چون ماشينى بى اختيار حركت مى كند, لذاممكن است كسى بى اختيار شراب بخورد ويا حتى قتل نفس نمايد.
    آنـهـا مـى گـويند: تمامى پادشاهان ورؤساى جمهوررا خدا نصب كرده , حتى استعمار ((تونس )), ((الجزاير)) و((مغرب )) توسط ((فرانسه )) نيزبا نصب الهى بوده است .
    مـن هيچ شرح وتفسيرى براى اين تناقض صريح نمى يافتم كه ازطرفى او فعال ما يشا است ((28)) اهـل جـهنم واهل بهشت را از قبل تعيين فرموده , ولى از طرف ديگر او به اندازه يك ذره بى مقدار هم ظلم نمى كند ((29)) واز مادر هم به فرزندش مهربانتراست ((30)).
    در مقابل گروهى ديگر از اهل سنت قائل به تفويض شدند ((31)).
    اما شيعيان قائل به اختياراند, يعنى نه انسان مجبوراست ونه خداوند متعال نعوذ باللّه هيچ كاره , به دلايل زير:.
    1 ـ قـول به جبر با حكمت ارسال انبيا وامر ونهى الهى منافات دارد, يعنى اگر انسان در كارهايش مجبوراست واختيارى ندارد پس انبيا براى چه آمده اند؟.
    2 ـ ايـن عـقـيـده نتيجه اش نسبت دادن ظلم به خداست كه افرادى رابى اختيار مجبور به اعمال ناشايست كند وآنگاه آنهارا در جهنم عذاب نمايد, وظلم هم از خدا دور است :.
    (ان اللّه لا يظلم الناس شيئا ولكن الناس انفسهم يظلمون ) ((32)).
    يعنى : ((خداوند هيچ ظلمى به مردم نمى كند اما مردم خود به خويشتن ظلم مى نمايند)).
    3 ـ آيات الهى دلالت بر وجود اختيار در انسان دارند مثلا:.
    (وقل الحق من ربكم فمن شا فليؤمن ومن شا فليكفر) ((33)).
    يـعـنـى : ((بـگـو: حق از آن پرورگار شماست , پس هر كه خواهدايمان بياورد وهر كه خواهد كافر گردد)).
    4 ـ فردى از حضرت على (ع ) پرسيد: آيا رفتن ما به ((شام )) قضاوقدر الهى بود؟ حضرت فرمود:.
    ((واى بر تو, گويا قضائى لازم وقدرى حتمى را گمان برده اى )).
    اگر چنين بود ثواب وعقاب از بين مى رفت ووعد ووعيد ساقطمى گشت , همانا خداوند سبحان با دادن اختيار, مردم را فرمان داد, وباقدرت بر پرهيز, آنهارا نهى فرمود, تكاليف او آسان بوده , هرگز تكليف سنگين قرار نداده است , وطاعت كم را پاداش زياد عطا مى فرمايد.
    نا فرمانى خلق نشانه مغلوب شدن او نيست , واطاعت آنان نيزعلامت اجبار واكراه الهى نمى باشد.
    پـيامبران را بازيچه نفرستاد وكتاب را بيهوده بر مردم نازل نكردوآسمانها وزمين وموجودات ميان آن دورا باطل نيافريد: (ذالك ظن الذين كفروا فويل للذين كفروا من النار) ((34)).
    ((اين گمان اهل كفراست كه واى بر آنها از آتش )) ((35)).
    در واقـع مـروج چنين فكرى ((امويان )) بودند تا خلافت خويش راقضاى الهى جلوه دهند وجلوى هرگونه مبارزه با آن را بگيرند به عنوان نمونه :.
    1 ـ وقـتـى از ((عـثـمـان )) خواستند از خلافت كناره بگيرد پاسخ داد:((پيراهنى را كه خدا بر من پوشاند, بيرون نمى آورم )) ((36)).
    2 ((مـعـاويـه )) مـى گـفـت : ((خـداونـد ايـن حـكـومت را به من داده است هر چند شمارا خوش نيايد)) ((37)).
    3 ـ ((ابـن زيـاد)) خـطـاب به ((زينب كبرى )) سلام اللّه عليها گفت :((رفتار خدا با اهل بيتت را چگونه ديدى ؟)) ((38)).
    وبسيار روشن است كه اگر عقيده مردم اينچنين باشد هرگز قيام واعتراضى در برابر حكومتهاى خودكامه وحتى استعمارگران نخواهندداشت .
    بـا ايـن وصـف اهـل سـنـت مـى گـويـنـد كـه خداوند مردم را مخير كردكه خودشان خليفه اى برگزينند ((39)).
    ج : نبوت
    اهـل سـنـت معتقدند كه پيامبران فقط در بازگو كردن كلام الهى معصوم اند ودر غير اين صورت مـانـنـد ديـگـر افراد بشر اشتباه دارند,بنابراين خطاهائى را چه در كارهاى معمولى وچه در امور شرعى به آن حضرت نسبت مى دهند ((40)) , مثلا:.
    1 ـ به هنگام ورود به مدينه مردم را از گرد افشانى درخت خرمامنع كرد, در نتيجه درختها خرما ندادند, وقتى مردم شكايت نزدحضرت بردند, فرمود:.
    ((من هم انسانى مانند شما هستم )) ((41)).
    2 ـ پـيـامـبـر(ص ) سـحـر زده شـد وچـنـدين روز را به همين حال گذراند ونمى توانست كارى كند ((42)).
    3 ـ در نماز به آن حضرت فراموشى دست داد ونفهميد چندركعت خواند ((43)).
    4 ـ در ماه رمضان جنب مى شد ونماز صبحش فوت مى گشت ((44)).
    5 ـ روايـت مـى كنند كه روزى آن حضرت در منزل ((عايشه )) درازكشيده بود ورانش نمايان بود كـه ((ابوبكر)) بر او وارد شد واو در همان حال با وى گفتگو كرد, پس از آن ((عمر)) وارد شد ودر هـمـان حـال بـا اوسـخن گفت ولى هنگامى كه ((عثمان )) اجازه ورود خواست , حضرت نشست ولباس خودرا جمع كرد, ((عايشه )) سبب اين كاررا پرسيد,فرمود:.
    ((آيا نبايد خجالت بكشم از كسى كه فرشتگان از او خجالت مى كشند)) ((45)).
    6 ـ ((عـمر)) به پيامبر دستور مى داد كه بانوانش را با حجاب كند واونمى پذيرفت , تا اينكه قرآن به تاييد ((عمر))نازل شد وبه پيامبر(ص )دستور داد كه همسرانش را با حجاب نمايد ((46)).
    7 ـ حـتـى در مـورد وحى الهى نيز نقل مى كنند كه روزى آن حضرت در مسجد آياتى را از فردى شنيد وگفت :.
    ((خـدايـش رحـمـت كند, من را به ياد آيه هائى انداخت كه آنهارا ازفلان سوره وفلان سوره حذف كرده بودم )) ((47)).
    بنابراين اعتقاد, در ابلاغ وحى نيز نعوذ باللّه نمى توان به آن حضرت اعتماد كرد, واساسا هيچ دليلى هـم بـر عـصـمـت در ابـلاغ وحـى نـدارنـد, به چه دليل در كلماتى كه به عنوان وحى مى گويد معصوم است ولى در ساير كلماتش خير؟.
    نـتـيـجه اين مى شود كه چون پيامبر(ص ) معصوم نيست پس كسى كه به سنت او عمل مى كند از گمراهى بدور نيست , لذا در برابر سخنان پيامبر(ص ) اجتهادهاى ديگران را قرار مى دهند وبا سنت آن حـضرت مخالفت مى كنند, بر اين اساس بايد تنها شيعه را پيرو سنت پيامبر(ص )دانست , چرا كه آن حضرت را معصوم دانسته , وتمامى فرامينش رابدون چون وچرا مى پذيرند.
    آنها به عصمت پيامبران قبل از بعثت وبعد از آن معتقد هستندوبه آيات فراوانى از قرآن كريم براى اين ادعايشان استدلال مى كنند, ازجمله :.
    1 ـ (وما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى ) ((48)).
    يعنى : ((پيامبر از روى هواى نفس سخن مى گويد, آن (سخن )نيست مگر وحى الهى )).
    2 ـ (ما اتاكم الرسول فخذوه وما نهاكم عنه فانتهوا) ((49)).
    يعنى : ((آنچه پيامبر برايتان آورده را بگيريد, وآنچه كه نهيتان كرده را رها سازيد)).
    3 ـ (قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى يحببكم اللّه ) ((50)).
    يعنى : ((بگو: اگر خداى را دوست مى داريد, از من پيروى كنيد تاخدا نيز شمارا دوست بدارد)).
    4 ـ (اطيعوا اللّه والرسول ) ((51)).
    يعنى : ((از خدا ورسولش اطاعت كنيد)).

    فصل دوم :عقايـد
    عقايد.الف : خدا
    اهـل سـنـت عموما معتقد به رؤيت خداوند متعال هستند,واحاديثى در كتابهاى روائى خود نظير ((بخارى )) و((مسلم )) در اين رابطه مى آورند, مانند:.1 ((خـداونـد سـبـحـان در بـرابـر بندگانش نمايان مى شود واورامى بينند, چنانكه ماه را در شب چهاردهم مى بينند)) ((14)).2 ((خداوند هر شب به آسمان دنيا فرود مى آيد)) ((15)).3 ـ ((پايش را نمايش مى دهد تا مؤمنين اورا بشناسند)) ((16)).4 (( خداوند پايش را در جهنم مى گذارد پس جهنم پر مى شود)) ((17)).5 ((خـداونـد مى خندد ((18)) وتعجب مى كند, دو دست ودو پا وپنج انگشت دارد كه آسمانهارا بر انـگـشـت اول , زمـيـنـهـارا بـر انـگـشـت دوم ,درخـتان را بر سوم , آب وخاك را بر چهارم وساير آفريدگان رابرانگشت پنجم مى گذارد)) ((19)).6 ((داراى مـنـزلى است كه در آن سكونت دارد, ومحمد براى دخول بر او در منزلش سه بار اجازه مى گيرد)) ((20)).اما شيعيان بر اساس آيات وروايات ((21)) اين مساله را ممنوع مى دانند:.1 (لا تدركه الا بصار) ((22)).يعنى : ((ديدگان توان ادراك اورا ندارند)).2 (ليس كمثله شى ) ((23)).يعنى : ((چيزى مانند او نيست )).3 ـ امام على (ع ) مى فرمايد:.ـ (( لا يدركه بعد الهمم ولا يناله غوص الفطن )) ((24)).يعنى : ((بلند همتان اورا ادرك نتوانند كرد وزير كان به حقيقتش پى نمى برند)).راز ايـن اخـتلاف در اين است كه روايات فوق ساخته ((كعب الاحبار)) يهودى است , كه توسط ((ابو هـريـرة )) و((وهب بن منبه )) نقل شده است و((ابو هريره )) هم فرقى بين احاديث پيامبر و((كعب الاحـبـار))نـمـى گذارد, تا جائى كه ((عمر بن خطاب )) اورا مى زند واز نقل برخى روايات منعش مى نمايد ((25)).

    ب : قضا وقدر (جبرو اختيار)

    اكـثـر اهل سنت معتقدند كه انسان در تمامى كارهايش مجبوراست واختيارى ندارد, سرنوشت او, حـتـى سـعـادت يا شقاوتش درشكم ما در برايش نوشته شده است ((26)) ووقتى سؤال شود: پس چـرابايد انسانها اعمال داشته باشند وكار كنند از قول پيامبر اكرم (ص ) نقل مى كنند كه فرمود: هر كس كار مى كند براى همان كه آفريده يا مجبورشده است ((27)) !.بـر اين اساس انسان چون ماشينى بى اختيار حركت مى كند, لذاممكن است كسى بى اختيار شراب بخورد ويا حتى قتل نفس نمايد.آنـهـا مـى گـويند: تمامى پادشاهان ورؤساى جمهوررا خدا نصب كرده , حتى استعمار ((تونس )), ((الجزاير)) و((مغرب )) توسط ((فرانسه )) نيزبا نصب الهى بوده است .مـن هيچ شرح وتفسيرى براى اين تناقض صريح نمى يافتم كه ازطرفى او فعال ما يشا است ((28)) اهـل جـهنم واهل بهشت را از قبل تعيين فرموده , ولى از طرف ديگر او به اندازه يك ذره بى مقدار هم ظلم نمى كند ((29)) واز مادر هم به فرزندش مهربانتراست ((30)).در مقابل گروهى ديگر از اهل سنت قائل به تفويض شدند ((31)).اما شيعيان قائل به اختياراند, يعنى نه انسان مجبوراست ونه خداوند متعال نعوذ باللّه هيچ كاره , به دلايل زير:.1 ـ قـول به جبر با حكمت ارسال انبيا وامر ونهى الهى منافات دارد, يعنى اگر انسان در كارهايش مجبوراست واختيارى ندارد پس انبيا براى چه آمده اند؟.2 ـ ايـن عـقـيـده نتيجه اش نسبت دادن ظلم به خداست كه افرادى رابى اختيار مجبور به اعمال ناشايست كند وآنگاه آنهارا در جهنم عذاب نمايد, وظلم هم از خدا دور است :.(ان اللّه لا يظلم الناس شيئا ولكن الناس انفسهم يظلمون ) ((32)).يعنى : ((خداوند هيچ ظلمى به مردم نمى كند اما مردم خود به خويشتن ظلم مى نمايند)).3 ـ آيات الهى دلالت بر وجود اختيار در انسان دارند مثلا:.(وقل الحق من ربكم فمن شا فليؤمن ومن شا فليكفر) ((33)).يـعـنـى : ((بـگـو: حق از آن پرورگار شماست , پس هر كه خواهدايمان بياورد وهر كه خواهد كافر گردد)).4 ـ فردى از حضرت على (ع ) پرسيد: آيا رفتن ما به ((شام )) قضاوقدر الهى بود؟ حضرت فرمود:.((واى بر تو, گويا قضائى لازم وقدرى حتمى را گمان برده اى )).اگر چنين بود ثواب وعقاب از بين مى رفت ووعد ووعيد ساقطمى گشت , همانا خداوند سبحان با دادن اختيار, مردم را فرمان داد, وباقدرت بر پرهيز, آنهارا نهى فرمود, تكاليف او آسان بوده , هرگز تكليف سنگين قرار نداده است , وطاعت كم را پاداش زياد عطا مى فرمايد.نا فرمانى خلق نشانه مغلوب شدن او نيست , واطاعت آنان نيزعلامت اجبار واكراه الهى نمى باشد.پـيامبران را بازيچه نفرستاد وكتاب را بيهوده بر مردم نازل نكردوآسمانها وزمين وموجودات ميان آن دورا باطل نيافريد: (ذالك ظن الذين كفروا فويل للذين كفروا من النار) ((34)).((اين گمان اهل كفراست كه واى بر آنها از آتش )) ((35)).در واقـع مـروج چنين فكرى ((امويان )) بودند تا خلافت خويش راقضاى الهى جلوه دهند وجلوى هرگونه مبارزه با آن را بگيرند به عنوان نمونه :.1 ـ وقـتـى از ((عـثـمـان )) خواستند از خلافت كناره بگيرد پاسخ داد:((پيراهنى را كه خدا بر من پوشاند, بيرون نمى آورم )) ((36)).2 ((مـعـاويـه )) مـى گـفـت : ((خـداونـد ايـن حـكـومت را به من داده است هر چند شمارا خوش نيايد)) ((37)).3 ـ ((ابـن زيـاد)) خـطـاب به ((زينب كبرى )) سلام اللّه عليها گفت :((رفتار خدا با اهل بيتت را چگونه ديدى ؟)) ((38)).وبسيار روشن است كه اگر عقيده مردم اينچنين باشد هرگز قيام واعتراضى در برابر حكومتهاى خودكامه وحتى استعمارگران نخواهندداشت .بـا ايـن وصـف اهـل سـنـت مـى گـويـنـد كـه خداوند مردم را مخير كردكه خودشان خليفه اى برگزينند ((39)).

    ج : نبوت
    اهـل سـنـت معتقدند كه پيامبران فقط در بازگو كردن كلام الهى معصوم اند ودر غير اين صورت مـانـنـد ديـگـر افراد بشر اشتباه دارند,بنابراين خطاهائى را چه در كارهاى معمولى وچه در امور شرعى به آن حضرت نسبت مى دهند ((40)) , مثلا:.1 ـ به هنگام ورود به مدينه مردم را از گرد افشانى درخت خرمامنع كرد, در نتيجه درختها خرما ندادند, وقتى مردم شكايت نزدحضرت بردند, فرمود:.((من هم انسانى مانند شما هستم )) ((41)).2 ـ پـيـامـبـر(ص ) سـحـر زده شـد وچـنـدين روز را به همين حال گذراند ونمى توانست كارى كند ((42)).3 ـ در نماز به آن حضرت فراموشى دست داد ونفهميد چندركعت خواند ((43)).4 ـ در ماه رمضان جنب مى شد ونماز صبحش فوت مى گشت ((44)).5 ـ روايـت مـى كنند كه روزى آن حضرت در منزل ((عايشه )) درازكشيده بود ورانش نمايان بود كـه ((ابوبكر)) بر او وارد شد واو در همان حال با وى گفتگو كرد, پس از آن ((عمر)) وارد شد ودر هـمـان حـال بـا اوسـخن گفت ولى هنگامى كه ((عثمان )) اجازه ورود خواست , حضرت نشست ولباس خودرا جمع كرد, ((عايشه )) سبب اين كاررا پرسيد,فرمود:.((آيا نبايد خجالت بكشم از كسى كه فرشتگان از او خجالت مى كشند)) ((45)).6 ـ ((عـمر)) به پيامبر دستور مى داد كه بانوانش را با حجاب كند واونمى پذيرفت , تا اينكه قرآن به تاييد ((عمر))نازل شد وبه پيامبر(ص )دستور داد كه همسرانش را با حجاب نمايد ((46)).7 ـ حـتـى در مـورد وحى الهى نيز نقل مى كنند كه روزى آن حضرت در مسجد آياتى را از فردى شنيد وگفت :.((خـدايـش رحـمـت كند, من را به ياد آيه هائى انداخت كه آنهارا ازفلان سوره وفلان سوره حذف كرده بودم )) ((47)).بنابراين اعتقاد, در ابلاغ وحى نيز نعوذ باللّه نمى توان به آن حضرت اعتماد كرد, واساسا هيچ دليلى هـم بـر عـصـمـت در ابـلاغ وحـى نـدارنـد, به چه دليل در كلماتى كه به عنوان وحى مى گويد معصوم است ولى در ساير كلماتش خير؟.نـتـيـجه اين مى شود كه چون پيامبر(ص ) معصوم نيست پس كسى كه به سنت او عمل مى كند از گمراهى بدور نيست , لذا در برابر سخنان پيامبر(ص ) اجتهادهاى ديگران را قرار مى دهند وبا سنت آن حـضرت مخالفت مى كنند, بر اين اساس بايد تنها شيعه را پيرو سنت پيامبر(ص )دانست , چرا كه آن حضرت را معصوم دانسته , وتمامى فرامينش رابدون چون وچرا مى پذيرند.آنها به عصمت پيامبران قبل از بعثت وبعد از آن معتقد هستندوبه آيات فراوانى از قرآن كريم براى اين ادعايشان استدلال مى كنند, ازجمله :.1 ـ (وما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى ) ((48)).يعنى : ((پيامبر از روى هواى نفس سخن مى گويد, آن (سخن )نيست مگر وحى الهى )).2 ـ (ما اتاكم الرسول فخذوه وما نهاكم عنه فانتهوا) ((49)).يعنى : ((آنچه پيامبر برايتان آورده را بگيريد, وآنچه كه نهيتان كرده را رها سازيد)).3 ـ (قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى يحببكم اللّه ) ((50)).يعنى : ((بگو: اگر خداى را دوست مى داريد, از من پيروى كنيد تاخدا نيز شمارا دوست بدارد)).4 ـ (اطيعوا اللّه والرسول ) ((51)).يعنى : ((از خدا ورسولش اطاعت كنيد)).

    تحليل قضيه اين است كه آنها خواستند شخصيت رسول خدا(ص )را زير سؤال ببرند, وعظمتش را تا حـد يك انسان معمولى وحتى كمتر از آن كاهش دهند, تا پوششى بر خطاهاى خلفا باشد تا اين حد كه در مورد پيامبر رحمت مى گويند:.

    ((در مـورد گـروهـى كـه شترچرانى را كشته , وشتررا دزديدنددستور داد تا دستها وپاهايشان را قـطـع كـردنـد وبا ميخهاى داغ چشمهايشان را بيرون آوردند, آنها زبان بر روى زمين مى ماليدند تامردند)) ((52)).

    مقدارى تامل در اين روايتها مى رساند كه اينها از ساخته هاى ((امويان )) وپيروان آنهاست تا حكامى را كه از قتل بى گناهان ومثله كردن آنها به بدترين شكل به صرف تهمت وحدس وگمان كوتاهى نمى كنندتبرئه نمايند ((53)) , خصوصا در نسبت دادن احاديثى كه دلالت بر زياده روى آن حضرت در امور جنسى وبى بند وبارى ولهو ولعب دارند.

    اما از امام على (ع ) بشنويد كه درباره پيامبر(ص ) مى فرمايد:.

    (( تا اينكه كرامت خداوند سبحان به محمد(ص ) رسيد, اورا ازبهترين جايگاهها وعزيزترين ريشه ها بـيـرون آورد, عـتـرت او بـهـتـريـن عـتـرت وخـانـواده اش بـهترين خانواده وشجره اش بهترين شجره است ,كه در حرم الهى رشد كرد وكريمانه بالا آمد, اين درخت شاخه هائى طولانى وميوه هائى بس ناياب دارد.

    او امـام اهـل تـقـوا وچـشـم بـيـناى هدايت يافتگان است ,چراغى است كه روشنى اش مى درخشد وستاره ايست كه نورش تابناك است )) ((54)).

    د : قرآن

    شـيـعـه وسنى متفق القولند كه قرآن كريم كلام خداست وبالاترين مرجع مسلمانان است وهرگز باطلى در آن راه ندارد وقرآن فعلى همان است كه بر پيامبر نازل گشته است .

    الـبـتـه از هـر دو گـروه مـعدود افرادى قائل به تحريف قرآن شده اندورواياتى در اين زمينه نقل مـى كنند ولى بايد اقرار كرد كه شيعيان اين احاديث را قبول ندارند ولى اهل سنت مجبورند آنهارا بپذيرند چون حتى در كتابهاى صحيح ((بخارى )) وصحيح ((مسلم )) نيز آمده است كه به دو نمونه اشاره مى كنيم :.

    1 ((ابن عباس )) مى گويد:.

    از جـمله آيات قرآن , آيه رجم است وهمچنين ما در كتاب خدامى خوانديم كه : (لا ترغبوا عن ابائكم فـانـه كـفـر بـكـم ان تـرغـبـوا عـن ابـائكـم ) ويـاچنين مى خوانديم : (ان كفرا بكم ان ترغبوا عن ابائكم ) ((55)).

    2 ـ ((ابو موسى اشعرى )) در جمع سيصد نفر قارى اهل ((بصره ))گفت :.

    همانا سوره اى مى خوانديم كه شبيه سوره برائت بود, من آن رافراموش كرده ام , فقط يك آيه از آن را از حـفـظ دارم كه مى گويد: (لو كان لابن آدم واديان من مال لابتغى واديا ثالثا ولا يملا جوف ابن آدم الاالـتـراب )وسوره ديگرى شبيه مسبحات نيز مى خوانديم كه فقط اين آيه را به ياد دارم : (يا ايها الذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون فتكتب شهادة فى اعناقكم فتسالون عنها يوم القيامة ) ((56)).

    اما نه عموم مردم خواه شيعه وخواه سنى چنين اعتقادى دارندونه علماى اهل تحقيق ((57)).

    الـبته در تفسير وتاويل قرآن اختلاف هست , پشتوانه شيعه دراين موضوع ائمه اهل بيت مى باشند, در حـالـيكه مرجع اهل سنت درتفسير, اصحاب وعلماى اسلام هستند, ولى مى گويند تاويلش را كسى جز خدا نمى داند شيعيان به آيات زير استدلال مى كنند:.

    1 ـ (فسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون ) ((58)).

    يعنى : ((اگر نمى دانيد, از اهل ذكر بپرسيد)).

    2 ـ (ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا) ((59)).

    يعنى : ((آنگاه ما بندگان برگزيده خويش را وارثان كتاب قرارداديم )).

    3 ـ (لا يمسه الا المطهرون ) ((60)).

    يعنى : ((جز پاكان كسى آن را احساس نمى كند)).

    در آيه ديگر اين پاكان را معرفى كرده است كه :.

    (انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا) ((61)).

    يعنى : ((همانا خداوند اراده كرد كه پليدى وناپاكى را از شما اهل بيت بزدايد وپاكتان گرداند)).

    نـتـيـجـه ايـن دو آيـه ايـن اسـت كـه اهـل بيت كه همان پاكانند حقيقت ودرون قرآن را احساس مى كنند ((62)).

    اخـتـلاف ديگر در اين است كه نزد شيعه به هنگام تناقض ميان قرآن وسنت , قرآن مقدم است , امام صادق (ع ) مى فرمايد: پيامبر(ص )در ((منا)) براى مردم سخنرانى كرد وفرمود:.

    ((اى مـردم هـر چه از من به گوش شما رسيد كه با كتاب خداموافق است من آن را گفته ام , وهر چه از سوى من به شما رسيد كه باكتاب خدا موافق نيست من آن را نگفته ام )) ((63)).

    امـا اهل سنت درست بر عكس عمل مى كنند يعنى سنت را برقرآن مقدم مى دارند وشايد به همين خاطر خودرا اهل سنت ناميده اند.

    عـلـت آن است كه اينها مى بينند كارهائى كرده اند كه با قرآن مخالف است وبا آنها انس گرفته اند وحـاكـمـانـشان براى توجيه توسطجاعلين , احاديث دروغى را به پيامبر(ص ) نسبت داده اند كه با قـرآن مخالفت دارد لذا گفته اند كه سنت بر قرآن حاكم است , يا آن را نسخ ‌مى كند, نظير آيه وضو ومتعه ((64)).

    هـ : سنت پيامبر(ص )

     

    خلفاى سه گانه يعنى ((ابوبكر)) و((عمر)) و((عثمان )) از نوشتن احاديث پيامبر(ص ) جلوگيرى مـى كـردنـد وحـتى گفتگوى , آن را نيزقدغن نمودند, تا جائى كه ((عمر)) از صحابه خواست كه كتابهاى حديث موجود نزد خودرا بياورند, آنها گمان كردند كه مى خواهد همه را يك جا جمع كند تا اختلافى در بين نباشد, لذا كتابهايشان را آوردند, اما اوهمه آنهارا در آتش سوزاند ((65)).

    دليلشان اين بود كه : ((شما از پيامبر احاديثى نقل مى كنيد ودر آن اختلاف مى ورزيد ومردم پس از شما اختلافشان شديدتر خواهدشد)) ((66)).

    آنگاه دستور مى دادند كه به كتاب خدا يعنى قرآن مراجعه كنيدكه همان شمارا كافى است , غافل از اينكه بسيارى از مسائل در قرآن به صورت كلى آمده وبيانش بر عهده پيامبر گذاشته شده است :.

    (وانزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم ) ((67)).

    يعنى : ((قرآن را براى تو فرستاديم تا آن را براى مردم بيان وآشكارنمائى )).

    عـلـت ايـن كار بسيار واضح است , چون نقل حديث ازپيامبر(ص ) برابراست با نقل فضايل على (ع ) ونصوص خلافتش ,ورذايل دشمنان آن حضرت ((68)).

    بـشـنـويـد: ((امـام ((نـسائى )) صاحب صحيح نسائى پس از نوشتن كتاب ((خصائص )) در فضائل عـلـى (ع ) وارد ((شام )) مى شود, مردم ((شام ))به او اعتراض مى كنند كه چرا فضائل ((معاويه ))را ياد آور نشدى ؟مى گويد: هيچ فضيلتى برايش جز دعاى پيامبر(ص ) بر او كه فرمود:خداوند هرگز شـكـمش را سير نكند اطلاع ندارم , آنها خشمگين شده آنقدر با تازيانه بر زير شكمش مى زنند تا به شهادت مى رسد)) ((69)).

    وآنـگـاه كـه حـديـث نوشته مى شود يعنى از زمان ((عمر بن عبدالعزيز)) چه تناقضات ونسبتهاى زشتى به پيامبر اكرم (ص ) داده شده كه زبان از بيان آن شرم دارد.

    آنـهـا بـه احاديث نقل شده در كتب صحاح خويش استناد مى كنندوهمه آنهارا معتبر مى دانند در حالى كه در صحيح ((مسلم )) از آن حضرت نقل مى كنند كه فرمود.

    ((از من چيزى ننويسيد وهر كس چيزى جز قرآن نوشته است بايد آن را پاك كند)) ((70)).

    لذا ((عمر)) اقدام به آتش زدن احاديث حضرت كرد, مى گوئيم :.

    اولا: چرا خود پيامبر(ص ) يا ((ابوبكر)) اين كارا نكردند؟.

    ثـانـيـا: عـلـى (ع ) در روايـات فـراوانـى كه از او نقل مى كنندمى فرمايد: من كتاب جامعى از املا پيامبر(ص ) دارم كه تمامى احكام در آن است .

    ثالثا: تمامى كتب حديث اهل سنت را بايد بى اعتبار دانست .

    رابعا: ((عمر بن عبدالعزيز)) هم خلاف فرمان پيامبر(ص )مرتكب شده است .

    محدثين آنها هم عدالت را در اين مورد رعايت نمى كنند, چرا كه از ((ابوهريرة )) يهودى كه تنها سه سـال آخـر حـيـات پـيـامبر مسلمان شده هزاران حديث نقل مى كنند كه از حفظ بوده چون سواد نداشته است , امامجموع روايات خلفاى راشدين وهمسران رسول خدا(ص ) واهل بيت و يك دهم يا حـتـى يـك صدم روايات او نمى شود, در حالى كه على (ع ) يكى از آنان است كه از شش سالگى در خانه پيامبر(ص ) بزرگ شده وآنهمه فضايل در علوم او آورده اند ((71)).

    بـا ايـن وصـف اهـل سـنت تمامى احاديث كتابهاى ((بخارى ))و((مسلم ))را صحيح مى دانند, اما شـيـعيان درباره هيچيك از كتابهاى روائى شان اين سخن را نمى گويند وملاك آنها اين است كه اگر حديثى مخالف قرآن بود مقبول نيست , حتى اگر سند صحيح داشته باشد.

    اهـل سـنـت روش اصـحاب رسول اللّه (ص )را نيز همانند سنت آن حضرت حجت مى دانند, ودليل مى آورند كه حضرت فرمود:.

    ((اصحاب من مانند ستارگان هستند, به هر كدام اقتدا كنيدهدايت مى شويد)) ((72)).

    ((اصحاب من نگهدارنده امتم هستند)) ((73)).

    امـا مـى دانـيـم كه اين سخن مورد پذيرش نيست , زيرا بعد ازپيامبر, اصحاب آن حضرت با يكديگر اختلاف كردند, با هم جنگيدند,همديگررا لعن ونفرين كردند, وبسيارى از بى گناهان را كشتند, م ى خوردند وزنا كردند ومسلما پيروى از آنان نمى تواند موجب هدايت باشد.

    اصلا آيا صحيح است پيامبر(ص ) به اصحاب خود فرمان اقتدابه اصحاب بدهد؟!.

    اما شيعيان بر اساس روايات فراوانى كه اهل سنت نيز آنهارا نقل كرده اند, تنها راه نجات را در پيروى از ((اهل بيت )) مى دانند ((74)).

    به علاوه , در سند حديث اگر يك شيعه باشد, اهل سنت آن رانمى پذيرند, اما اگر يك ناصبى باشد آن را قبول مى كنند ((75)).

    و: ثقلين

     

    يـكى از احاديث مشهور ومعروف نزد شيعه وسنى كه در بيش ازبيست كتاب خود آورده اند حديث ((ثقلين ))است كه در آن پيامبر(ص )فرمود:.

    ((مـن در مـيـان شـما دو چيز گرانبها مى گذارم يكى كتاب خداوديگرى خاندان وخانواده ام , تا هـنـگـامـى كه به آن دو چنگ بزنيد هرگزپس از من گمراه نخواهيد شد, از آنها جلو نيفتيد كه بـيـچاره مى شويد,واز آنها عقب نيفتيد كه بدبخت مى گرديد, وبه آنان چيزى نياموزيد كه آنان از شما داناترند)) ((76)).

    جالب اينجاست كه در برخى از كتابها اين حديث را اينگونه تحريف كرده اند:.

    ((من در ميان شما كتاب خدا وسنت خويش را مى گذارم )) ((77)).

    اما اين حديث سند درستى ندارد.

    واگـر ايـن هم درست باشد ((78))

    , سنت صحيح نبوى را بايد از على بن ابى طالب (ع ) گرفت , نه ((ابـو هـريـرة )) و((كـعـب الاحبار)) همچنانكه درتمسك به قرآن هم بايد نزد اهل بيت (ع ) رفت , چنانكه گذشت , اما اهل سنت حتى به قرآن نيز عمل ننموده اند, چون باطن قرآن نزد اهل بيت (ع ) است وكسى كه از اهل بيت (ع ) پيروى نكند از قرآن نيز پيروى نكرده است .

    نتيجه اين مى شود كه تنها شيعيان به حديث ثقلين عمل كرده اند ((79)).

    ز: اهل بيت

     

    برخى از اهل سنت ادعا كرده اند كه منظور از اهل بيت در قرآن وحديث همسران پيامبرند, وبرخى ديگر على وفاطمه وحسن وحسين (ع )را نيز به آنها افزوده اند.

    اما اولا اكثر علماى اهل سنت كه عموما بزرگان آنها هستندنظير:((مسلم )), ((ترمذي )), ((احمد بـن حـنـبـل )), ((نسائى )), ((خوارزمى )),((فخررازى )), ((طبرى )), ((ابن اثير)), ((سيوطى )) , ((ابـن عـربـى )) ((80)) و اعـتـراف دارنـد كـه مـنـظـور از اهـل بـيت تنها پيامبر وعلى وفاطمه وحسن وحسين (ع ) هستند وبس .

    ثـانـيـا, پـيامبر اكرم (ص ) تا شش ماه بعد از نزول آيه تطهير همواره از در خانه على (ع ) رد مى شد وخطاب به آنان آيه تطهير را تلاوت مى فرمود ((81)).

    ثـالـثـا خـطـاهـائى كـه در طـول تـاريـخ از هـمسران پيامبر رخ داده بامحتواى اين آيه سازگار نيست ((82)) به خلاف اهل بيت .

    مضافا به بيانات حضرت على (ع ) در نهج البلاغه ((83)) پيرامون معرفى اهل بيت ((84)).

    ح : امامت وخلافت

     

    منظور از امامت رهبرى مسلمين بعد از پيامبر(ص )است .

    شيعيان معتقدند كه امامت منصبى است الهى , اما اهل سنت حق انتخاب امام ورهبررا به خود مردم واگذار مى كنند.

    امامت در قرآن :.

    1 ـ خداوند متعال در گفتگوى خود با حضرت ابراهيم (ع )مى فرمايد:.

    (انى جاعلك للناس اماما قال ومن ذريتى قال لا ينال عهدى الظالمين ) ((85)).

    يـعـنـى : ((مـن تورا پيشواى مردم قرار دادم , (ابراهيم ) گفت : ازفرزندانم (نيز), گفت : عهد من ظالمين را شامل نمى شود)).

    ومـى دانـيـم كـه ((ابـوبـكـر)) و ((عمر)) و((عثمان )) بيشتر ايام عمرشان رادر شرك وبت پرستى گذرانده اند وتنها على (ع ) بود كه جز خداوندمعبودى نداشت واز ظلم شرك دور بوده است .

    آياتى هم صرفا در مورد امامت على (ع ) آمده است از جمله :.

    2 ـ (انـمـا ولـيـكـم اللّه ورسـولـه والـذيـن امـنـوا الـذيـن يـقيمون الصلوة ويؤتون الزك و ة وهم راكعون ) ((86)).

    يـعـنـى : ((ولى وحاكم شما فقط خدا وپيامبرش وكسانى هستند كه نمازرا بر پا مى دارند ودر حال ركوع انفاق مى نمايند)) ((87)).

    3 ـ (يـا ايـهـا الـرسـول بـلغ ما انزل اليك من ربك وان لم تفعل فمابلغت رسالته واللّه يعصمك من الناس ) ((88)).

    يـعـنـى : ((اى پـيـامبر, آنچه را كه از جانب پروردگارت بر تو نازل گشته ابلاغ كن كه اگر انجام ندهى رسالتش را نرسانده اى , خدا تورا ازمردم نگاهدارى مى نمايد)) ((89)).

    4 ـ (الـيـوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم واخشون اليوم اكملت لك م دينكم واتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا) ((90)).

    يـعنى : ((امروز اهل كفر از دين شما مايوس گشتند, پس از آنهانهراسيد بلكه از من هراس داشته بـاشـيـد, امـروز دينتان را برايتان كامل كرده ام ونعمتم را بر شما تمام نموده ام وراضى گشتم كه اسلام براى شمادين باشد)) ((91)).

    امامت در سنت :.

    پـيـامـبـر اكـرم در روز 18 ذى الـحـجـه سـال دهـم هجرت در حجة الوداع مردم را در سرزمين ((غديرخم )) گرد آورده , پس از اقرار گرفتن ازآنها در مورد ولايت وحكومت خويش فرمود:.

    ((هر كه من مولاى او هستم على نيز مولاى اوست )) ((92)).

    وفرمود:.

    ((كار مرا جز من وعلى كس ديگرى نمى تواند انجام دهد)) ((93)).

    ((هـمـانـا ايـن (يعنى على ) برادرم , وصيم , وجانشين بعد ازمن است , پس سخن اورا گوش كنيد واطاعتش نمائيد)) ((94)).

    ((اى على , جايگاه تو نزد من چون جايگاه ((هارون )) نزد((موسى ))(ع )است )) ((95)).

    در روايات زيادى پيامبر(ص ) ائمه بعد از خويش را دوازده نفرمعرفى كرده است , از جمله :.

    ((دين همچنان پا بر جاست تا قيامت بر پا شود, ودوازده خليفه بر شما خلافت كنند كه همه آنها از قريش هستند)) ((96)).

    اهـل سـنـت در تطبيق اين روايات اختلاف كرده اند, تا جائى كه معاويه ويزيد وبنى مروان را نيز از مصاديق آن به شمار آوردند ((97)).

    امـا حـقـيـقت اين است كه اهل سنت تا سال 230 على (ع ) را جزوخلفاى راشدين هم نمى دانستند واورا بـر مـنـابـر لعن مى كردند, در اين سال بود كه ((احمد بن حنبل )) نام آن حضرت را در زمره خلفاى راشدين به حساب آورد ((98)) وگفت :.

    ((دربـاره بـزرگـوارى هـيـچ يك از ياران پيامبر(ص ) به اندازه على (ع ) حديث حسن به دست ما نرسيده است )) ((99)).

    اما شيعيان بر اساس روايات فراوانى كه حتى اهل سنت نيز آن رانقل كرده اند, مصداقش را دوازده امام خويش مى دانند, از جمله :.

    پيامبر در جواب يك يهودى كه از جانشينانش سؤال كرد فرمود:.

    ((جـانـشـين من على , بعد حسن وحسين , بعد فرزندان حسين :على , محمد, جعفر, موسى , على , محمد, على , حسن , آنگاه محمدمهدى (عج ) مى باشند)) ((100)).

    اهل سنت مى گويند:.

    تصريحى درباره خلافت از جانب پيامبر(ص ) نيامده , وخلافت جز با شورا ممكن نيست , و((ابابكر)) با راى بزرگان از اصحاب به خلافت برگزيده شد ((101)).

    آنـها حتى مى گويند: خلافت با زور وجنگ هم ثابت مى شودونيازى به بيعت ندارد, ((عبداللّه بن عمر)) مى گويد: ((ما همراه كسى هستيم كه پيروز شود)) ((102)).

    علاوه بر دليلهائى كه براى اثبات امامت وخلافت على (ع )واولاد طاهرينش آمده مى گوئيم :.

    1 ـ چـرا ((ابـوبـكر)) و((عمر)) و((معاويه )) و((بنى مروان )) و((بنى عباس ))و براى خود جانشين تعيين كرده اند؟.

    2 ـ آيا پيامبر(ص ) به اندازه خليفه اول ودوم بينش نداشت وآينده نگر نبود؟.

    3 ـ آيا پيامبر(ص ) كه پايه گذار حكومت اسلامى بود دلش به اندازه خلفا براى اسلام نمى سوخت ؟.

    4 ـ پـيـامـبـرى كه هر گاه از مدينه بيرون مى رفت جانشينى براى آن تعيين مى كرد آيا به هنگام مرگش اين كاررا نكرد؟ ((103)).

    ط : صلوات

     

    روايات فراوانى در كتب اهل سنت هست كه مى گويند:.

    وقتى آيه شريفه :.

    (ان اللّه وملائكته يصلون على النبي يا ايها الذين امنوا صلوا عليه وسلمواتس ليما) ((104)).

    يـعـنـى : ((هـمـانـا خداوند وملائكه اش بر پيامبر صلوات مى فرستد,اى اهل ايمان (شما هم ) بر او صلوات وسلام بفرستيد)).

    نازل شد, اصحاب نزد آن حضرت آمده چگونگى صلوات فرستادن بر ايشان را سؤال كردند, فرمود:.

    ((بـگوئيد: ((اللهم صل على محمد وعلى آل محمد كما صليت على ابراهيم وعلى آل ابراهيم انك حميد مجيد)) ((105)).

    بـر هـمـيـن اسـاس شيعيان هميشه در صلواتهايشان مى گويند:اللهم صل على محم د وعلى آل محمد, اما اهل سنت پس از ذكر نام پيامبرمى گويند: صلى اللّه عليه وسلم .

    به علاوه :.

    رسول خدا(ص ) فرمود:.

    ((دعا به آسمان بالا نمى رود مگر زمانى كه بر محمد واهل بيتش درود بفرستند)) ((106)).

    وفرمود:.

    ((هر كس نمازى بخواند كه در آن بر من وخاندانم درود نفرستدنمازش قبول نيست )) ((107)).

    امام ((شافعى )) هم به مضمون اين حديث فتوا داده است ودر شان اهل بيت اين شعررا سروده است :.

    كفاكم من عظيم الشان انكم ـــــ من لم يصل عليكم لاصلاة له ((108)).

    يـعـنـى : ((در مـقـام ومـنـزلـت شما همين بس كه هر كس بر شما درودنفرستد نمازش درست نيست )) ((109)).

    • تعداد رکورد ها : 6
    چکیده اندیشه ها
     
     
     
     
    تازه ترین ها
     
    سياست امام خامنه‌اي سياست الهي است «محمد تیجانی سماوی» اسلام‌پژوه شیعه تونسی، در 2 فوریه 1943 میلادی (1315) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد. خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها به تونس مهاجرت کردند. تحصیلات ابتدایی را در یکی از شعبه‌های دانشگاه زیتونه گذراند و پس از استقلال تونس و به مدارس فرانسوی عربی رفت و نهایتاً مدارج دبیرستان پیش‌دانشگاهی را گذراند. اقدامات تروريست‌هاي سوريه نتيجه فتواهاي وهابي است "محمد تیجانی سماوی» اسلام پژوه تونسی در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری فارس درباره هتک حرمت مزار «حجر بن عدی» صحابه امام علی (ع) توسط افراد مسلح در سوریه گفت: این اقدام از افکار وهابی‌ها ریشه گرفته است، تاریخ وهابی‌ها مملو از این اقدامات است. دعاي روزانه ماه رمضان دعای روزانه ماه رمضان دعای روزانه ماه مبارک رمضان دعاى روز اول ماه مبارك رمضانبسم الله الرحمن الرحیم اللهمَ  اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا ع... اعمال شب و روز نيمه شعبان اعمال شب و روز نیمه شعبان اعمال شب و روز نیمه شعبان دعا و نیایش شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر... امام خامنه اي رهبر بيداري اسلامي است مصاحبه با خبرگزاری مشرق تيجاني: امام خامنه‌اي رهبر بيداري اسلامي است  همه دانشمندان و علماي فرزانه اسلام كه اسلام صحيح و قرآني و اسلام بر پايه سنت نبوي را نمايندگي مي‌كنند، بر اين مسئله اتفاق نظر دارند كه رهبري امت اسلامي با اي... بايد جهانيان را با فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا كرد بايد جهانيان را با فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا کرد استاد دانشگاه سوربون فرانسه گفت: بايد جهانيان را با معارف بسيار پربار اهل بيت(ع) و از جمله فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا کرد. "دکتر محمد تيجاني سماوي" روز سه شنبه در ادامه همايش چهار روزه "غدير محور وحدت مسلمين" در مشهد افزود: بايد با بهره ... محمد(ص) و على(ع) از ديدگاه شيعيان به ويژه ايرانيان محمد(ص) و على(ع) از ديدگاه شيعيان به ويژه ايرانيان پرسش: آيا حقيقت دارد كه شيعيان و مخصوصاً ايرانيان على(عليه السلام) را بالاتر از پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى دانند و حتى او را خدا مى خوانند!؟ و نيز برخى معتقدند كه جبرئيل اشتباهاً وحى را به محمد(صلى الله عليه وآله) نازل كرده، در صورتى كه ماموريت جبرئيل، رساندن وحى به على(عليه السلام) بوده است؟ دلايل توجه ويژه ى ايرانيان به تشيع دلايل توجه ويژه ى ايرانيان به تشيع پرسش: چرا ايرانيان توجه خاصى به تشيع دارند؟ پاسخ: بعد از فتح ايران به دست قواى مسلمين، ايرانيان آزادى نسبى داشتند و اكراه و اجبارى هم در پذيرش دين مقدس اسلام نداشتند. ولى بر اثر معاشرت با مسلمين، به حقانيت اسلام پى بردند و دين چندين هزار ساله خود را، ناقص تشخيص داده و به اسلام گرويدند...... قدمت شيعه از زمان پيغمبر گرامى اسلام(ص) قدمت شيعه از زمان پيغمبر گرامى اسلام(ص) آيا مذهب شيعه يك مذهب سياسى است كه به دست عبدالله بن سباى يهودى در زمان عثمان ـ خليفه سوم ـ ابداع شد، سپس ايرانيان كه با عربها سابقه بدى داشتند با اين سلاح در مقابل اعراب مسلمان ايستادند. آنگاه تشيع در زمان ديالمه تقويت گرديد و سپس در زمان صفويه مذهب رسمى ايران شد. در صورتى كه در زمان نبى مكرم اسلام(صلى الله عليه وآله) نامى از شيعه وجود نداشته است؟ پاسخ: اولاً بايد گفت كه از ديد شيعيان، عبدالله بن سبأ(1) يك يهودى و ملعون است و در اخبار شيعه از وى مذمت بسيار شده است. ثانياً شيعه يك حزب سياسى نيست كه در زمان خلافت عثمان درست شده باشد، بلكه...... اذكار ماه شعبان اذکار ماه شعبان در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود. هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود..... چرا على(ع) وصيت كرد قبرش پنهان بماند؟ چرا على(ع) وصيت كرد قبرش پنهان بماند؟ چون شهادت حضرت، در آغاز زمان شكل گيرى قدرت معاويه و طغيان بنى اميه و حضور ساير گروه هاى زخم خورده ناكثين و قاسطين و مارقين اتفاق افتاد، آن بزرگوار وصيت نمود كه جسدش را شبانه دفن نمايند و حتى علامتى بر روى آن نگذارند. .... اهل سنت واقعي در چند خط اهل سنت واقعی در چند خط بيشتر علما و امامان اهل سنت، ايراني بوده‌اند و نه تنها شيعه نبوده بلکه تعصّب شديدي ضدّ شيعه و شيعيان ابراز داشته‌اند. کافي است بدانيم بزرگ‌ترين مفسّر آنها که زمخشري است ايراني مي‌باشد و بزرگ‌ترين محدثين آنها بخاري و... رهبري ايران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد رهبری ایران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد  دکتر تیجانی: رهبری ایران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد دکترمحمد تیجانی السماوی، محقق شیعه و نویسنده کتاب آن گاه هدایت شدم، در گفت و گوِی با خبرگزاری رسا، ابراز داشت: علاقه من به رهبر امت اسلامی، حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، علاقه ای است ک... انتقاد دكتر تيجاني از فتواهاي تكفيري بر ضد شيعيان انتقاد دکتر تیجانی از فتواهای تکفیری بر ضد شیعیان کتر تیجانی با ابراز تاسف از صدور فتواهای تکفیری از سوی علمای وهابی، آن را محکوم کرد. وی در مصاحبه با پایگاه خبری "نون"، با اشاره به اوضاع نامناسب امنیتی در شهرهای عراق تاکید کرد: افتخار من این است که در کنار بارگاه ائمه اطهار(ع) در کربلا و نجف اشرف شهید شوم سياست امام خامنه‌اي سياست الهي است سیاست امام خامنه‌ای سیاست الهی است «محمد تیجانی سماوی» اسلام‌پژوه شیعه تونسی، در 2 فوریه 1943 میلادی (1315) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد. خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها به تونس مهاجرت کردند. تحصیلات ابتدایی را در ی... دكتر تيجاني : ايرانيان مي‌خواهند پرچم اسلام برافراشته شود دکتر تیجانی : ايرانيان مي‌خواهند پرچم اسلام برافراشته شود به گزارش پایگاه بقیع به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، دكتر محمد تيجاني سماوي را بسياري در ايران و جهان اسلام با كتاب «ثم اهتديت» مي‌شناسند؛ كتابي كه بسيار مورد علاقه و توجه خوانندگان از جمله رهبر انقلاب قرار گرفت. تيجاني خود دراين‌باره مي‌گويد: «ايشان (رهبر انقلاب) كتاب «ثم اهتديت» را ستايش نمودند و گفتند اين كتاب، كتاب تو نيست بلكه نسيمي از بركات اهل بيت (ع) است.» به مناسبت هفته وحدت به سراغ اين نويسنده و پژوهشگر مسائل اسلامي رفتيم تا درباره موضوع وحدت و مسائل جهان اسلام به گفت‌وگو بپردازيم: خدمتگذاري دكتر تيجاني در حرم حسيني(ع) خدمتگذاری دکتر تیجانی در حرم حسینی(ع) حجت الاسلام دکتر سید محمد تیجانی سماوی» نویسنده و متفکر تونسی است که پس از زیارت عتبات مقدسه عراق به خدمتگزاری در مرقد شریف امام حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام مشغول شد. چهل حديث « تربيت كودك و نوجوان » چهل حديث قهر كن، ولى طولش نده شخصى مى گويد: از دست فرزندم نزد امام كاظم عليه السلام شكايت كردم. حضرت به من فرمودند: لاتَضْـرِبْهُ وَاهْجُـرْهُ وَلاتـُطِلْ. حضرت به من فرمودند: او را كتك نزن و با وى قهر كن، اما آن را طولانى نكن. اقدامات تروريستهاي سوريه نتيجه فتواهاي وهابي اقدامات تروریستهای سوریه نتیجه فتواهای وهابی است "محمد تیجانی سماوی» اسلام پژوه تونسی در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری فارس درباره هتک حرمت مزار «حجر بن عدی» صحابه امام علی (ع) توسط افراد مسلح در سوریه گفت: این اقدام از افکار وهابی‌ه... فعاليت شيعيان درعربستان فعالیت شیعیان درعربستان اساسا نقطه آغاز تشیع در جهان اسلام حجاز و به‌طور مشخص مدینه منوره بوده است كه گروهی از صحابه پیامبر(ص) همچون ابوذر و سلمان و مقداد و عمار و ...