دکتر محمد تيجاني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • چكيده انديشه ها  
  • نویسنده :  
  • دكتر تيجاني   
  • تعداد بازدید :  
  • 120  
  •  فهرست کتاب
  •  

    فصل چهارم دفاع از حريم تشيع
    دفاع از حريم تشيع
    اهل سنت در برخى از عقائد بر شيعيان خرده مى گيرند كه منشاى جز تعصب ندارد چرا كه عقائد واعمال شيعيان مطابق با قرآن وسنت نبوى (ص )است , تا جائى كه ((ابن تيميه )) مى گويد:.
    ((برخى از فقها نظر دادند كه بعضى از مستحبات اگر شعارشيعيان شده باشد بايد آنهارا ترك كرد تـا سـنـى از رافـضـى شـنـاخـتـه شـود كـه ايـن مـصلحت از مصلحت وفايده خود مستحب برتر است )) ((313)).
    بنابراين بايد آن عقائدرا بررسى كنيم تا حقيقت آشكار شود.
    الف : عصمت
    شيعيان معتقدند كه امام , همانند پيامبر, بايد از تمامى گناهان ازآغاز كودكى تا پايان عمر معصوم باشد.
    بررسى :.
    اين نظريه نه مخالف عقل است , نه مخالف قرآن ونه مخالف سنت , بلكه عقل ونقل آن را واجب ولازم مى دانند.
    از نـظـر عـقل كسى كه مسئوليت راهبرى وهدايت بشريت به اوواگذار شده , نمى شود يك انسان مـعمولى باشد كه اشتباه وفراموشى به او دست بدهد يا بار گناهان بردوشش سنگينى كند كه در نتيجه درمعرض انتقاد وكوچك شمردن مردم قرار گيرد.
    از نظر نقل از جمله دليلها آيه تطهيراست كه مى فرمايد:.
    (انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا) ((314)).
    يعنى : ((خداوند تنها اراده كرده است كه از شما اهل بيت پليدى رابزدايد وپاكيزه تان گرداند)).
    بر اساس حديث ثقلين هم كه شرحش در ص 5 ـ 4 ـ 53 گذشت تنها در صورتى كه اهل بيت چون قرآن عارى از خطا واشتباه باشندتمسك به آنها موجب هدايت خواهد گرديد ((315)).
    ب : علم امامان
    اهل سنت بر اين عقيده شيعيان خرده مى گيرند كه :.
    خداوند به ائمه اهل بيت (ع ) علمى اختصاصى عطا كرده وامام داناترين فرد زمان خويش است ودر پاسخ هيچ سؤالى ناتوان نمى ماند.
    بررسى :.
    اولا در فـصـل دوم , بـخـش قرآن صفحات 8 47 سه دليل براى اثبات علم اختصاصى اهل بيت به باطن وواقع قرآن بيان گرديد.
    ثانيا پيامبر اكرم (ص )فرمود:.
    ((از آنـان پـيشى نگيريد كه هلاك مى شويد, ودر حق آنان كوتاهى نكنيد كه هلاك مى گرديد وبه آنان ياد ندهيد كه از شما داناترهستند)) ((316)).
    ثالثا امام على (ع ) مى فرمايد:.
    ((كـجـايـنـد آنـهـا كه گمان مى كنند در علم استوارند نه ما؟ ادعاى آنهادروغ است وبر ما ظلم كـرده انـد, چـرا كـه خداوند مارا برترى داده وآنهارافرو گذاشته , خداوند به ما عطا كرده وآنهارا محروم ساخته است )) ((317)).
    رابعاـ صحابه رسول خدا(ص ) خصوصا خلفا در مشكلات علمى به على (ع ) مراجعه مى كردند وآنها را حـل مـى نـمـودنـد, تـنها ((عمربن خطاب )) در بيش از هفتاد مورد گفت : ((لولا على لهلك عمر)) ((318)) يعنى :((اگر على نبود عمر هلاك مى شد)) ((319)).
    ج : بدا.
    يعنى خداوند تصميم به انجام كارى بگيرد وسپس آن تصميم راتغيير دهد, نه اينكه پشيمان شود, يا اينكه از اول آن را نمى دانست .
    اين عقيده همان محتواى آيه قرآن است نه چيزى فراتر از آن كه مى فرمايد:.
    (يمحوا اللّه ما يشا ويثبت وعنده ام الكتاب ) ((320)).
    يـعنى : ((خداوند هر چه را بخواهد نابود مى كند وهر چه رابخواهد نگاه مى دارد كه مادر كتابها نزد اوست )).
    پيامبر اكرم (ص ) در تفسير آيه فوق فرمود:.
    ((صـدقـه دادن , نـيكى به پدر ومادر كردن وكار خير انجام دادن ,بدبختى را مبدل به خوشبختى كرده , عمررا زياد مى كند وانسان را ازمرگ بد نگه مى دارد)) ((321)).
    اگر اعتقاد به تغيير وتبديل الهى نباشد هيچ ارزشى براى نمازهاودعاهاى ما نخواهد بود, در حالى كـه احـكـام الـهى از پيامبرى تا پيامبرديگر تغيير مى كند وحتى در سنت پيامبر اسلام (ص ) ناسخ ومـنـسـوخ ‌وجـود دارد, پـس عـقـيده به بدا نه كفراست نه خروج از دين , واهل سنت حق ندارند شـيـعـيـان را در چـنـيـن عـقـيـده اى تـقبيح كنند, در حالى كه در كتب روائى معتبر خودشان داستانهاى عجيب وغريبى وجود دارد از ((بخارى )) بشنويد كه در شرح ماجراى معراج پيامبر(ص ) از قول آن حضرت نقل مى كند كه مى فرمايد:.
    (( سپس پنجاه نماز بر من واجب شد, من آمدم تا با موسى ملاقات كردم , به من گفت : چه كردى ؟ گـفـتم : پنجاه نماز بر من واجب شد, گفت : من مردم را بهتر از تو مى شناسم زيرا با بنى اسرائيل تـلاش كـردم (وبـى ثمرماند), امت تو تاب وتوان اين همه نماز واجب راندارند, بر گرد واز خدايت بخواه (كه تخفيف دهد), من بازگشتم وازخدا در خواست تخفيف كردم , خداوند آنهارا چهل نماز قرار داد,دوباره تخفيف داد تا شد سى نماز, بعد بيست نماز, سپس ده نماز,وبالاخره پنج نماز, اين بار كه نزد موسى آمدم گفت چه كردى ؟ گفتم :شده پنج نماز, گفت : باز تخفيف بخواه , گفتم : من ديگر از پروردگارم خجالت مى كشم )) ((322)).
    آرى ! بخوان وتعجب كن از اينها كه شيعيان را مورد استهزا قرارمى دهند!.
    اولا به خداوند متعال نسبت جهل داده شده است .
    ثـانـيا مقام پيامبر اسلام (ص ) از حضرت موسى پائينتر بيان شده چون مى گويد: من از تو مردم را بهتر مى شناسم .
    ثـالـثا با يك حساب ساده اگر هر نماز جماعت ده دقيقه طول بكشد, پنجاه نماز نزديك ده ساعت وقت مى خواهد, آيا اين دين رامى توان تحمل كرد؟!.
    رابـعـا شـايـد اگـر خجالت پيامبر(ص ) از خدا نبود يك نماز بيشترنمى ماند يا به كلى همه ساق ط مى شد!!! ((323)).
    د : غلو
    اهـل سنت شيعيان را متهم مى كنند كه در محبت به ائمه (ع ) زياده روى مى نمايند, وآنها را تا حد خدائى بالا مى برند.
    ولـى حـق ايـن اسـت كـه آنـان درباره محبت اهل بيت (ع ) همان كلام خدا ورسول (ص ) را پيروى مى كنند كه :.
    (قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى ) ((324)).
    يعنى : ((بگو براى نبوتم از شما مزدى تقاضا نمى كنم مگر محبت به نزديكانم )).
    ((دوستى على ايمان ودشمنى اش نفاق است )) ((325)).
    ((هـر كـه بـر مـحبت آل محمد بميرد شهيد مرده است , هر كه برمحبت آل محمد بميرد آمرزيده مرده است , هر كه )) ((326)).
    ((اى على , تو در دنيا وآخرت سرور و آقائى , هر كس تورادوست داشته باشد مرا دوست داشته , وهر كه تورا دشمن بدارد مرادشمن داشته است , دوست تو دوست خدا ودشمن تو دشمن خداست ,واى به حال كسى كه تورا دشمن بدارد)) ((327)).
    بـنـابـرايـن شيعيان چون خدا ورسولش را دوست دارند, اهل بيت پيامبر(ص ) را نيز دوست دارند, احـاديـث در كـتـب اهـل سـنـت در ايـن مـورد بـسياراست كه براى نمونه به برخى از آنها اشاره كرديم ((328)).
    اما در واقع خود اهل سنت گرفتار غلو هستند چرا كه معتقد به عدالت تمام اصحابند در حالى كه خـطـاهـا ولـغـزشـهـا وجـنـايـتـهـاى برخى ازآنها با ذكر دلايل قرآنى وروائى وتاريخى مبسوطا گذشت ((329)).
    آيـا غـلو از اين روشن تر وواضح تر مى شود هنگامى كه سنت پيامبر(ص ) را كنار مى گذارند وسنت اصحاب را پيروى مى نمايند؟!.
    وبدتر از اينها آنكه به طور كلى اجازه نمى دهند سخنى يا انتقادى از اصحاب مطرح گردد ((330)).
    هـ: امام مهدى منتظر(عج )
    اهـل سـنت بر شيعيان خرده مى گيرند كه چگونه معتقد به زنده بودن يك انسان در دوازده قرن هستند وبرخى از آنان اين اعتقاد راساخته شيعيان مى دانند.
    اين مساله از دو جهت قابل بررسى است :.
    اول اعتقاد به امام مهدى (عج ) وقيام او: در بيش از شصت كتاب ازكتب اهل سنت روايات فراوانى از پيامبر(ص ) نقل شده كه به ظهوروقيام آن حضرت بشارت داده شده است ((331)).
    از جمله :.
    ((يـكى از اهل بيت من حكومت را به دست مى گيرد كه اسمش اسم من است , اگر از دنيا جز يك روز باقى نباشد خداوند آن روز راآنقدر طولانى مى كند تا او حكومت كند)) ((332)).
    ((ابن حجر عسقلانى )) مى گويد:.
    ((اخـبـار بـه حـد تـواتـر رسيده است كه مهدى از اين امت است وعيسى بن مريم پشت سر او نماز مى خواند)) ((333)).
    دوم ولادت وغـيـبـتـش : اولا بسيارى از علماى اهل سنت اين مساله را تصديق كرده اند از جمله : ((محى الدين بن عربى )), ((ابن جوزى ))((قندوزى )) ((334)) و ثانيا سراسر قرآن كريم پراست از معجزات پيامبران , از جمله عمر طولانى وخارق عادت نظير:.
    ((عـزير)) پيغمبر وقتى از محله خرابه اى مى گذشت از زنده شدن دوباره آن مردم اظهار شگفتى كـرد, خـداونـد متعال اورا ميراند وصد سال بعد زنده كرد در حالى كه غذا وآبش سالم بودند ولى حمارش مرده وبصورت اسكلت در آمده بود ((335)).
    ((اصـحاب كهف )) از سرزمين خويش فرار مى كنند وبه غارى پناهنده شده در آن مى خوابند وبعد از سيصد ونه سال بيدار مى گردند ((336)).
    وثـالـثـا آيـا عـمـر حـضـرت مـهـدى ((عـج )) بيشتراست يا عمر حضرت ((خضر(ع ))) وحضرت ((عـيـسـى (ع ))) كـه هنوز زنده اند وهمه مسلمانان معتقدند كه حضرت ((عيسى (ع ))) پشت سر حضرت مهدى ((عج )) نمازمى خواند ((337)) ؟.
    در پـايـان ايـن نـكـته را ياد آور مى شويم كه اعتقاد به ظهور مصلح بشريت در هر سه آئين بزرگ : يـهـوديـت , مـسيحيت وسلام وجود داردكه اگر اميد انسان به آينده بهتر نبود تا عدالت وامنيت وكرامت را به وى ببخشد اين دنيا وزندگى اش نه بوئى داشت نه معنائى , پس مهدى نه تنهاآرزوى مسلمانان بلكه آرزوى انسانيت است ((338)).
    و : رجعت
    يعنى خداى سبحان برخى از مؤمنان وصالحان وبرخى ازجنايتكاران وستمگران را زنده مى كند تا مؤمنين از دشمنانشان دردنياقبل از آخرت انتقام بگيرند.
    ايـن عـقـيـده مخصوص به شيعيان است ودر كتابهاى اهل سنت اثرى از آن وجود ندارد ولى عقلا محال نيست ((339))
    در تفسير آيه شريفه :.
    (ويوم نحشر من كل امة فوجا ممن يكذب باياتنا) ((340)).
    يعنى : ((روزى كه از هر امتى گروهى از آنها كه آيات مارا تكذيب مى كنند را محشور مى كنيم )).
    از امام صادق (ع ) نقل شده كه فرمود:.
    ((مـنـظـور قيامت نيست بلكه منظور رجعت است , در روز قيامت خداوند همه را محشور مى كند وهيچ يك را فرو گزار نمى نمايد, نه ازهر امت تنها يك گروه را, چرا كه مى فرمايد:.
    (وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا) ((341)).
    يعنى : ((آنهارا محشور نموديم ويك نفررا هم فروگزارنكرديم )) ((342)).
    البته رجعت غير از تناسخ ‌است كه برخى از كفار به آن معتقدندچون تناسخ يعنى حلول روح انسانى به بدن حيوان يا انسان ديگر ((343)).
    ز : تقليد
    شيعه در زمان حضور ائمه (ع ) از فرامين آنان تبعيت مى كرده كه مى فرمودند:.
    ((حـديث من حديث پدرم , وحديث پدرم حديث جدم ,وحديث جدم حديث اميرالمؤمنين وحديث على حديث رسول اللّه (ص ) وحديث او سخن خداوند متعال است )) ((344)).
    در دوران غـيـبت هم به مجتهدان زنده اى مراجعه كرد كه مبنايشان در اجتهاد قرآن وسنت بوده , هـرگـز بـه قـيـاس ونـظريات شخصى خويش تكيه ننموده اند, بنابراين عمل شيعيان منسوب به خداورسول اوست .
    اما اهل سنت در دورانى طولانى معلوم نبود كه امامشان كيست ودر احكام شرعى تا زمان پيدايش چـهـار مـذهـب چـه مى كرده اند, آنگاه بعد از آن چهار امام نيز درب اجتهاد بسته مى شود وتا قيام قـيـامـت مسلمانها مكلف به تقليد از چهار مجتهدى مى گردند كه بيش از هزارسال پيش از دنيا رفـتـه انـد در حالى كه نه در قرآن ونه در سنت دستورى يادليلى براى پيروى از اين چهار مذهب وجود ندارد ((345)).
    اتـصـال فـقـه شيعه از طرف ائمه دوازده گانه (ع ) به پيامبر واضح وروشن است اما رهبران چهار مذهب اهل سنت نه تنها پيامبر(ص ) رانديده اند بلكه ميان آنها دهها سال فاصله است , ومقلدينشان نيز آنهارانديده اند وميانشان صدها سال فاصله مى باشد از اين گذشته چگونه يك مسلمان خردمند در اين زمان از كسى پيروى مى كند كه از مسائل جديداين روزگار چيزى نمى داند؟! ((346)).
    ح : تقيه
    يعنى به هنگام بروز خطر احتياط را مراعات نمودن وعقايدباطنى را آشكار نساختن .
    اهـل سـنت شيعيان را براى چنين اعتقادى مورد نكوهش قرارمى دهند غافل از اينكه قرآن وسيره اصحاب رسول خدا(ص ) مؤيدآن است كه به چند نمونه اشاره مى كنيم :.
    1 ـ از ((ابـن عـباس )) در تفسير آيه شريفه (الا ان تتقوا منهم تقاة ) ((347)) يعنى ((مگر آنكه براى نگهدارى از ((ضرر)) آنها باشد)) نقل كرده اند كه مى گويد:.
    اگـر كسى مجبور شد كه سخنى بگويد هر چند معصيت خداباشد, اگر از ترس مردم گفت ولى قلبش به ايمان وعقيده مطمئن بودبراى او ضررى ندارد, چرا كه تقيه تنها با زبان است ((348)).
    2 ـ ((عبد بن حميد)) از ((حسن )) نقل كرده كه مى گويد: تقيه تا روزقيامت جايزاست ((349)).
    3 ـ مشركين ((عمار بن ياسر)) را گرفته رهايش نكردند تا به پيامبر(ص ) دشنام داد وخدايانشان را بـه خـوبـى ياد كرد, وقتى رهايش كردند, پيامبر(ص ) به او فرمود: چه خبر دارى ؟ گفت : شر! مرا رهانكردند تا شمارا دشنام داده بتهايشان را به خوبى ياد كردم , فرمود: درقلبت چه احساس دارى ؟ عرض كرد: به ايمان اطمينان دارد, فرمود: اگرباز هم تورا گرفتند همان برنامه قبلى را اجرا كن , اينجا بود كه اين آيه كريمه نازل شد:.
    (الا من اكره وقلبه مطمئن بالايمان ) ((350)).
    يعنى : ((مگر كسى كه مجبور شود اما قلبش به ايمان اطمينان داشته باشد)) ((351)).
    بله شيعيان بيش از سنى ها به اين حكم الهى عمل كرده اند,دليلش هم اين است كه اهل سنت تحت حـمـايـت حاكمان ظالم وجائرى چون ((بنى اميه )) و((بنى عباس )) به سر مى بردند لذا نيازى به تـقيه نداشته اند, اما شيعيان در طول تاريخ در رنج وشكنجه وآزار واذيت بودند, كافى بود به كسى گفته شود: اين شيعى وپيرو اهل بيت است , تافورا به بدترين شكل به مرگ محكوم گردد, بنابراين ائمه (ع ) آنهارا به تقيه سفارش كرده مى فرمودند:.
    ((تقيه دين من ودين پدران من است )) ((352)).
    ((هر كه تقيه ندارد دين ندارد)) ((353)).
    اهل سنت تقيه را نفاق مى دانند, زيرا آنچه در باطن دارندراآشكار نمى سازند, ولى اين پندارى بس خـام است , زيرا نفاق يعنى پنهان كردن كفر واظهار ايمان ولى تقيه عكس آن است يعنى اظهار كفر وپـنـهـان داشـتـن ايـمـان كـه قـرآن كريم هر دورا مطرح كرده , اولى را نكوهيده ودومى را مدح نموده است .
    آيه نفاق :.
    (واذا لـقـوا الـذيـن امـنـوا قـالـوا امـنـا واذا خـلـوا الـى شـيـاطـيـنـهـم قـالوا انامعكم انما نح ن مستهزؤون ) ((354)).
    يـعـنـى : ((آنگاه كه به مؤمنين مى رسند مى گويند: ما ايمان آورده ايم ,ولى هر وقت با شيطانهاى خـود خـلـوت مـى كـنـنـد مـى گـويـند: ما با شماهستيم وادعاى ايمانمان فقط بخاطر مسخره كردن است )).
    آيه تقيه :.
    (وقال رجل مؤمن من ال فرعون يكتم ايمانه ) ((355)).
    يعنى : ((مردى مؤمن از خاندان فرعون كه ايمانش را پنهان نگه داشته گفت :)) ((356)).
    ط : وضو
    شـيعيان به هنگام وضو صورت ودو دست را مى شويند وسرودوپا را مسح مى كنند, اما وضوى اهل سنت عبارت است از:.
    شستن دو دست تا مچ سه مرتبه , مضمضه سه مرتبه , استنشاق سه مرتبه , شستن صورت سه مرتبه , شستن دست راست سه مرتبه ,شستن دست چپ سه مرتبه , مسح تمامى سر, مسح دو گوش , سه بارشستن پاى راست وپاى چپ .
    گـذشته از مشقت بار بودن چنين حكمى بويژه براى جوانان ودرحال سفر وفصل زمستان , دليل شيعيان آيه شريفه قرآن است كه مى فرمايد:.
    (يـا ايـهـا الذين امنوا اذا قمتم الى الصلوة فاغسلوا وجوهكم وايديكم الى المرافق وامسحوا بروسكم وارجلكم الى الكعبين ) ((357)).
    يعنى : ((اى اهل ايمان هرگاه براى نماز برخاستيد, صورتهاودستها تا آرنج را بشوئيد وبر سرهايتان وپاها تا برآمدگى مسح نمائيد)) ((358)).
    ى : جمع بين دو نماز
    شيعيان نماز ظهر وعصر را با هم ومغرب وعشا را با هم به جاى مى آورند, ولى اهل سنت آن را جايز نـمـى شـمـارنـد مـگـر در عـرفـات ومـزدلفه , مالكى ها وشافعى ها وحنبلى ها در سفر نيز جمع را جايزمى دانند.
    دلـيـل شـيعيان احاديث فراوانى از ائمه (ع ) است كه مى گويندرسول خدا(ص ) بين نمازها جمع كرده است .
    در صـحـاح اهـل سـنـت نيز روايات فراوانى به چشم مى خورد كه هم رسول خدا(ص ) وهم برخى اصـحاب حضرت در غير سفروضرورت نماز ظهر وعصر را با هم ومغرب وعشا را با هم خوانده انداز جمله :.
    ((ابـن عـبـاس )) مـى گـويـد: پـيـامـبر(ص ) هفت ركعت را با هم وهشت ركعت را با هم به جاى آورد)) ((359)).
    ((ابـن عباس )) مى گويد: رسول خدا(ص ) در ((مدينه )) بين دو نمازظهر وعصر ودو نماز مغرب وعشا جمع كرد بدون خوف وباران .
    راوى مـى گـويـد بـه ((ابن عباس )) گفتم : چرا چنين كرد؟ گفت : براى اينكه امتش در مشقت نيفتند ((360)).
    ((روزى ((ابن عباس )) پس از عصر تا غروب وپديدار شدن ستارگان مشغول سخنرانى بود فردى فـريـاد زد: نـمـاز, نـمـاز! ((ابـن عباس ))گفت : آيا تو مى خواهى سنت را به من بياموزى ؟ خودم پيامبر(ص )راديدم كه بين دو نماز ظهر وعصر ونماز مغرب وعشا جمع مى كرد)) ((361)).
    اهل سنت مى گويند: جمع بين دو نماز يعنى نماز عصر ونمازعشا را قبل از وقت خواندن .
    مـى گوئيم : بنابراين نبايد در عرفات ومزدلفه جمع جايز باشد,ولى شما آن را جايز مى دانيد ونماز قبل از وقت به حساب نمى آوريد.
    بـسـيـارى از جوانان كه به خاطر عدم توانائى انجام نماز در پنج وقت اصل نمازرا ترك كرده بودند وقـتـى اين حقيقت را دريافتند به اقامه نماز بازگشتند, وحكمت جمع را دريافتند كه همه مردم اعم از دانشجووكارمند وارتشى وكارگر و مى توانند نمازرا طورى بخوانند كه نه نمازقضا شود ونه از كار خويش عقب بيفتند, واز التهابهاى درونى نيزخلاصى يابند.
    مـن وقـتى معلم بودم نمى توانستم نمازهارا در وقت خودش انجام دهم , لذا معمولا نمازهاى ظهر وعـصـر ومـغـرب از مـن فـوت مـى شـد, بـويژه در فصل زمستان , گاهى چهار نماز را شب انجام مـى دادم ,خـسـتـه به خانه باز مى گشتم وتوان نماز خواندن را نداشتم وبا سختى انجام مى دادم , بـسـيـارى از مـسلمانان به همين خاطر نماز را ترك مى كنندودر يك تزلزل روانى به سر مى برند وآرزوى فرصت انجام آن را دارند.
    بنابراين نزد برخى از افراد نفرتى پيش مى آمد زيرا نماز راكابوسى تلقى مى كردند كه آسايششان را بـه هـم مـى زنـد, از سـوى ديـگـرمـسـيـحـيـت از همين نكته حساس براى انحراف جوانان سؤ استفاده مى كرد وادعا مى نمود كه دينش با تمدن هماهنگ است .
    اما با روشن شدن سيره پيامبر(ص ) وائمه اهل بيت (ع ) تمامى اين مشكلات حل شد ((362)).
    سجده بر خاك
    شيعيان سجده را جز بر زمين يا چيزى كه از آن مى رويد به شرطاينكه خوراكى وپوشاكى نباشد روا نمى دانند ((363)) , اما علماى اهل سنت سجده بر همه چيز را جايز مى شمارند وشيعيان را متهم به بت پرستى مى نمايند.
    در روايـاتى از اهل سنت مى خوانيم كه رسول خدا(ص ) سجده گاهى براى خود داشتند ((364)) , ونيز سجده بر زمين را دوست مى داشتند ((365)).
    بنابراين ديگر شايسته نيست اهل سنت , شيعيان را بت پرست بدانند در حالى كه شيعيان شهادتين مـى گـويـند وزكات مى دهند ونمازمى خوانند وحج خانه خدا به جاى مى آورند, آنگاه براى اينكه نـمـازوسـجـده شان پاك ومقبول نزد خداوند باشد فرمان رسول خدا(ص )وائمه اطهار(ع ) را اجرا مى كنند.
    به قول شهيد صدر (ره ): ما بر خاك سجده مى كنيم نه براى خاك ((366)).
    ازدواج موقت
    تمام احكام وشرايطش همانند ازدواج دائم است با اين تفاوت كه :.
    1 ـ مدت بايد معلوم باشد.
    2 ـ زن ومرد در اين ازدواج از همديگر ارث نمى برند.
    3 ـ هزينه زندگى زن بر عهده مرد نمى باشد.
    اين عمل در زمان پيامبر(ص ) و((ابوبكر)) ومدتى از خلافت ((عمر)) جايز بود اما وى پس از مدتى آن را ممنوع نمود:.
    1 ـ ((جـابر بن عبداللّه )) مى گويد: ما در زمان رسول خدا(ص )و((ابوبكر)) روزها با يك كف دست خرما يا آرد تمتع مى كرديم تا اينكه ((عمر)) از آن نهى كرد)) ((367)).
    2 ـ ((خـود عـمـر اعلام كرد كه : دو متعه در دوران رسول اللّه آزاد بودولى من از آنها نهى مى كنم وكسى كه آنها را انجام دهد عقاب مى نمايم :متعه حج ومتعه بانوان )) ((368)).
    3 ـ ((عمران بن حصين )) مى گويد: آيه متعه در كتاب خدا بود ومادر زمان رسول خدا(ص ) به آن عـمـل كرديم وقرآن آن را تحريم نكردوپيامبر آن را نهى نفرمود تا از دنيا رفت , ولى يك نفر به ميل ونظرخودش چيزى گفت )) ((369)).
    4 ـ ((امام على (ع ) مى فرمايد: متعه رحمتى است كه خداوند با آن بندگانش را مورد مهر قرار داده كه اگر نهى ((عمر)) نبود جز انسان بدبخت كسى زنا نمى كرد)) ((370)).
    5 ـ گـذشـت كـه حـتـى ((عـبـداللّه بن عمر)) نيز على رغم نهى پدرش آن را حلال اعلام كرده بود ((371)).
    بـنـابـرايـن چيزى كه خدا ورسولش آن را حلال كرده بودند وحتى مسلمانان آن را انجام مى دادند كسى نمى تواند آن را حرام كند چرا كه :.
    ـ (وما كان لمؤمن ولا مؤمنة اذا قضى اللّه ورسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم ) ((372)).
    يعنى : ((هيچ مرد وزن مؤمنى را در كارى كه خدا ورسولش حكم كرده اند اختيارى نيست )).
    بـنـابـرايـن سـزاوار نـيست شيعيانى را كه جز سنت رسول خدا(ص )را نمى پذيرند متهم به حلال دانـسـتن زنا نمائيم چرا كه ازدواج موقت هيچ ارتباطى با زنا ندارد, بلكه داراى احكام ازدواج دائم مى باشد با سه فرق كه ذكر شد.
    من در دوران جوانى احكام اسلام را ظالمانه مى پنداشتم كه چرادستور اعدام مرد وزنى را فقط به خـاطـر يك عمل جنسى مى دهد, اماروزى كه شيعه را شناختم گشايش ورحمتى فراگير وحل همه مشكلات اجتماعى , اقتصادى وسياسى را در عقيده هايشان يافتم .
    كارساز بودن اين راه حل در زمان ما خصوصا در موارد زيربسيار واضح است :.
    1 ـ آشنائى قبل از ازدواج دائم .
    2 ـ مسافرينى كه مدت زيادى از همسرشان دوراند.
    3 ـ دختران مسن ازدواج نكرده .
    4 ـ زنان بيوه .
    5 ـ در هـر مـوردى كـه نـيـاز بـه تماس يا خلوت مرد با زن نامحرم وياحضور زن يا دخترى بدون حجاب در برابر مرد باشد.
    فـقهاى برخى از مذاهب اسلامى , براى كنترل جوانان لا ابالى ,گشودن مراكزى براى زنا را تجويز كـرده اند ونامش را ((سد باب الذرائع )) گذاشته اند, اما در عين حال متعه را حرام مى دانند واين جز تحريم حلال وتحليل حرام نيست ((373)).
    در پايان اين بخش خوب است اين ماجرا را بشنويد كه :.
    ((عـبداللّه بن زبير)) قائل به تحريم متعه بود, روزى به ((ابن عباس ))گفت : اگر اين كاررا انجام بـدهـى تـورا سـنگسار مى كنم , ((ابن عباس )) به اوپاسخ داد: اگر مى خواهى حلال بودن متعه را بـدانـى از مـادرت بـپـرس ,عـلـتـش اين بود كه ((زبير)) با ((اسما)) به صورت متعه ازدواج كرد وخود((عبداللّه )) از متعه به دنيا آمده بود ((374)).

    فصل چهارم دفاع از حريم تشيع

    دفاع از حريم تشيع
    اهل سنت در برخى از عقائد بر شيعيان خرده مى گيرند كه منشاى جز تعصب ندارد چرا كه عقائد واعمال شيعيان مطابق با قرآن وسنت نبوى (ص )است , تا جائى كه ((ابن تيميه )) مى گويد:.((برخى از فقها نظر دادند كه بعضى از مستحبات اگر شعارشيعيان شده باشد بايد آنهارا ترك كرد تـا سـنـى از رافـضـى شـنـاخـتـه شـود كـه ايـن مـصلحت از مصلحت وفايده خود مستحب برتر است )) ((313)).بنابراين بايد آن عقائدرا بررسى كنيم تا حقيقت آشكار شود.

    الف : عصمت
    شيعيان معتقدند كه امام , همانند پيامبر, بايد از تمامى گناهان ازآغاز كودكى تا پايان عمر معصوم باشد.بررسى :.اين نظريه نه مخالف عقل است , نه مخالف قرآن ونه مخالف سنت , بلكه عقل ونقل آن را واجب ولازم مى دانند.از نـظـر عـقل كسى كه مسئوليت راهبرى وهدايت بشريت به اوواگذار شده , نمى شود يك انسان مـعمولى باشد كه اشتباه وفراموشى به او دست بدهد يا بار گناهان بردوشش سنگينى كند كه در نتيجه درمعرض انتقاد وكوچك شمردن مردم قرار گيرد.از نظر نقل از جمله دليلها آيه تطهيراست كه مى فرمايد:.(انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا) ((314)).يعنى : ((خداوند تنها اراده كرده است كه از شما اهل بيت پليدى رابزدايد وپاكيزه تان گرداند)).بر اساس حديث ثقلين هم كه شرحش در ص 5 ـ 4 ـ 53 گذشت تنها در صورتى كه اهل بيت چون قرآن عارى از خطا واشتباه باشندتمسك به آنها موجب هدايت خواهد گرديد ((315)).

    ب : علم امامان
    اهل سنت بر اين عقيده شيعيان خرده مى گيرند كه :.خداوند به ائمه اهل بيت (ع ) علمى اختصاصى عطا كرده وامام داناترين فرد زمان خويش است ودر پاسخ هيچ سؤالى ناتوان نمى ماند.بررسى :.اولا در فـصـل دوم , بـخـش قرآن صفحات 8 47 سه دليل براى اثبات علم اختصاصى اهل بيت به باطن وواقع قرآن بيان گرديد.ثانيا پيامبر اكرم (ص )فرمود:.((از آنـان پـيشى نگيريد كه هلاك مى شويد, ودر حق آنان كوتاهى نكنيد كه هلاك مى گرديد وبه آنان ياد ندهيد كه از شما داناترهستند)) ((316)).ثالثا امام على (ع ) مى فرمايد:.((كـجـايـنـد آنـهـا كه گمان مى كنند در علم استوارند نه ما؟ ادعاى آنهادروغ است وبر ما ظلم كـرده انـد, چـرا كـه خداوند مارا برترى داده وآنهارافرو گذاشته , خداوند به ما عطا كرده وآنهارا محروم ساخته است )) ((317)).رابعاـ صحابه رسول خدا(ص ) خصوصا خلفا در مشكلات علمى به على (ع ) مراجعه مى كردند وآنها را حـل مـى نـمـودنـد, تـنها ((عمربن خطاب )) در بيش از هفتاد مورد گفت : ((لولا على لهلك عمر)) ((318)) يعنى :((اگر على نبود عمر هلاك مى شد)) ((319)).

    ج : بدا.
    يعنى خداوند تصميم به انجام كارى بگيرد وسپس آن تصميم راتغيير دهد, نه اينكه پشيمان شود, يا اينكه از اول آن را نمى دانست .اين عقيده همان محتواى آيه قرآن است نه چيزى فراتر از آن كه مى فرمايد:.(يمحوا اللّه ما يشا ويثبت وعنده ام الكتاب ) ((320)).يـعنى : ((خداوند هر چه را بخواهد نابود مى كند وهر چه رابخواهد نگاه مى دارد كه مادر كتابها نزد اوست )).پيامبر اكرم (ص ) در تفسير آيه فوق فرمود:.((صـدقـه دادن , نـيكى به پدر ومادر كردن وكار خير انجام دادن ,بدبختى را مبدل به خوشبختى كرده , عمررا زياد مى كند وانسان را ازمرگ بد نگه مى دارد)) ((321)).اگر اعتقاد به تغيير وتبديل الهى نباشد هيچ ارزشى براى نمازهاودعاهاى ما نخواهد بود, در حالى كـه احـكـام الـهى از پيامبرى تا پيامبرديگر تغيير مى كند وحتى در سنت پيامبر اسلام (ص ) ناسخ ومـنـسـوخ ‌وجـود دارد, پـس عـقـيده به بدا نه كفراست نه خروج از دين , واهل سنت حق ندارند شـيـعـيـان را در چـنـيـن عـقـيـده اى تـقبيح كنند, در حالى كه در كتب روائى معتبر خودشان داستانهاى عجيب وغريبى وجود دارد از ((بخارى )) بشنويد كه در شرح ماجراى معراج پيامبر(ص ) از قول آن حضرت نقل مى كند كه مى فرمايد:.(( سپس پنجاه نماز بر من واجب شد, من آمدم تا با موسى ملاقات كردم , به من گفت : چه كردى ؟ گـفـتم : پنجاه نماز بر من واجب شد, گفت : من مردم را بهتر از تو مى شناسم زيرا با بنى اسرائيل تـلاش كـردم (وبـى ثمرماند), امت تو تاب وتوان اين همه نماز واجب راندارند, بر گرد واز خدايت بخواه (كه تخفيف دهد), من بازگشتم وازخدا در خواست تخفيف كردم , خداوند آنهارا چهل نماز قرار داد,دوباره تخفيف داد تا شد سى نماز, بعد بيست نماز, سپس ده نماز,وبالاخره پنج نماز, اين بار كه نزد موسى آمدم گفت چه كردى ؟ گفتم :شده پنج نماز, گفت : باز تخفيف بخواه , گفتم : من ديگر از پروردگارم خجالت مى كشم )) ((322)).آرى ! بخوان وتعجب كن از اينها كه شيعيان را مورد استهزا قرارمى دهند!.اولا به خداوند متعال نسبت جهل داده شده است .ثـانـيا مقام پيامبر اسلام (ص ) از حضرت موسى پائينتر بيان شده چون مى گويد: من از تو مردم را بهتر مى شناسم .ثـالـثا با يك حساب ساده اگر هر نماز جماعت ده دقيقه طول بكشد, پنجاه نماز نزديك ده ساعت وقت مى خواهد, آيا اين دين رامى توان تحمل كرد؟!.رابـعـا شـايـد اگـر خجالت پيامبر(ص ) از خدا نبود يك نماز بيشترنمى ماند يا به كلى همه ساق ط مى شد!!! ((323)).

    د : غلو
    اهـل سنت شيعيان را متهم مى كنند كه در محبت به ائمه (ع ) زياده روى مى نمايند, وآنها را تا حد خدائى بالا مى برند.ولـى حـق ايـن اسـت كـه آنـان درباره محبت اهل بيت (ع ) همان كلام خدا ورسول (ص ) را پيروى مى كنند كه :.(قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى ) ((324)).يعنى : ((بگو براى نبوتم از شما مزدى تقاضا نمى كنم مگر محبت به نزديكانم )).((دوستى على ايمان ودشمنى اش نفاق است )) ((325)).((هـر كـه بـر مـحبت آل محمد بميرد شهيد مرده است , هر كه برمحبت آل محمد بميرد آمرزيده مرده است , هر كه )) ((326)).((اى على , تو در دنيا وآخرت سرور و آقائى , هر كس تورادوست داشته باشد مرا دوست داشته , وهر كه تورا دشمن بدارد مرادشمن داشته است , دوست تو دوست خدا ودشمن تو دشمن خداست ,واى به حال كسى كه تورا دشمن بدارد)) ((327)).بـنـابـرايـن شيعيان چون خدا ورسولش را دوست دارند, اهل بيت پيامبر(ص ) را نيز دوست دارند, احـاديـث در كـتـب اهـل سـنـت در ايـن مـورد بـسياراست كه براى نمونه به برخى از آنها اشاره كرديم ((328)).اما در واقع خود اهل سنت گرفتار غلو هستند چرا كه معتقد به عدالت تمام اصحابند در حالى كه خـطـاهـا ولـغـزشـهـا وجـنـايـتـهـاى برخى ازآنها با ذكر دلايل قرآنى وروائى وتاريخى مبسوطا گذشت ((329)).آيـا غـلو از اين روشن تر وواضح تر مى شود هنگامى كه سنت پيامبر(ص ) را كنار مى گذارند وسنت اصحاب را پيروى مى نمايند؟!.وبدتر از اينها آنكه به طور كلى اجازه نمى دهند سخنى يا انتقادى از اصحاب مطرح گردد ((330)).

    هـ: امام مهدى منتظر(عج )
    اهـل سـنت بر شيعيان خرده مى گيرند كه چگونه معتقد به زنده بودن يك انسان در دوازده قرن هستند وبرخى از آنان اين اعتقاد راساخته شيعيان مى دانند.اين مساله از دو جهت قابل بررسى است :.اول اعتقاد به امام مهدى (عج ) وقيام او: در بيش از شصت كتاب ازكتب اهل سنت روايات فراوانى از پيامبر(ص ) نقل شده كه به ظهوروقيام آن حضرت بشارت داده شده است ((331)).از جمله :.((يـكى از اهل بيت من حكومت را به دست مى گيرد كه اسمش اسم من است , اگر از دنيا جز يك روز باقى نباشد خداوند آن روز راآنقدر طولانى مى كند تا او حكومت كند)) ((332)).((ابن حجر عسقلانى )) مى گويد:.((اخـبـار بـه حـد تـواتـر رسيده است كه مهدى از اين امت است وعيسى بن مريم پشت سر او نماز مى خواند)) ((333)).دوم ولادت وغـيـبـتـش : اولا بسيارى از علماى اهل سنت اين مساله را تصديق كرده اند از جمله : ((محى الدين بن عربى )), ((ابن جوزى ))((قندوزى )) ((334)) و ثانيا سراسر قرآن كريم پراست از معجزات پيامبران , از جمله عمر طولانى وخارق عادت نظير:.((عـزير)) پيغمبر وقتى از محله خرابه اى مى گذشت از زنده شدن دوباره آن مردم اظهار شگفتى كـرد, خـداونـد متعال اورا ميراند وصد سال بعد زنده كرد در حالى كه غذا وآبش سالم بودند ولى حمارش مرده وبصورت اسكلت در آمده بود ((335)).((اصـحاب كهف )) از سرزمين خويش فرار مى كنند وبه غارى پناهنده شده در آن مى خوابند وبعد از سيصد ونه سال بيدار مى گردند ((336)).وثـالـثـا آيـا عـمـر حـضـرت مـهـدى ((عـج )) بيشتراست يا عمر حضرت ((خضر(ع ))) وحضرت ((عـيـسـى (ع ))) كـه هنوز زنده اند وهمه مسلمانان معتقدند كه حضرت ((عيسى (ع ))) پشت سر حضرت مهدى ((عج )) نمازمى خواند ((337)) ؟.در پـايـان ايـن نـكـته را ياد آور مى شويم كه اعتقاد به ظهور مصلح بشريت در هر سه آئين بزرگ : يـهـوديـت , مـسيحيت وسلام وجود داردكه اگر اميد انسان به آينده بهتر نبود تا عدالت وامنيت وكرامت را به وى ببخشد اين دنيا وزندگى اش نه بوئى داشت نه معنائى , پس مهدى نه تنهاآرزوى مسلمانان بلكه آرزوى انسانيت است ((338)).

    و : رجعت
    يعنى خداى سبحان برخى از مؤمنان وصالحان وبرخى ازجنايتكاران وستمگران را زنده مى كند تا مؤمنين از دشمنانشان دردنياقبل از آخرت انتقام بگيرند.ايـن عـقـيـده مخصوص به شيعيان است ودر كتابهاى اهل سنت اثرى از آن وجود ندارد ولى عقلا محال نيست ((339))در تفسير آيه شريفه :.(ويوم نحشر من كل امة فوجا ممن يكذب باياتنا) ((340)).يعنى : ((روزى كه از هر امتى گروهى از آنها كه آيات مارا تكذيب مى كنند را محشور مى كنيم )).از امام صادق (ع ) نقل شده كه فرمود:.((مـنـظـور قيامت نيست بلكه منظور رجعت است , در روز قيامت خداوند همه را محشور مى كند وهيچ يك را فرو گزار نمى نمايد, نه ازهر امت تنها يك گروه را, چرا كه مى فرمايد:.(وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا) ((341)).يعنى : ((آنهارا محشور نموديم ويك نفررا هم فروگزارنكرديم )) ((342)).البته رجعت غير از تناسخ ‌است كه برخى از كفار به آن معتقدندچون تناسخ يعنى حلول روح انسانى به بدن حيوان يا انسان ديگر ((343)).

    ز : تقليد
    شيعه در زمان حضور ائمه (ع ) از فرامين آنان تبعيت مى كرده كه مى فرمودند:.((حـديث من حديث پدرم , وحديث پدرم حديث جدم ,وحديث جدم حديث اميرالمؤمنين وحديث على حديث رسول اللّه (ص ) وحديث او سخن خداوند متعال است )) ((344)).در دوران غـيـبت هم به مجتهدان زنده اى مراجعه كرد كه مبنايشان در اجتهاد قرآن وسنت بوده , هـرگـز بـه قـيـاس ونـظريات شخصى خويش تكيه ننموده اند, بنابراين عمل شيعيان منسوب به خداورسول اوست .اما اهل سنت در دورانى طولانى معلوم نبود كه امامشان كيست ودر احكام شرعى تا زمان پيدايش چـهـار مـذهـب چـه مى كرده اند, آنگاه بعد از آن چهار امام نيز درب اجتهاد بسته مى شود وتا قيام قـيـامـت مسلمانها مكلف به تقليد از چهار مجتهدى مى گردند كه بيش از هزارسال پيش از دنيا رفـتـه انـد در حالى كه نه در قرآن ونه در سنت دستورى يادليلى براى پيروى از اين چهار مذهب وجود ندارد ((345)).اتـصـال فـقـه شيعه از طرف ائمه دوازده گانه (ع ) به پيامبر واضح وروشن است اما رهبران چهار مذهب اهل سنت نه تنها پيامبر(ص ) رانديده اند بلكه ميان آنها دهها سال فاصله است , ومقلدينشان نيز آنهارانديده اند وميانشان صدها سال فاصله مى باشد از اين گذشته چگونه يك مسلمان خردمند در اين زمان از كسى پيروى مى كند كه از مسائل جديداين روزگار چيزى نمى داند؟! ((346)).

    ح : تقيه
    يعنى به هنگام بروز خطر احتياط را مراعات نمودن وعقايدباطنى را آشكار نساختن .اهـل سـنت شيعيان را براى چنين اعتقادى مورد نكوهش قرارمى دهند غافل از اينكه قرآن وسيره اصحاب رسول خدا(ص ) مؤيدآن است كه به چند نمونه اشاره مى كنيم :.1 ـ از ((ابـن عـباس )) در تفسير آيه شريفه (الا ان تتقوا منهم تقاة ) ((347)) يعنى ((مگر آنكه براى نگهدارى از ((ضرر)) آنها باشد)) نقل كرده اند كه مى گويد:.اگـر كسى مجبور شد كه سخنى بگويد هر چند معصيت خداباشد, اگر از ترس مردم گفت ولى قلبش به ايمان وعقيده مطمئن بودبراى او ضررى ندارد, چرا كه تقيه تنها با زبان است ((348)).2 ـ ((عبد بن حميد)) از ((حسن )) نقل كرده كه مى گويد: تقيه تا روزقيامت جايزاست ((349)).3 ـ مشركين ((عمار بن ياسر)) را گرفته رهايش نكردند تا به پيامبر(ص ) دشنام داد وخدايانشان را بـه خـوبـى ياد كرد, وقتى رهايش كردند, پيامبر(ص ) به او فرمود: چه خبر دارى ؟ گفت : شر! مرا رهانكردند تا شمارا دشنام داده بتهايشان را به خوبى ياد كردم , فرمود: درقلبت چه احساس دارى ؟ عرض كرد: به ايمان اطمينان دارد, فرمود: اگرباز هم تورا گرفتند همان برنامه قبلى را اجرا كن , اينجا بود كه اين آيه كريمه نازل شد:.(الا من اكره وقلبه مطمئن بالايمان ) ((350)).يعنى : ((مگر كسى كه مجبور شود اما قلبش به ايمان اطمينان داشته باشد)) ((351)).بله شيعيان بيش از سنى ها به اين حكم الهى عمل كرده اند,دليلش هم اين است كه اهل سنت تحت حـمـايـت حاكمان ظالم وجائرى چون ((بنى اميه )) و((بنى عباس )) به سر مى بردند لذا نيازى به تـقيه نداشته اند, اما شيعيان در طول تاريخ در رنج وشكنجه وآزار واذيت بودند, كافى بود به كسى گفته شود: اين شيعى وپيرو اهل بيت است , تافورا به بدترين شكل به مرگ محكوم گردد, بنابراين ائمه (ع ) آنهارا به تقيه سفارش كرده مى فرمودند:.((تقيه دين من ودين پدران من است )) ((352)).((هر كه تقيه ندارد دين ندارد)) ((353)).اهل سنت تقيه را نفاق مى دانند, زيرا آنچه در باطن دارندراآشكار نمى سازند, ولى اين پندارى بس خـام است , زيرا نفاق يعنى پنهان كردن كفر واظهار ايمان ولى تقيه عكس آن است يعنى اظهار كفر وپـنـهـان داشـتـن ايـمـان كـه قـرآن كريم هر دورا مطرح كرده , اولى را نكوهيده ودومى را مدح نموده است .آيه نفاق :.(واذا لـقـوا الـذيـن امـنـوا قـالـوا امـنـا واذا خـلـوا الـى شـيـاطـيـنـهـم قـالوا انامعكم انما نح ن مستهزؤون ) ((354)).يـعـنـى : ((آنگاه كه به مؤمنين مى رسند مى گويند: ما ايمان آورده ايم ,ولى هر وقت با شيطانهاى خـود خـلـوت مـى كـنـنـد مـى گـويـند: ما با شماهستيم وادعاى ايمانمان فقط بخاطر مسخره كردن است )).آيه تقيه :.(وقال رجل مؤمن من ال فرعون يكتم ايمانه ) ((355)).يعنى : ((مردى مؤمن از خاندان فرعون كه ايمانش را پنهان نگه داشته گفت :)) ((356)).

    ط : وضو
    شـيعيان به هنگام وضو صورت ودو دست را مى شويند وسرودوپا را مسح مى كنند, اما وضوى اهل سنت عبارت است از:.شستن دو دست تا مچ سه مرتبه , مضمضه سه مرتبه , استنشاق سه مرتبه , شستن صورت سه مرتبه , شستن دست راست سه مرتبه ,شستن دست چپ سه مرتبه , مسح تمامى سر, مسح دو گوش , سه بارشستن پاى راست وپاى چپ .گـذشته از مشقت بار بودن چنين حكمى بويژه براى جوانان ودرحال سفر وفصل زمستان , دليل شيعيان آيه شريفه قرآن است كه مى فرمايد:.(يـا ايـهـا الذين امنوا اذا قمتم الى الصلوة فاغسلوا وجوهكم وايديكم الى المرافق وامسحوا بروسكم وارجلكم الى الكعبين ) ((357)).يعنى : ((اى اهل ايمان هرگاه براى نماز برخاستيد, صورتهاودستها تا آرنج را بشوئيد وبر سرهايتان وپاها تا برآمدگى مسح نمائيد)) ((358)).

    ى : جمع بين دو نماز
    شيعيان نماز ظهر وعصر را با هم ومغرب وعشا را با هم به جاى مى آورند, ولى اهل سنت آن را جايز نـمـى شـمـارنـد مـگـر در عـرفـات ومـزدلفه , مالكى ها وشافعى ها وحنبلى ها در سفر نيز جمع را جايزمى دانند.دلـيـل شـيعيان احاديث فراوانى از ائمه (ع ) است كه مى گويندرسول خدا(ص ) بين نمازها جمع كرده است .در صـحـاح اهـل سـنـت نيز روايات فراوانى به چشم مى خورد كه هم رسول خدا(ص ) وهم برخى اصـحاب حضرت در غير سفروضرورت نماز ظهر وعصر را با هم ومغرب وعشا را با هم خوانده انداز جمله :.((ابـن عـبـاس )) مـى گـويـد: پـيـامـبر(ص ) هفت ركعت را با هم وهشت ركعت را با هم به جاى آورد)) ((359)).((ابـن عباس )) مى گويد: رسول خدا(ص ) در ((مدينه )) بين دو نمازظهر وعصر ودو نماز مغرب وعشا جمع كرد بدون خوف وباران .راوى مـى گـويـد بـه ((ابن عباس )) گفتم : چرا چنين كرد؟ گفت : براى اينكه امتش در مشقت نيفتند ((360)).((روزى ((ابن عباس )) پس از عصر تا غروب وپديدار شدن ستارگان مشغول سخنرانى بود فردى فـريـاد زد: نـمـاز, نـمـاز! ((ابـن عباس ))گفت : آيا تو مى خواهى سنت را به من بياموزى ؟ خودم پيامبر(ص )راديدم كه بين دو نماز ظهر وعصر ونماز مغرب وعشا جمع مى كرد)) ((361)).اهل سنت مى گويند: جمع بين دو نماز يعنى نماز عصر ونمازعشا را قبل از وقت خواندن .مـى گوئيم : بنابراين نبايد در عرفات ومزدلفه جمع جايز باشد,ولى شما آن را جايز مى دانيد ونماز قبل از وقت به حساب نمى آوريد.بـسـيـارى از جوانان كه به خاطر عدم توانائى انجام نماز در پنج وقت اصل نمازرا ترك كرده بودند وقـتـى اين حقيقت را دريافتند به اقامه نماز بازگشتند, وحكمت جمع را دريافتند كه همه مردم اعم از دانشجووكارمند وارتشى وكارگر و مى توانند نمازرا طورى بخوانند كه نه نمازقضا شود ونه از كار خويش عقب بيفتند, واز التهابهاى درونى نيزخلاصى يابند.مـن وقـتى معلم بودم نمى توانستم نمازهارا در وقت خودش انجام دهم , لذا معمولا نمازهاى ظهر وعـصـر ومـغـرب از مـن فـوت مـى شـد, بـويژه در فصل زمستان , گاهى چهار نماز را شب انجام مـى دادم ,خـسـتـه به خانه باز مى گشتم وتوان نماز خواندن را نداشتم وبا سختى انجام مى دادم , بـسـيـارى از مـسلمانان به همين خاطر نماز را ترك مى كنندودر يك تزلزل روانى به سر مى برند وآرزوى فرصت انجام آن را دارند.بنابراين نزد برخى از افراد نفرتى پيش مى آمد زيرا نماز راكابوسى تلقى مى كردند كه آسايششان را بـه هـم مـى زنـد, از سـوى ديـگـرمـسـيـحـيـت از همين نكته حساس براى انحراف جوانان سؤ استفاده مى كرد وادعا مى نمود كه دينش با تمدن هماهنگ است .اما با روشن شدن سيره پيامبر(ص ) وائمه اهل بيت (ع ) تمامى اين مشكلات حل شد ((362)).
    سجده بر خاك
    شيعيان سجده را جز بر زمين يا چيزى كه از آن مى رويد به شرطاينكه خوراكى وپوشاكى نباشد روا نمى دانند ((363)) , اما علماى اهل سنت سجده بر همه چيز را جايز مى شمارند وشيعيان را متهم به بت پرستى مى نمايند.در روايـاتى از اهل سنت مى خوانيم كه رسول خدا(ص ) سجده گاهى براى خود داشتند ((364)) , ونيز سجده بر زمين را دوست مى داشتند ((365)).بنابراين ديگر شايسته نيست اهل سنت , شيعيان را بت پرست بدانند در حالى كه شيعيان شهادتين مـى گـويـند وزكات مى دهند ونمازمى خوانند وحج خانه خدا به جاى مى آورند, آنگاه براى اينكه نـمـازوسـجـده شان پاك ومقبول نزد خداوند باشد فرمان رسول خدا(ص )وائمه اطهار(ع ) را اجرا مى كنند.به قول شهيد صدر (ره ): ما بر خاك سجده مى كنيم نه براى خاك ((366)).

    ازدواج موقت
    تمام احكام وشرايطش همانند ازدواج دائم است با اين تفاوت كه :.1 ـ مدت بايد معلوم باشد.2 ـ زن ومرد در اين ازدواج از همديگر ارث نمى برند.3 ـ هزينه زندگى زن بر عهده مرد نمى باشد.اين عمل در زمان پيامبر(ص ) و((ابوبكر)) ومدتى از خلافت ((عمر)) جايز بود اما وى پس از مدتى آن را ممنوع نمود:.1 ـ ((جـابر بن عبداللّه )) مى گويد: ما در زمان رسول خدا(ص )و((ابوبكر)) روزها با يك كف دست خرما يا آرد تمتع مى كرديم تا اينكه ((عمر)) از آن نهى كرد)) ((367)).2 ـ ((خـود عـمـر اعلام كرد كه : دو متعه در دوران رسول اللّه آزاد بودولى من از آنها نهى مى كنم وكسى كه آنها را انجام دهد عقاب مى نمايم :متعه حج ومتعه بانوان )) ((368)).3 ـ ((عمران بن حصين )) مى گويد: آيه متعه در كتاب خدا بود ومادر زمان رسول خدا(ص ) به آن عـمـل كرديم وقرآن آن را تحريم نكردوپيامبر آن را نهى نفرمود تا از دنيا رفت , ولى يك نفر به ميل ونظرخودش چيزى گفت )) ((369)).4 ـ ((امام على (ع ) مى فرمايد: متعه رحمتى است كه خداوند با آن بندگانش را مورد مهر قرار داده كه اگر نهى ((عمر)) نبود جز انسان بدبخت كسى زنا نمى كرد)) ((370)).5 ـ گـذشـت كـه حـتـى ((عـبـداللّه بن عمر)) نيز على رغم نهى پدرش آن را حلال اعلام كرده بود ((371)).بـنـابـرايـن چيزى كه خدا ورسولش آن را حلال كرده بودند وحتى مسلمانان آن را انجام مى دادند كسى نمى تواند آن را حرام كند چرا كه :.ـ (وما كان لمؤمن ولا مؤمنة اذا قضى اللّه ورسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم ) ((372)).يعنى : ((هيچ مرد وزن مؤمنى را در كارى كه خدا ورسولش حكم كرده اند اختيارى نيست )).بـنـابـرايـن سـزاوار نـيست شيعيانى را كه جز سنت رسول خدا(ص )را نمى پذيرند متهم به حلال دانـسـتن زنا نمائيم چرا كه ازدواج موقت هيچ ارتباطى با زنا ندارد, بلكه داراى احكام ازدواج دائم مى باشد با سه فرق كه ذكر شد.من در دوران جوانى احكام اسلام را ظالمانه مى پنداشتم كه چرادستور اعدام مرد وزنى را فقط به خـاطـر يك عمل جنسى مى دهد, اماروزى كه شيعه را شناختم گشايش ورحمتى فراگير وحل همه مشكلات اجتماعى , اقتصادى وسياسى را در عقيده هايشان يافتم .كارساز بودن اين راه حل در زمان ما خصوصا در موارد زيربسيار واضح است :.1 ـ آشنائى قبل از ازدواج دائم .2 ـ مسافرينى كه مدت زيادى از همسرشان دوراند.3 ـ دختران مسن ازدواج نكرده .4 ـ زنان بيوه .5 ـ در هـر مـوردى كـه نـيـاز بـه تماس يا خلوت مرد با زن نامحرم وياحضور زن يا دخترى بدون حجاب در برابر مرد باشد.فـقهاى برخى از مذاهب اسلامى , براى كنترل جوانان لا ابالى ,گشودن مراكزى براى زنا را تجويز كـرده اند ونامش را ((سد باب الذرائع )) گذاشته اند, اما در عين حال متعه را حرام مى دانند واين جز تحريم حلال وتحليل حرام نيست ((373)).در پايان اين بخش خوب است اين ماجرا را بشنويد كه :.((عـبداللّه بن زبير)) قائل به تحريم متعه بود, روزى به ((ابن عباس ))گفت : اگر اين كاررا انجام بـدهـى تـورا سـنگسار مى كنم , ((ابن عباس )) به اوپاسخ داد: اگر مى خواهى حلال بودن متعه را بـدانـى از مـادرت بـپـرس ,عـلـتـش اين بود كه ((زبير)) با ((اسما)) به صورت متعه ازدواج كرد وخود((عبداللّه )) از متعه به دنيا آمده بود ((374)).

    • تعداد رکورد ها : 6
    چکیده اندیشه ها
     
     
     
     
    تازه ترین ها
     
    سياست امام خامنه‌اي سياست الهي است «محمد تیجانی سماوی» اسلام‌پژوه شیعه تونسی، در 2 فوریه 1943 میلادی (1315) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد. خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها به تونس مهاجرت کردند. تحصیلات ابتدایی را در یکی از شعبه‌های دانشگاه زیتونه گذراند و پس از استقلال تونس و به مدارس فرانسوی عربی رفت و نهایتاً مدارج دبیرستان پیش‌دانشگاهی را گذراند. اقدامات تروريست‌هاي سوريه نتيجه فتواهاي وهابي است "محمد تیجانی سماوی» اسلام پژوه تونسی در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری فارس درباره هتک حرمت مزار «حجر بن عدی» صحابه امام علی (ع) توسط افراد مسلح در سوریه گفت: این اقدام از افکار وهابی‌ها ریشه گرفته است، تاریخ وهابی‌ها مملو از این اقدامات است. دعاي روزانه ماه رمضان دعای روزانه ماه رمضان دعای روزانه ماه مبارک رمضان دعاى روز اول ماه مبارك رمضانبسم الله الرحمن الرحیم اللهمَ  اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا ع... اعمال شب و روز نيمه شعبان اعمال شب و روز نیمه شعبان اعمال شب و روز نیمه شعبان دعا و نیایش شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر... امام خامنه اي رهبر بيداري اسلامي است مصاحبه با خبرگزاری مشرق تيجاني: امام خامنه‌اي رهبر بيداري اسلامي است  همه دانشمندان و علماي فرزانه اسلام كه اسلام صحيح و قرآني و اسلام بر پايه سنت نبوي را نمايندگي مي‌كنند، بر اين مسئله اتفاق نظر دارند كه رهبري امت اسلامي با اي... بايد جهانيان را با فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا كرد بايد جهانيان را با فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا کرد استاد دانشگاه سوربون فرانسه گفت: بايد جهانيان را با معارف بسيار پربار اهل بيت(ع) و از جمله فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا کرد. "دکتر محمد تيجاني سماوي" روز سه شنبه در ادامه همايش چهار روزه "غدير محور وحدت مسلمين" در مشهد افزود: بايد با بهره ... محمد(ص) و على(ع) از ديدگاه شيعيان به ويژه ايرانيان محمد(ص) و على(ع) از ديدگاه شيعيان به ويژه ايرانيان پرسش: آيا حقيقت دارد كه شيعيان و مخصوصاً ايرانيان على(عليه السلام) را بالاتر از پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى دانند و حتى او را خدا مى خوانند!؟ و نيز برخى معتقدند كه جبرئيل اشتباهاً وحى را به محمد(صلى الله عليه وآله) نازل كرده، در صورتى كه ماموريت جبرئيل، رساندن وحى به على(عليه السلام) بوده است؟ دلايل توجه ويژه ى ايرانيان به تشيع دلايل توجه ويژه ى ايرانيان به تشيع پرسش: چرا ايرانيان توجه خاصى به تشيع دارند؟ پاسخ: بعد از فتح ايران به دست قواى مسلمين، ايرانيان آزادى نسبى داشتند و اكراه و اجبارى هم در پذيرش دين مقدس اسلام نداشتند. ولى بر اثر معاشرت با مسلمين، به حقانيت اسلام پى بردند و دين چندين هزار ساله خود را، ناقص تشخيص داده و به اسلام گرويدند...... قدمت شيعه از زمان پيغمبر گرامى اسلام(ص) قدمت شيعه از زمان پيغمبر گرامى اسلام(ص) آيا مذهب شيعه يك مذهب سياسى است كه به دست عبدالله بن سباى يهودى در زمان عثمان ـ خليفه سوم ـ ابداع شد، سپس ايرانيان كه با عربها سابقه بدى داشتند با اين سلاح در مقابل اعراب مسلمان ايستادند. آنگاه تشيع در زمان ديالمه تقويت گرديد و سپس در زمان صفويه مذهب رسمى ايران شد. در صورتى كه در زمان نبى مكرم اسلام(صلى الله عليه وآله) نامى از شيعه وجود نداشته است؟ پاسخ: اولاً بايد گفت كه از ديد شيعيان، عبدالله بن سبأ(1) يك يهودى و ملعون است و در اخبار شيعه از وى مذمت بسيار شده است. ثانياً شيعه يك حزب سياسى نيست كه در زمان خلافت عثمان درست شده باشد، بلكه...... اذكار ماه شعبان اذکار ماه شعبان در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود. هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود..... چرا على(ع) وصيت كرد قبرش پنهان بماند؟ چرا على(ع) وصيت كرد قبرش پنهان بماند؟ چون شهادت حضرت، در آغاز زمان شكل گيرى قدرت معاويه و طغيان بنى اميه و حضور ساير گروه هاى زخم خورده ناكثين و قاسطين و مارقين اتفاق افتاد، آن بزرگوار وصيت نمود كه جسدش را شبانه دفن نمايند و حتى علامتى بر روى آن نگذارند. .... اهل سنت واقعي در چند خط اهل سنت واقعی در چند خط بيشتر علما و امامان اهل سنت، ايراني بوده‌اند و نه تنها شيعه نبوده بلکه تعصّب شديدي ضدّ شيعه و شيعيان ابراز داشته‌اند. کافي است بدانيم بزرگ‌ترين مفسّر آنها که زمخشري است ايراني مي‌باشد و بزرگ‌ترين محدثين آنها بخاري و... رهبري ايران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد رهبری ایران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد  دکتر تیجانی: رهبری ایران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد دکترمحمد تیجانی السماوی، محقق شیعه و نویسنده کتاب آن گاه هدایت شدم، در گفت و گوِی با خبرگزاری رسا، ابراز داشت: علاقه من به رهبر امت اسلامی، حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، علاقه ای است ک... انتقاد دكتر تيجاني از فتواهاي تكفيري بر ضد شيعيان انتقاد دکتر تیجانی از فتواهای تکفیری بر ضد شیعیان کتر تیجانی با ابراز تاسف از صدور فتواهای تکفیری از سوی علمای وهابی، آن را محکوم کرد. وی در مصاحبه با پایگاه خبری "نون"، با اشاره به اوضاع نامناسب امنیتی در شهرهای عراق تاکید کرد: افتخار من این است که در کنار بارگاه ائمه اطهار(ع) در کربلا و نجف اشرف شهید شوم سياست امام خامنه‌اي سياست الهي است سیاست امام خامنه‌ای سیاست الهی است «محمد تیجانی سماوی» اسلام‌پژوه شیعه تونسی، در 2 فوریه 1943 میلادی (1315) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد. خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها به تونس مهاجرت کردند. تحصیلات ابتدایی را در ی... دكتر تيجاني : ايرانيان مي‌خواهند پرچم اسلام برافراشته شود دکتر تیجانی : ايرانيان مي‌خواهند پرچم اسلام برافراشته شود به گزارش پایگاه بقیع به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، دكتر محمد تيجاني سماوي را بسياري در ايران و جهان اسلام با كتاب «ثم اهتديت» مي‌شناسند؛ كتابي كه بسيار مورد علاقه و توجه خوانندگان از جمله رهبر انقلاب قرار گرفت. تيجاني خود دراين‌باره مي‌گويد: «ايشان (رهبر انقلاب) كتاب «ثم اهتديت» را ستايش نمودند و گفتند اين كتاب، كتاب تو نيست بلكه نسيمي از بركات اهل بيت (ع) است.» به مناسبت هفته وحدت به سراغ اين نويسنده و پژوهشگر مسائل اسلامي رفتيم تا درباره موضوع وحدت و مسائل جهان اسلام به گفت‌وگو بپردازيم: خدمتگذاري دكتر تيجاني در حرم حسيني(ع) خدمتگذاری دکتر تیجانی در حرم حسینی(ع) حجت الاسلام دکتر سید محمد تیجانی سماوی» نویسنده و متفکر تونسی است که پس از زیارت عتبات مقدسه عراق به خدمتگزاری در مرقد شریف امام حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام مشغول شد. چهل حديث « تربيت كودك و نوجوان » چهل حديث قهر كن، ولى طولش نده شخصى مى گويد: از دست فرزندم نزد امام كاظم عليه السلام شكايت كردم. حضرت به من فرمودند: لاتَضْـرِبْهُ وَاهْجُـرْهُ وَلاتـُطِلْ. حضرت به من فرمودند: او را كتك نزن و با وى قهر كن، اما آن را طولانى نكن. اقدامات تروريستهاي سوريه نتيجه فتواهاي وهابي اقدامات تروریستهای سوریه نتیجه فتواهای وهابی است "محمد تیجانی سماوی» اسلام پژوه تونسی در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری فارس درباره هتک حرمت مزار «حجر بن عدی» صحابه امام علی (ع) توسط افراد مسلح در سوریه گفت: این اقدام از افکار وهابی‌ه... فعاليت شيعيان درعربستان فعالیت شیعیان درعربستان اساسا نقطه آغاز تشیع در جهان اسلام حجاز و به‌طور مشخص مدینه منوره بوده است كه گروهی از صحابه پیامبر(ص) همچون ابوذر و سلمان و مقداد و عمار و ...