دکتر محمد تيجاني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • چكيده انديشه ها  
  • نویسنده :  
  • دكتر تيجاني   
  • تعداد بازدید :  
  • 120  
  •  فهرست کتاب
  •  

    فصل ششم وهابيت
    وهابيت .
    الف : عقائد آنها
    وهـابـيـون تـوسل به پيامبر(ص ) واهل بيتش (ع ), تبرك به آثارشان ونيز زيارت قبورشان را تحريم كرده , مرتكب چنين عملى را كافرومشرك مى دانند.
    آنـهـا با اين عقائد افراطى خويش نه تنها با شيعه بلكه با مسلمانان سراسر دنيا مخالفت مى نمايند, وبديهى است كه هر نوع تجددونوآورى مطلوبيتى دارد.
    ب : تشابه وهابيون به خوارج
    افكار وعقائد وهابيون مارا به ياد خوارج مى اندازد زيرا آنهاخطاب به على (ع ) مى گفتند: ((حكم از آن تو نيست بلكه از آن خدااست )).
    آن حضرت هم در جواب مى فرمود:.
    ((اين كلمه حقى است كه از آن باطلى را قصد دارند)) ((384)).
    يـعنى درست است كه حكم فقط حكم خداست اما آنهامى خواهند نتيجه بگيرند كه : حكومت براى تو نيست .
    در حـالـى كـه قـرآن كـريـم آيـات فـراوانـى درباره حكومت انبياوصالحان دارد, مثلا خطاب به پيامبر(ص ) مى فرمايد:.
    (وان حكمت فاحكم بينهم بالقسط) ((385)).
    يعنى : ((اگر حكم كردى , پس ميانشان با عدالت حكم نما)).
    بنابراين انبيا وجانشينان آنها حاكميت اجرائى دارند.
    وهابيون نيز شعارشان اين است كه :.
    (قل انما ادعوا ربى ولا اشرك به احدا) ((386)).
    يعنى : ((بگو كه من تنها پروردگارم را مى خوانم وكسى را شريك او قرار نمى دهم )).
    بـنـابـرايـن تـوسل جستن به خداوند متعال توسط پيامبر وائمه (ع )را تحريم مى كنند وآن را شرك مـى دانـنـد, غـافـل از ايـنـكه توسل كننده به آنها اعتقادش اين نيست كه آن حضرات نفع يا ضرر مى رسانند,همچنانكه مشركين چنين اعتقادى درباره خدايان خويش داشتند, بلكه معتقدند همه چـيـز در دسـت خـداسـت , او يـكى است وشريكى ندارد, مااز اولياى او كه عابرومندان درگاهش هـسـتـند تقاضا مى كنيم كه براى مانزد خدا دعا كنند واز او چيز بخواهند, پس چقدر فاصله است ميان شرك وتوسل ؟ وچقدر وحدت است ميان خوارج ووهابيت ؟.
    خوارج گفتند: ((داورى جز براى خدا نيست )).
    وهابيت مى گويد: ((توسلى جز به خدا روا نيست )).
    خوارج گفتند: ((حكم از آن تو نيست اى على )).
    ووهابيت مى گويد: ((وسيله اى براى تو نيست اى محمد)).
    ج : ريشه تاريخى سياسى وهابيت
    قبل از بررسى علمى اين عقيده مناسب است ريشه تاريخى سياسى وهابيت را بدانيم .
    واضـح اسـت كـه اسـتعمار از دير باز اسلام را خطرى بزرگ براى خود مى دانست , ونيز مى داند كه مسلمانان دو منبع مقدس به نام قرآن وسنت دارند.
    مـنـبع اول را نمى توانند دست بزنند ومورد هجوم قرار دهند, امامنبع دوم يعنى سنت پيامبر(ص ) در معرض طعنه قرار دارد.
    در ميان مسلمانان شخص رياست طلبى چون ((محمد بن عبدالوهاب )) را يافتند وآنقدر اورا بزرگ كردند كه باور كرد از ((خلفاى راشدين )) هم با هوش تراست , اجتهادهاى ((عمر)) را نشانش دادند كه چگونه در برابر شخص پيامبر(ص ) ايستاد واظهار نظر بر خلاف راى آن حضرت مى كرد, چرا كه او بشراست ومعصوم نيست واشتباهات فراوانى دارد كه مردم آنهارا اصلاح كرده اند!.
    بنابراين اورا براى تسلط بر جزيرة العرب , بعد جهان عرب ,وآنگاه جهان اسلام به طمع انداختند.
    اين ((محمد بن عبدالوهاب ))است كه مى گويد:.
    ((محمد مردارى پوسيده است , نه زيانى دارد ونه نفعى , اين عصاى من از او بهتر وبرتراست زيرا هم فايده مى رساند وهم زيان ))!!!.
    همين سخن را ((حجاج بن يوسف ثقفى )) گفته بود كه :.
    ((خاك بر سرشان , اينها بر گرد مردارى پوسيده طواف مى كنند,اگر بر گرد كاخ اميرالمؤمنين ((عبدالملك بن مروان )) طواف مى كردند برايشان بهتر بود))!!!.
    اين جرات را ((عمر)) به آنها داد آنجا كه خطاب به حضرت گفت :.
    ((اين مرد هذيان مى گويد! كتاب خدا مارا بس است ))!!!.
    د : ترويج وهابيت
    اين آئين از طرق زير توانست رواج پيدا كند:.
    1 ـ با اشغال ((مكه مكرمه )) و((مدينه منوره )) كه هر ساله ميليونهامسلمان به آنجا مى آيند, آنها از طـريـق كـنـفـرانـسـها وجلسات وتماس مستقيم با افراد وگروهها, ووسايل تبليغاتى چون راديو وتلويزيون درجانهاى حجاج تاثير به سزائى مى گذارند.
    2 ـ دارائى هـنگفت ناشى از فروش نفت , به اضافه بازار رونق گرفته ايام حج وعمره سبب شده كه از نظر مالى براى ترويج آئين خودمشكلى نداشته باشند.
    3 ـ سـاخـتن مساجد بى شمار در كشورهاى عربى واسلامى ,تاسيس مدارس ودانشگاههاى وهابى واعزام مبلغ به سراسر جهان ونيز نشر بيش از صد روز نامه ومجله ونشريه , چاپ ميليونها جلدقرآن وكـتـابـهـاى وهابى واهداى آن به مردم در سراسر جهان , وحتى تقسيم شير وخرما در ماه رمضان واهدا شيشه هاى آب زمزم به مسافرين , همه وهمه در ترويج اين آئين مؤثرند.
    4 ـ از آنجا كه ((امريكا)) بر تمامى كشورهاى عربى اسلامى خصوصا پس از سقوط ((شوروى )) تاثير مـسـتـقـيـم يـا غير مستقيم دارد ونيز پوشيده نيست كه پس از سقوط ((شاه )) در ((ايران )) وبر پـائى جمهورى اسلامى ومخالفتش با سياستهاى ((امريكا)), ((عربستان )) به عنوان چشم راستش در آمده , همچنانكه ((اسرائيل )) چشم چپ اوست ,بنابراين ((امريكا)) كشورهاى اسلامى را به الگو پذيرى از اسلام وهابى تشويق مى كند ورضايت خويش را در آن مى داند, در نتيجه دولتهاى اسلامى وحتى غير اسلامى بر مبلغين وهابى سخت نمى گيرند وميدان عمل را بر ايشان باز مى گذارند اما پيروان اهل البيت (ع ) را تروريست مى دانند.
    هـ : سركوب شيعيان
    دشـمنان اهل بيت دست به دست هم دادند وبا يكديگر متحدشدند و((صدام )) را تقويت كردند تا ((جمهورى اسلامى ))را از بين ببرنداما وقتى ديدند نقشه شان نقش بر آب شد ومبارزين عراقى در داخل وخارج تقويت شدند, از ترس اينكه مبادا تجربه ((امام خمينى ))(ره ) در((عراق )) كه بيش از دو سومش شيعه است تكرار گردد وانقلاب ((عراق )) باانقلاب اسلامى ((ايران )) متحد شود نقش زشـت تـرى را بـازى كـردنـدوتـئاتـر اشغال ((كويت )) وجنگ ((خليج )) را به راه انداختند, نه به خـاطـرنـابودى ((صدام )), بلكه به خاطر نابودى ((ملت شيعه عراق )) وهمينطورهم شد, چرا كه ((كويت )) به بهتر از حال سابق خود بازگشت , رژيم ((صدام )) هم از گذشته قدرتمندتر شد ولى ((ملت مظلوم عراق )) به كلى اززندگى ساقط گشتند تا جائى كه حاضرند اساس زندگى ولباس خودرابفروشند تا قرص نانى به دست آورند.
    ايـنـجـا بـود كـه وهـابـيت بر شيعيان چيره شد به ويژه پس از جاى دادن شيعيان در اردوگاهها وچادرهاى سعودى با كمال ذلت وخوارى ((387)).
    ـ(ولن ترضى عنك اليهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم ) ((388)).
    يعنى : ((هرگز يهود ونصارى از تو راضى نمى شوند مگر آنكه پيرو روش آنان شوى )).
    وامـروزه يـهـود ونـصـارى يـعنى غرب از وهابيت راضى هستندچرا كه از دستورهاى آنها پيروى كرده اند.
    و : گفتگو با عالم وهابى
    در خـلال سـفـرى بـه جـزايـر ((كـومـور)), قاضى القضاة آنجا از دست علماى وهابيت كه با پول وكـتـابـهـاى زيـاد بـيـشـتر جوانان را به صف خودكشاندند شكايت كرد, چرا كه اينان تا ديروز به پدرانشان احترام مى كردند ودست وسرشان را مى بوسيدند ولى امروز بوسيدن دست وخم شدن در برابر هر شخصى را سجود براى غير خدا وشرك مى دانند, بنابراين تنفر زيادى بين پدران وفرزندان ايجادشده است .
    جلسه بحثى ميان من ويك عالم وهابى ترتيب داده شد, من درآنجا مساله توسل را مطرح كردم كه چگونه انسان گنهكار ومشغول به دنيا, انبيا واولياى خدا را شفيع قرار مى دهد تا دعايش مستجاب شود.
    او گفت : (وان المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا) ((389)).
    يعنى : ((همانا مساجد از آن خداست پس همراه خداكسى رانخوانيد)).
    هـر كـس غير از خدارا بخواند براى او شريك ساخته كه به اونفعى برساند در حالى كه نفع دهنده وضرر رساننده فقط خداست .
    گـفتم : كسى كه به رسول خدا(ص ) متوسل مى شود مى داند كه اونه نفعى مى رساند نه زيانى , اما دعـايـش نـزد خدا مستجاب است كه اگر به خدا عرض كند: پرورگارا اين بنده ات را رحم كن , يا ببخشاى , يا بى نيازساز, خداوند دعاى آن حضرت را مستجاب مى كند.
    آنگاه رواياتى را برايش خواندم ولى او از قرآن دليل طلب كرد,گفتم : خداوند مى فرمايد:.
    (يا ايها الذين امنوا اتقوا اللّه وابتغوا اليه الوسيلة ) ((390)).
    يعنى : ((اى اهل ايمان , تقواى الهى پيشه كنيد ودر راه او وسيله اى بيابيد)).
    گفت : وسيله همان عمل صالح است .
    گـفـتـم : آيه مى رساند كه وسيله براى رسيدن به خداى متعال همراه با تقوا وعمل صالح است كه مى فرمايد: (اتقوا اللّه ) پس ايمان وتقوا رامقدم بر وسيله خواهى قرار داد ((391)).
    وساطت را هم از خود قرآن برايت مى آورم كه مى فرمايد:.
    ـ (قـالـوا يـا ابـانـا اسـتـغـفـر لـنـا ذنوبنا انا كنا خاطئين قال سوف استغفر لكم ربي انه ه و الغفور الرحيم ) ((392)).
    يعنى : ((برادران يوسف )) گفتند: اى پدر براى گناهانمان طلب مغفرت بكن , چرا كه ما خطا كار بـوديـم (يـعـقـوب ) گـفـت : از پـروردگـارم بـرايـتـان طـلـب مغفرت خواهم كرد كه او بسيار آمرزنده ومهربان است )).
    چـرا حـضرت ((يعقوب )) به فرزندانش نگفت : خودتان از خداطلب آمرزش كنيد ومرا واسطه قرار ندهيد, بلكه بر عكس آن راپذيرفت .
    وهـابـى وحـشـت زده گـفت : مارا به ((يعقوب )) چه كار, او پيامبر((بنى اسرائيل )) بود وبا آمدن شريعت اسلام شريعتش از بين رفت .
    گفتم : از شريعت اسلام دليل مى آورم :.
    ـ (ولـو انـهـم اذ ظـلـمـوا انـفـسـهـم جاوك فاستغفروا اللّه واستغفر لهم الرسول لوجد وا اللّه توابا رحيما) ((393)).
    يـعـنـى : ((اگر آنها هنگامى كه به خود ظلم كردند نزد تو مى آمدندواز خدا آمرزش مى طلبيدند وپيامبر نيز برايشان آمرزش مى طلبدبى گمان خداوندرا توبه پذير ومهربان مى يافتند)).
    حاضرين در جلسه گفتند: بالاتر از اين دليلى نيست .
    وهـابـى وحـشـت زده وشـكـست خورده گفت : اين حرف مال وقتى است كه او زنده بود اما الان چـهـارده قـرن اسـت كـه آن مـردمـرده اسـت , وسـاطـت در زمـان حياتش جايز بود ولى پس از وفاتش خير ((394)).
    گفتم : ((در ((بخارى )) آمده كه هر وقت قحطى مى شد ((عمر)) نزد((عباس بن عبد المطلب )) مى آمد واز او مى خواست از خدا طلب باران كند.
    گفت : ((عمر)) به پيامبر كه مرده بود توسل نكرد بلكه به ((عباس ))كه زنده بود توسل جست .
    گفتم : بنابراين شما اقرار مى كنيد كه توسل به زنده هادرست است , آنگاه برخاسته رو به قبله كردم وگفتم :.
    بار الها ما تورا مى خوانيم وبه تو توسل مى جوييم به وسيله بنده صالح ونيكوكارت ((امام خمينى )).
    ناگهان وهابى از جا پريد وبا گفتن ((اعوذ باللّه , اعوذ باللّه )), به سرعت بيرون رفت .
    حاضرين باتعجب خدارا شكر كردند كه حق را برايشان آشكارساخت .
    ز : پاسخ ديگر به وهابيون
    گـذشـتـه از آنچه در مناظره با آن وهابى بيان شد بايد دانست كه درطول تاريخ , اصحاب رسول خـدا(ص ) ونـيـز عـمـوم مسلمين به آثار آن حضرت چه در زمان حيات وچه پس از وفاتش تبرك مى جستند, نظير:.
    1 تبرك به موى آن حضرت .
    2 ـ تبرك به آب وضوى حضرت .
    3 ـ تبرك به كفش وظرفهاى حضرت .
    4 ـ شفا يافتن على (ع ) به بركت آب دهان حضرت .
    ((مسلم )) و((بخارى )) آورده اند كه در روز خيبر پيامبر(ص ) فرمود:.
    ((فـردا پـرچـم را بـه دست مردى كه خدا ورسولش را دوست داردوخدا ورسولش نيز اورا دوست دارند مى دهم , فردا كه شد فرمود: على كجاست , گفته شد: على چشم درد دارد, آنگاه پيامبر آب دهـانـش را بـرچـشـم عـلـى مـالـيـد وبـرايـش دعـا كـرد واو شفا يافت , بعد پرچم را به دست او سپرد)) ((395)).
    حـتى از غير پيامبر(ص ) نيز شفاعت رواست كه آن حضرت فرمود: ـ ((هر كس بميرد وچهل نفر از كـسـانى كه شرك به خدا ندارند برجنازه او بايستند (ونماز بخوانند) خداوند شفاعتشان را درباره اومى پذيرد)) ((396)).
    روزى ((علامه سيد شرف الدين )) قرآنى را به ((عبدالعزيز)) پادشاه سعودى هديه كرد, پادشاه جلد آن را بوسيد وبر صورت خودگذاشت .
    علامه گفت : چرا جلد قرآن را مى بوسى واحترام مى كنى ؟.
    شاه گفت : مگر نگفتى كه درون آن قرآن است ؟.
    علامه گفت : قرآن درون آن است , ولى تو كه قرآن رانبوسيدى .
    شاه گفت : مقصودم داخل جلد بود.
    عـلامه گفت : ما هم وقتى ضريح پيامبر(ص ) را مى بوسيم مقصودمان تعظيم كسى است كه درون پنجره ها مى باشد كه رسول خدا(ص )است ((397)).
    ح : زيارت قبور
    وهـابـيـون زيـارت قـبـور بـراى زنان را حرام مى دانند وهيچ دليلى هم بر آن ندارند, در حالى كه ((مسلم )) مى گويد: ((عايشه )) از رسول خدا(ص ) پرسيد: زن اگر به زيارت قبور بيايد چه بگويد؟ فرمود:.
    ((بـگـو: سلام بر شما اى قومى كه آرام در خانه تان آرميده ايد, شماپيش از ما رفتيد وما به خواست خدا به شما ملحق مى شويم , خداوندگذشتگان وآنان كه پس از اين مى آيند را بيامرزد)) ((398)).
    به اضافه احاديث ديگرى كه مجال ذكرش نيست ((399)).
    خاتمه : در دادگاه
    بـا ايـمان به اينكه مردم بر دين سلاطين خود هستند ودرس گيرى از رفتار پيامبر(ص ) كه براى پـادشاهان زمان خويش نامه هائى فرستاديك نسخه از اولين كتابم يعنى : ((آنگاه هدايت شدم )) را بـراى : ((مـلك حسن )), ((شاذلى بن جديد)), ((زين العابدين بن على )), ((معمر قذافى )),((ملك حـسـيـن )) وبـرادرش ((حـسـن )) و((مـلك فهد بن عبدالعزيز)) ((400))
    ارسال نمودم كتابها به دستشان رسيد چون برگ رسيد رؤساى دفاترشان ازطريق پست به من داده شد.
    اما هيچيك جوابى ندادند جز رئيس ((زين العابدين بن على )) كه خالصانه تشكر كرده بود.
    قبل از رسيدن نامه ايشان با اتومبيل خود به ((تونس )) مسافرت كردم در حالى كه دويست جلد از آن كتاب را همراه خود داشتم , درگمرك از من مجوز خواستند گفتم : اين كتاب خودم مى باشد, مـسـئول گمرك تقاضاى يك جلد از آن را كرد كه با كمال ميل به ايشان هديه داده اجازه ورود را صادر نمود.
    بـه پـايـتـخـت وبعد زادگاهم ((قفصه )) رفتم ودر طول سفر حدودنيمى از كتابهارا به دوستان وشـاگردان حتى دشمنان عقيده ام اهدا كردم ,به شهرها وروستاهاى اطراف نيز رفتم تا جائى كه جز سه يا چهار نسخه برايم نماند.
    از سـوى ديگر رئيس دانشگاه زيتونه كه از دشمنان بزرگ من وتشيع بود, از طرف والى از استاندار خـواسـت كه مرا توقيف , وتمامى كتابهاى پخش شده را جمع , وبراى افرادى كه به آنها كتاب داده بودم پرونده سازى كنند.
    يـكـى از دوستانم با رساندن اين خبر, كه پليس در تعقيبم مى باشد, پيشنهاد كرد كه از كشور فرار كنم , ولى من پاسخ دادم كه اگراين كار را بكنم , براى آنان ثابت مى شود كه من گناهكارم .
    بالاخره نيروهاى امنيتى فرا رسيده , مرا با خود به مركز بردند, درآنجا استاندار با ديدن من گفت :.
    مى خواهى در كشور آشوب بر پا كنى ؟ خيال مى كنى اينجا هم ((ايران ))است ؟.
    آنـگـاه مـرا مـتهم كرد كه سه هزار جلد كتاب كفر آميز به همراه صدميليون پول آورده ام تا ميان مردم تقسيم كنم .
    گـفـتـم : اولا كـتابم كفر آميز نيست , ثانيا سه هزار جلد نيار به يك تريلى دارد شما اتومبيل مرا پر كنيد ببينيد چقدر جا مى گيرد؟ وثالثا يك نفررا بياوريد كه از من پولى گرفته باشد.
    بـه عـلاوه مـن بـه صـورت قاچاق نيامدم بلكه از طريق قانونى آمده همانند ديگران مورد بازرسى دقيق قرار گرفتم .
    بـالاخره آن شب مرا رها كردند تا فردا صبح بازگردم , صبح فرداكه آمدم مرا سوار ماشين كرده با دو نگهبان به دهات اطراف فرستادند تاكتابهارا جمع آورى كنم .
    در راه مـتـوجـه شـدم كـه هر دو نگهبانم با خواندن كتاب من شيعه شده اند, از اين تصادف جالب خـيـلى خنديديم واصلا در طول راه خسته نشديم , به هر حال تا آنجا كه ممكن بود كتابها را جمع آورى كرده , افراد به مركز پليس فرا خوانده شدند.
    بـا آقـاى والـى ملاقات كردم به من گفت : مرا از شما خيلى ترسانده بودند ومى گفتند يك شيعه افـراطى است كه از سوى ((خمينى )) تغذيه مى شود, چرا يك نسخه از آن كتاب را به خود من اهدا نـكـردى تـامـسـالـه اى پـيش نيايد, ولى الان ديگر از قدرت ما خارج شده , در دست دادگاه قرار گرفته است , تا ببينيم آنها چه مى كنند؟.
    در اين بين تمامى افرادى كه مورد بازجوئى قرار گرفته اند درباره من جز خير نگفتند.
    در دادگـاه هم با دادستان گفتگو كردم واز اينكه سفر يك هفته اى من يك ماه به طول انجاميده وزن وبـچـه ام در ((پاريس )) تنها مانده انداظهار ناراحتى كردم او گفت : اكنون يك سوم كتاب را خوانده ام ان شااللّه امشب آن را به پايان مى برم تا فردا حكم كنم .
    فردا در ساعت مقرر رفتم ديدم دادستان دم در ايستاده مرا درآغوش گرفت وبا احترام فوق العاده گفت :.
    ((جناب دكتر هر چه در اين كتاب آمده مورد تصديق من است ومن به همه اش ايمان دارم )).
    اشك شوق از ديدگانم جارى شد, آنچه را مى شنيدم باورنمى كردم .
    سـپـس گفت : بفرما! اكنون حكمت را مى نويسم , اگر ميليونهامصرف مى كردى كتابت اينچنين مشهور نمى شد, چرا كه برخى تورا((سلمان رشدى قفصى )) ناميده اند.
    آنگاه از من تقاضاى ده جلد كتاب كرد, آنهارا تحويلش دادم , ده جلد هم بنا به درخواست كارمندان دادگاه با اجازه دادستان بين آنان توزيع نمودم سپس حكم تبرئه خود را گرفته از دادگاه خارج شـدم , درحالى كه از خوشحالى زمين گنجايشم را نداشت , كتابها را هم به صاحبانش برگرداندم ودر درون هـر كـدام يـك نـسـخه حكم دادگاه گذاشتم , از آن به بعد كتاب در همه جا حتى در قهوه خانه بدون هيچ ترس وخوفى دست به دست مى شد خلاصه اين كتاب انقلابى فكرى بر پا نمود وبر اساس آن عده ديگرى از مسلمانان آگاه شده به مذهب اهل بيت (ع ) گرويدند.
    بـه ((پاريس )) بر گشتم , در ضمن نامه هاى رسيده نامه رئيس جمهورى آقاى ((زين العابدين بن عـلـى )) را يـافـتـم , از ديـدن آن هـمـه كـرامتها به فضل اهل بيت (ع ) بسيار خرسند بوده به آنها مباهات مى كنم .
    وآخر دعوانا ان الحمدللّه رب العالمين والصلاة والسلام على اشرف الانب يا والمرسلين سيدنا ومولانا محمد وآله الطيبين الطاهرين ((401)).

    فصل ششم وهابيت
    وهابيت .الف : عقائد آنها

    وهـابـيـون تـوسل به پيامبر(ص ) واهل بيتش (ع ), تبرك به آثارشان ونيز زيارت قبورشان را تحريم كرده , مرتكب چنين عملى را كافرومشرك مى دانند.آنـهـا با اين عقائد افراطى خويش نه تنها با شيعه بلكه با مسلمانان سراسر دنيا مخالفت مى نمايند, وبديهى است كه هر نوع تجددونوآورى مطلوبيتى دارد.

    ب : تشابه وهابيون به خوارج
    افكار وعقائد وهابيون مارا به ياد خوارج مى اندازد زيرا آنهاخطاب به على (ع ) مى گفتند: ((حكم از آن تو نيست بلكه از آن خدااست )).آن حضرت هم در جواب مى فرمود:.((اين كلمه حقى است كه از آن باطلى را قصد دارند)) ((384)).يـعنى درست است كه حكم فقط حكم خداست اما آنهامى خواهند نتيجه بگيرند كه : حكومت براى تو نيست .در حـالـى كـه قـرآن كـريـم آيـات فـراوانـى درباره حكومت انبياوصالحان دارد, مثلا خطاب به پيامبر(ص ) مى فرمايد:.(وان حكمت فاحكم بينهم بالقسط) ((385)).يعنى : ((اگر حكم كردى , پس ميانشان با عدالت حكم نما)).بنابراين انبيا وجانشينان آنها حاكميت اجرائى دارند.وهابيون نيز شعارشان اين است كه :.(قل انما ادعوا ربى ولا اشرك به احدا) ((386)).يعنى : ((بگو كه من تنها پروردگارم را مى خوانم وكسى را شريك او قرار نمى دهم )).بـنـابـرايـن تـوسل جستن به خداوند متعال توسط پيامبر وائمه (ع )را تحريم مى كنند وآن را شرك مـى دانـنـد, غـافـل از ايـنـكه توسل كننده به آنها اعتقادش اين نيست كه آن حضرات نفع يا ضرر مى رسانند,همچنانكه مشركين چنين اعتقادى درباره خدايان خويش داشتند, بلكه معتقدند همه چـيـز در دسـت خـداسـت , او يـكى است وشريكى ندارد, مااز اولياى او كه عابرومندان درگاهش هـسـتـند تقاضا مى كنيم كه براى مانزد خدا دعا كنند واز او چيز بخواهند, پس چقدر فاصله است ميان شرك وتوسل ؟ وچقدر وحدت است ميان خوارج ووهابيت ؟.خوارج گفتند: ((داورى جز براى خدا نيست )).وهابيت مى گويد: ((توسلى جز به خدا روا نيست )).خوارج گفتند: ((حكم از آن تو نيست اى على )).ووهابيت مى گويد: ((وسيله اى براى تو نيست اى محمد)).

    ج : ريشه تاريخى سياسى وهابيت
    قبل از بررسى علمى اين عقيده مناسب است ريشه تاريخى سياسى وهابيت را بدانيم .واضـح اسـت كـه اسـتعمار از دير باز اسلام را خطرى بزرگ براى خود مى دانست , ونيز مى داند كه مسلمانان دو منبع مقدس به نام قرآن وسنت دارند.مـنـبع اول را نمى توانند دست بزنند ومورد هجوم قرار دهند, امامنبع دوم يعنى سنت پيامبر(ص ) در معرض طعنه قرار دارد.در ميان مسلمانان شخص رياست طلبى چون ((محمد بن عبدالوهاب )) را يافتند وآنقدر اورا بزرگ كردند كه باور كرد از ((خلفاى راشدين )) هم با هوش تراست , اجتهادهاى ((عمر)) را نشانش دادند كه چگونه در برابر شخص پيامبر(ص ) ايستاد واظهار نظر بر خلاف راى آن حضرت مى كرد, چرا كه او بشراست ومعصوم نيست واشتباهات فراوانى دارد كه مردم آنهارا اصلاح كرده اند!.بنابراين اورا براى تسلط بر جزيرة العرب , بعد جهان عرب ,وآنگاه جهان اسلام به طمع انداختند.اين ((محمد بن عبدالوهاب ))است كه مى گويد:.((محمد مردارى پوسيده است , نه زيانى دارد ونه نفعى , اين عصاى من از او بهتر وبرتراست زيرا هم فايده مى رساند وهم زيان ))!!!.همين سخن را ((حجاج بن يوسف ثقفى )) گفته بود كه :.((خاك بر سرشان , اينها بر گرد مردارى پوسيده طواف مى كنند,اگر بر گرد كاخ اميرالمؤمنين ((عبدالملك بن مروان )) طواف مى كردند برايشان بهتر بود))!!!.اين جرات را ((عمر)) به آنها داد آنجا كه خطاب به حضرت گفت :.((اين مرد هذيان مى گويد! كتاب خدا مارا بس است ))!!!.

    د : ترويج وهابيت
    اين آئين از طرق زير توانست رواج پيدا كند:.1 ـ با اشغال ((مكه مكرمه )) و((مدينه منوره )) كه هر ساله ميليونهامسلمان به آنجا مى آيند, آنها از طـريـق كـنـفـرانـسـها وجلسات وتماس مستقيم با افراد وگروهها, ووسايل تبليغاتى چون راديو وتلويزيون درجانهاى حجاج تاثير به سزائى مى گذارند.2 ـ دارائى هـنگفت ناشى از فروش نفت , به اضافه بازار رونق گرفته ايام حج وعمره سبب شده كه از نظر مالى براى ترويج آئين خودمشكلى نداشته باشند.3 ـ سـاخـتن مساجد بى شمار در كشورهاى عربى واسلامى ,تاسيس مدارس ودانشگاههاى وهابى واعزام مبلغ به سراسر جهان ونيز نشر بيش از صد روز نامه ومجله ونشريه , چاپ ميليونها جلدقرآن وكـتـابـهـاى وهابى واهداى آن به مردم در سراسر جهان , وحتى تقسيم شير وخرما در ماه رمضان واهدا شيشه هاى آب زمزم به مسافرين , همه وهمه در ترويج اين آئين مؤثرند.4 ـ از آنجا كه ((امريكا)) بر تمامى كشورهاى عربى اسلامى خصوصا پس از سقوط ((شوروى )) تاثير مـسـتـقـيـم يـا غير مستقيم دارد ونيز پوشيده نيست كه پس از سقوط ((شاه )) در ((ايران )) وبر پـائى جمهورى اسلامى ومخالفتش با سياستهاى ((امريكا)), ((عربستان )) به عنوان چشم راستش در آمده , همچنانكه ((اسرائيل )) چشم چپ اوست ,بنابراين ((امريكا)) كشورهاى اسلامى را به الگو پذيرى از اسلام وهابى تشويق مى كند ورضايت خويش را در آن مى داند, در نتيجه دولتهاى اسلامى وحتى غير اسلامى بر مبلغين وهابى سخت نمى گيرند وميدان عمل را بر ايشان باز مى گذارند اما پيروان اهل البيت (ع ) را تروريست مى دانند.

    هـ : سركوب شيعيان
    دشـمنان اهل بيت دست به دست هم دادند وبا يكديگر متحدشدند و((صدام )) را تقويت كردند تا ((جمهورى اسلامى ))را از بين ببرنداما وقتى ديدند نقشه شان نقش بر آب شد ومبارزين عراقى در داخل وخارج تقويت شدند, از ترس اينكه مبادا تجربه ((امام خمينى ))(ره ) در((عراق )) كه بيش از دو سومش شيعه است تكرار گردد وانقلاب ((عراق )) باانقلاب اسلامى ((ايران )) متحد شود نقش زشـت تـرى را بـازى كـردنـدوتـئاتـر اشغال ((كويت )) وجنگ ((خليج )) را به راه انداختند, نه به خـاطـرنـابودى ((صدام )), بلكه به خاطر نابودى ((ملت شيعه عراق )) وهمينطورهم شد, چرا كه ((كويت )) به بهتر از حال سابق خود بازگشت , رژيم ((صدام )) هم از گذشته قدرتمندتر شد ولى ((ملت مظلوم عراق )) به كلى اززندگى ساقط گشتند تا جائى كه حاضرند اساس زندگى ولباس خودرابفروشند تا قرص نانى به دست آورند.ايـنـجـا بـود كـه وهـابـيت بر شيعيان چيره شد به ويژه پس از جاى دادن شيعيان در اردوگاهها وچادرهاى سعودى با كمال ذلت وخوارى ((387)).ـ(ولن ترضى عنك اليهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم ) ((388)).يعنى : ((هرگز يهود ونصارى از تو راضى نمى شوند مگر آنكه پيرو روش آنان شوى )).وامـروزه يـهـود ونـصـارى يـعنى غرب از وهابيت راضى هستندچرا كه از دستورهاى آنها پيروى كرده اند.

    و : گفتگو با عالم وهابى
    در خـلال سـفـرى بـه جـزايـر ((كـومـور)), قاضى القضاة آنجا از دست علماى وهابيت كه با پول وكـتـابـهـاى زيـاد بـيـشـتر جوانان را به صف خودكشاندند شكايت كرد, چرا كه اينان تا ديروز به پدرانشان احترام مى كردند ودست وسرشان را مى بوسيدند ولى امروز بوسيدن دست وخم شدن در برابر هر شخصى را سجود براى غير خدا وشرك مى دانند, بنابراين تنفر زيادى بين پدران وفرزندان ايجادشده است .جلسه بحثى ميان من ويك عالم وهابى ترتيب داده شد, من درآنجا مساله توسل را مطرح كردم كه چگونه انسان گنهكار ومشغول به دنيا, انبيا واولياى خدا را شفيع قرار مى دهد تا دعايش مستجاب شود.او گفت : (وان المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا) ((389)).يعنى : ((همانا مساجد از آن خداست پس همراه خداكسى رانخوانيد)).هـر كـس غير از خدارا بخواند براى او شريك ساخته كه به اونفعى برساند در حالى كه نفع دهنده وضرر رساننده فقط خداست .گـفتم : كسى كه به رسول خدا(ص ) متوسل مى شود مى داند كه اونه نفعى مى رساند نه زيانى , اما دعـايـش نـزد خدا مستجاب است كه اگر به خدا عرض كند: پرورگارا اين بنده ات را رحم كن , يا ببخشاى , يا بى نيازساز, خداوند دعاى آن حضرت را مستجاب مى كند.آنگاه رواياتى را برايش خواندم ولى او از قرآن دليل طلب كرد,گفتم : خداوند مى فرمايد:.(يا ايها الذين امنوا اتقوا اللّه وابتغوا اليه الوسيلة ) ((390)).يعنى : ((اى اهل ايمان , تقواى الهى پيشه كنيد ودر راه او وسيله اى بيابيد)).گفت : وسيله همان عمل صالح است .گـفـتـم : آيه مى رساند كه وسيله براى رسيدن به خداى متعال همراه با تقوا وعمل صالح است كه مى فرمايد: (اتقوا اللّه ) پس ايمان وتقوا رامقدم بر وسيله خواهى قرار داد ((391)).وساطت را هم از خود قرآن برايت مى آورم كه مى فرمايد:.ـ (قـالـوا يـا ابـانـا اسـتـغـفـر لـنـا ذنوبنا انا كنا خاطئين قال سوف استغفر لكم ربي انه ه و الغفور الرحيم ) ((392)).يعنى : ((برادران يوسف )) گفتند: اى پدر براى گناهانمان طلب مغفرت بكن , چرا كه ما خطا كار بـوديـم (يـعـقـوب ) گـفـت : از پـروردگـارم بـرايـتـان طـلـب مغفرت خواهم كرد كه او بسيار آمرزنده ومهربان است )).چـرا حـضرت ((يعقوب )) به فرزندانش نگفت : خودتان از خداطلب آمرزش كنيد ومرا واسطه قرار ندهيد, بلكه بر عكس آن راپذيرفت .وهـابـى وحـشـت زده گـفت : مارا به ((يعقوب )) چه كار, او پيامبر((بنى اسرائيل )) بود وبا آمدن شريعت اسلام شريعتش از بين رفت .گفتم : از شريعت اسلام دليل مى آورم :.ـ (ولـو انـهـم اذ ظـلـمـوا انـفـسـهـم جاوك فاستغفروا اللّه واستغفر لهم الرسول لوجد وا اللّه توابا رحيما) ((393)).يـعـنـى : ((اگر آنها هنگامى كه به خود ظلم كردند نزد تو مى آمدندواز خدا آمرزش مى طلبيدند وپيامبر نيز برايشان آمرزش مى طلبدبى گمان خداوندرا توبه پذير ومهربان مى يافتند)).حاضرين در جلسه گفتند: بالاتر از اين دليلى نيست .وهـابـى وحـشـت زده وشـكـست خورده گفت : اين حرف مال وقتى است كه او زنده بود اما الان چـهـارده قـرن اسـت كـه آن مـردمـرده اسـت , وسـاطـت در زمـان حياتش جايز بود ولى پس از وفاتش خير ((394)).گفتم : ((در ((بخارى )) آمده كه هر وقت قحطى مى شد ((عمر)) نزد((عباس بن عبد المطلب )) مى آمد واز او مى خواست از خدا طلب باران كند.گفت : ((عمر)) به پيامبر كه مرده بود توسل نكرد بلكه به ((عباس ))كه زنده بود توسل جست .گفتم : بنابراين شما اقرار مى كنيد كه توسل به زنده هادرست است , آنگاه برخاسته رو به قبله كردم وگفتم :.بار الها ما تورا مى خوانيم وبه تو توسل مى جوييم به وسيله بنده صالح ونيكوكارت ((امام خمينى )).ناگهان وهابى از جا پريد وبا گفتن ((اعوذ باللّه , اعوذ باللّه )), به سرعت بيرون رفت .حاضرين باتعجب خدارا شكر كردند كه حق را برايشان آشكارساخت .

    ز : پاسخ ديگر به وهابيون
    گـذشـتـه از آنچه در مناظره با آن وهابى بيان شد بايد دانست كه درطول تاريخ , اصحاب رسول خـدا(ص ) ونـيـز عـمـوم مسلمين به آثار آن حضرت چه در زمان حيات وچه پس از وفاتش تبرك مى جستند, نظير:.1 تبرك به موى آن حضرت .2 ـ تبرك به آب وضوى حضرت .3 ـ تبرك به كفش وظرفهاى حضرت .4 ـ شفا يافتن على (ع ) به بركت آب دهان حضرت .((مسلم )) و((بخارى )) آورده اند كه در روز خيبر پيامبر(ص ) فرمود:.((فـردا پـرچـم را بـه دست مردى كه خدا ورسولش را دوست داردوخدا ورسولش نيز اورا دوست دارند مى دهم , فردا كه شد فرمود: على كجاست , گفته شد: على چشم درد دارد, آنگاه پيامبر آب دهـانـش را بـرچـشـم عـلـى مـالـيـد وبـرايـش دعـا كـرد واو شفا يافت , بعد پرچم را به دست او سپرد)) ((395)).حـتى از غير پيامبر(ص ) نيز شفاعت رواست كه آن حضرت فرمود: ـ ((هر كس بميرد وچهل نفر از كـسـانى كه شرك به خدا ندارند برجنازه او بايستند (ونماز بخوانند) خداوند شفاعتشان را درباره اومى پذيرد)) ((396)).روزى ((علامه سيد شرف الدين )) قرآنى را به ((عبدالعزيز)) پادشاه سعودى هديه كرد, پادشاه جلد آن را بوسيد وبر صورت خودگذاشت .علامه گفت : چرا جلد قرآن را مى بوسى واحترام مى كنى ؟.شاه گفت : مگر نگفتى كه درون آن قرآن است ؟.علامه گفت : قرآن درون آن است , ولى تو كه قرآن رانبوسيدى .شاه گفت : مقصودم داخل جلد بود.عـلامه گفت : ما هم وقتى ضريح پيامبر(ص ) را مى بوسيم مقصودمان تعظيم كسى است كه درون پنجره ها مى باشد كه رسول خدا(ص )است ((397)).

    ح : زيارت قبور
    وهـابـيـون زيـارت قـبـور بـراى زنان را حرام مى دانند وهيچ دليلى هم بر آن ندارند, در حالى كه ((مسلم )) مى گويد: ((عايشه )) از رسول خدا(ص ) پرسيد: زن اگر به زيارت قبور بيايد چه بگويد؟ فرمود:.((بـگـو: سلام بر شما اى قومى كه آرام در خانه تان آرميده ايد, شماپيش از ما رفتيد وما به خواست خدا به شما ملحق مى شويم , خداوندگذشتگان وآنان كه پس از اين مى آيند را بيامرزد)) ((398)).به اضافه احاديث ديگرى كه مجال ذكرش نيست ((399)).

    خاتمه : در دادگاه
    بـا ايـمان به اينكه مردم بر دين سلاطين خود هستند ودرس گيرى از رفتار پيامبر(ص ) كه براى پـادشاهان زمان خويش نامه هائى فرستاديك نسخه از اولين كتابم يعنى : ((آنگاه هدايت شدم )) را بـراى : ((مـلك حسن )), ((شاذلى بن جديد)), ((زين العابدين بن على )), ((معمر قذافى )),((ملك حـسـيـن )) وبـرادرش ((حـسـن )) و((مـلك فهد بن عبدالعزيز)) ((400))ارسال نمودم كتابها به دستشان رسيد چون برگ رسيد رؤساى دفاترشان ازطريق پست به من داده شد.اما هيچيك جوابى ندادند جز رئيس ((زين العابدين بن على )) كه خالصانه تشكر كرده بود.قبل از رسيدن نامه ايشان با اتومبيل خود به ((تونس )) مسافرت كردم در حالى كه دويست جلد از آن كتاب را همراه خود داشتم , درگمرك از من مجوز خواستند گفتم : اين كتاب خودم مى باشد, مـسـئول گمرك تقاضاى يك جلد از آن را كرد كه با كمال ميل به ايشان هديه داده اجازه ورود را صادر نمود.بـه پـايـتـخـت وبعد زادگاهم ((قفصه )) رفتم ودر طول سفر حدودنيمى از كتابهارا به دوستان وشـاگردان حتى دشمنان عقيده ام اهدا كردم ,به شهرها وروستاهاى اطراف نيز رفتم تا جائى كه جز سه يا چهار نسخه برايم نماند.از سـوى ديگر رئيس دانشگاه زيتونه كه از دشمنان بزرگ من وتشيع بود, از طرف والى از استاندار خـواسـت كه مرا توقيف , وتمامى كتابهاى پخش شده را جمع , وبراى افرادى كه به آنها كتاب داده بودم پرونده سازى كنند.يـكـى از دوستانم با رساندن اين خبر, كه پليس در تعقيبم مى باشد, پيشنهاد كرد كه از كشور فرار كنم , ولى من پاسخ دادم كه اگراين كار را بكنم , براى آنان ثابت مى شود كه من گناهكارم .بالاخره نيروهاى امنيتى فرا رسيده , مرا با خود به مركز بردند, درآنجا استاندار با ديدن من گفت :.مى خواهى در كشور آشوب بر پا كنى ؟ خيال مى كنى اينجا هم ((ايران ))است ؟.آنـگـاه مـرا مـتهم كرد كه سه هزار جلد كتاب كفر آميز به همراه صدميليون پول آورده ام تا ميان مردم تقسيم كنم .گـفـتـم : اولا كـتابم كفر آميز نيست , ثانيا سه هزار جلد نيار به يك تريلى دارد شما اتومبيل مرا پر كنيد ببينيد چقدر جا مى گيرد؟ وثالثا يك نفررا بياوريد كه از من پولى گرفته باشد.بـه عـلاوه مـن بـه صـورت قاچاق نيامدم بلكه از طريق قانونى آمده همانند ديگران مورد بازرسى دقيق قرار گرفتم .بـالاخره آن شب مرا رها كردند تا فردا صبح بازگردم , صبح فرداكه آمدم مرا سوار ماشين كرده با دو نگهبان به دهات اطراف فرستادند تاكتابهارا جمع آورى كنم .در راه مـتـوجـه شـدم كـه هر دو نگهبانم با خواندن كتاب من شيعه شده اند, از اين تصادف جالب خـيـلى خنديديم واصلا در طول راه خسته نشديم , به هر حال تا آنجا كه ممكن بود كتابها را جمع آورى كرده , افراد به مركز پليس فرا خوانده شدند.بـا آقـاى والـى ملاقات كردم به من گفت : مرا از شما خيلى ترسانده بودند ومى گفتند يك شيعه افـراطى است كه از سوى ((خمينى )) تغذيه مى شود, چرا يك نسخه از آن كتاب را به خود من اهدا نـكـردى تـامـسـالـه اى پـيش نيايد, ولى الان ديگر از قدرت ما خارج شده , در دست دادگاه قرار گرفته است , تا ببينيم آنها چه مى كنند؟.در اين بين تمامى افرادى كه مورد بازجوئى قرار گرفته اند درباره من جز خير نگفتند.در دادگـاه هم با دادستان گفتگو كردم واز اينكه سفر يك هفته اى من يك ماه به طول انجاميده وزن وبـچـه ام در ((پاريس )) تنها مانده انداظهار ناراحتى كردم او گفت : اكنون يك سوم كتاب را خوانده ام ان شااللّه امشب آن را به پايان مى برم تا فردا حكم كنم .فردا در ساعت مقرر رفتم ديدم دادستان دم در ايستاده مرا درآغوش گرفت وبا احترام فوق العاده گفت :.((جناب دكتر هر چه در اين كتاب آمده مورد تصديق من است ومن به همه اش ايمان دارم )).اشك شوق از ديدگانم جارى شد, آنچه را مى شنيدم باورنمى كردم .سـپـس گفت : بفرما! اكنون حكمت را مى نويسم , اگر ميليونهامصرف مى كردى كتابت اينچنين مشهور نمى شد, چرا كه برخى تورا((سلمان رشدى قفصى )) ناميده اند.آنگاه از من تقاضاى ده جلد كتاب كرد, آنهارا تحويلش دادم , ده جلد هم بنا به درخواست كارمندان دادگاه با اجازه دادستان بين آنان توزيع نمودم سپس حكم تبرئه خود را گرفته از دادگاه خارج شـدم , درحالى كه از خوشحالى زمين گنجايشم را نداشت , كتابها را هم به صاحبانش برگرداندم ودر درون هـر كـدام يـك نـسـخه حكم دادگاه گذاشتم , از آن به بعد كتاب در همه جا حتى در قهوه خانه بدون هيچ ترس وخوفى دست به دست مى شد خلاصه اين كتاب انقلابى فكرى بر پا نمود وبر اساس آن عده ديگرى از مسلمانان آگاه شده به مذهب اهل بيت (ع ) گرويدند.بـه ((پاريس )) بر گشتم , در ضمن نامه هاى رسيده نامه رئيس جمهورى آقاى ((زين العابدين بن عـلـى )) را يـافـتـم , از ديـدن آن هـمـه كـرامتها به فضل اهل بيت (ع ) بسيار خرسند بوده به آنها مباهات مى كنم .وآخر دعوانا ان الحمدللّه رب العالمين والصلاة والسلام على اشرف الانب يا والمرسلين سيدنا ومولانا محمد وآله الطيبين الطاهرين ((401)).

    • تعداد رکورد ها : 6
    چکیده اندیشه ها
     
     
     
     
    تازه ترین ها
     
    سياست امام خامنه‌اي سياست الهي است «محمد تیجانی سماوی» اسلام‌پژوه شیعه تونسی، در 2 فوریه 1943 میلادی (1315) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد. خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها به تونس مهاجرت کردند. تحصیلات ابتدایی را در یکی از شعبه‌های دانشگاه زیتونه گذراند و پس از استقلال تونس و به مدارس فرانسوی عربی رفت و نهایتاً مدارج دبیرستان پیش‌دانشگاهی را گذراند. اقدامات تروريست‌هاي سوريه نتيجه فتواهاي وهابي است "محمد تیجانی سماوی» اسلام پژوه تونسی در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری فارس درباره هتک حرمت مزار «حجر بن عدی» صحابه امام علی (ع) توسط افراد مسلح در سوریه گفت: این اقدام از افکار وهابی‌ها ریشه گرفته است، تاریخ وهابی‌ها مملو از این اقدامات است. دعاي روزانه ماه رمضان دعای روزانه ماه رمضان دعای روزانه ماه مبارک رمضان دعاى روز اول ماه مبارك رمضانبسم الله الرحمن الرحیم اللهمَ  اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا ع... اعمال شب و روز نيمه شعبان اعمال شب و روز نیمه شعبان اعمال شب و روز نیمه شعبان دعا و نیایش شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر... امام خامنه اي رهبر بيداري اسلامي است مصاحبه با خبرگزاری مشرق تيجاني: امام خامنه‌اي رهبر بيداري اسلامي است  همه دانشمندان و علماي فرزانه اسلام كه اسلام صحيح و قرآني و اسلام بر پايه سنت نبوي را نمايندگي مي‌كنند، بر اين مسئله اتفاق نظر دارند كه رهبري امت اسلامي با اي... بايد جهانيان را با فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا كرد بايد جهانيان را با فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا کرد استاد دانشگاه سوربون فرانسه گفت: بايد جهانيان را با معارف بسيار پربار اهل بيت(ع) و از جمله فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا کرد. "دکتر محمد تيجاني سماوي" روز سه شنبه در ادامه همايش چهار روزه "غدير محور وحدت مسلمين" در مشهد افزود: بايد با بهره ... محمد(ص) و على(ع) از ديدگاه شيعيان به ويژه ايرانيان محمد(ص) و على(ع) از ديدگاه شيعيان به ويژه ايرانيان پرسش: آيا حقيقت دارد كه شيعيان و مخصوصاً ايرانيان على(عليه السلام) را بالاتر از پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى دانند و حتى او را خدا مى خوانند!؟ و نيز برخى معتقدند كه جبرئيل اشتباهاً وحى را به محمد(صلى الله عليه وآله) نازل كرده، در صورتى كه ماموريت جبرئيل، رساندن وحى به على(عليه السلام) بوده است؟ دلايل توجه ويژه ى ايرانيان به تشيع دلايل توجه ويژه ى ايرانيان به تشيع پرسش: چرا ايرانيان توجه خاصى به تشيع دارند؟ پاسخ: بعد از فتح ايران به دست قواى مسلمين، ايرانيان آزادى نسبى داشتند و اكراه و اجبارى هم در پذيرش دين مقدس اسلام نداشتند. ولى بر اثر معاشرت با مسلمين، به حقانيت اسلام پى بردند و دين چندين هزار ساله خود را، ناقص تشخيص داده و به اسلام گرويدند...... قدمت شيعه از زمان پيغمبر گرامى اسلام(ص) قدمت شيعه از زمان پيغمبر گرامى اسلام(ص) آيا مذهب شيعه يك مذهب سياسى است كه به دست عبدالله بن سباى يهودى در زمان عثمان ـ خليفه سوم ـ ابداع شد، سپس ايرانيان كه با عربها سابقه بدى داشتند با اين سلاح در مقابل اعراب مسلمان ايستادند. آنگاه تشيع در زمان ديالمه تقويت گرديد و سپس در زمان صفويه مذهب رسمى ايران شد. در صورتى كه در زمان نبى مكرم اسلام(صلى الله عليه وآله) نامى از شيعه وجود نداشته است؟ پاسخ: اولاً بايد گفت كه از ديد شيعيان، عبدالله بن سبأ(1) يك يهودى و ملعون است و در اخبار شيعه از وى مذمت بسيار شده است. ثانياً شيعه يك حزب سياسى نيست كه در زمان خلافت عثمان درست شده باشد، بلكه...... اذكار ماه شعبان اذکار ماه شعبان در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود. هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود..... چرا على(ع) وصيت كرد قبرش پنهان بماند؟ چرا على(ع) وصيت كرد قبرش پنهان بماند؟ چون شهادت حضرت، در آغاز زمان شكل گيرى قدرت معاويه و طغيان بنى اميه و حضور ساير گروه هاى زخم خورده ناكثين و قاسطين و مارقين اتفاق افتاد، آن بزرگوار وصيت نمود كه جسدش را شبانه دفن نمايند و حتى علامتى بر روى آن نگذارند. .... اهل سنت واقعي در چند خط اهل سنت واقعی در چند خط بيشتر علما و امامان اهل سنت، ايراني بوده‌اند و نه تنها شيعه نبوده بلکه تعصّب شديدي ضدّ شيعه و شيعيان ابراز داشته‌اند. کافي است بدانيم بزرگ‌ترين مفسّر آنها که زمخشري است ايراني مي‌باشد و بزرگ‌ترين محدثين آنها بخاري و... رهبري ايران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد رهبری ایران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد  دکتر تیجانی: رهبری ایران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد دکترمحمد تیجانی السماوی، محقق شیعه و نویسنده کتاب آن گاه هدایت شدم، در گفت و گوِی با خبرگزاری رسا، ابراز داشت: علاقه من به رهبر امت اسلامی، حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، علاقه ای است ک... انتقاد دكتر تيجاني از فتواهاي تكفيري بر ضد شيعيان انتقاد دکتر تیجانی از فتواهای تکفیری بر ضد شیعیان کتر تیجانی با ابراز تاسف از صدور فتواهای تکفیری از سوی علمای وهابی، آن را محکوم کرد. وی در مصاحبه با پایگاه خبری "نون"، با اشاره به اوضاع نامناسب امنیتی در شهرهای عراق تاکید کرد: افتخار من این است که در کنار بارگاه ائمه اطهار(ع) در کربلا و نجف اشرف شهید شوم سياست امام خامنه‌اي سياست الهي است سیاست امام خامنه‌ای سیاست الهی است «محمد تیجانی سماوی» اسلام‌پژوه شیعه تونسی، در 2 فوریه 1943 میلادی (1315) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد. خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها به تونس مهاجرت کردند. تحصیلات ابتدایی را در ی... دكتر تيجاني : ايرانيان مي‌خواهند پرچم اسلام برافراشته شود دکتر تیجانی : ايرانيان مي‌خواهند پرچم اسلام برافراشته شود به گزارش پایگاه بقیع به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، دكتر محمد تيجاني سماوي را بسياري در ايران و جهان اسلام با كتاب «ثم اهتديت» مي‌شناسند؛ كتابي كه بسيار مورد علاقه و توجه خوانندگان از جمله رهبر انقلاب قرار گرفت. تيجاني خود دراين‌باره مي‌گويد: «ايشان (رهبر انقلاب) كتاب «ثم اهتديت» را ستايش نمودند و گفتند اين كتاب، كتاب تو نيست بلكه نسيمي از بركات اهل بيت (ع) است.» به مناسبت هفته وحدت به سراغ اين نويسنده و پژوهشگر مسائل اسلامي رفتيم تا درباره موضوع وحدت و مسائل جهان اسلام به گفت‌وگو بپردازيم: خدمتگذاري دكتر تيجاني در حرم حسيني(ع) خدمتگذاری دکتر تیجانی در حرم حسینی(ع) حجت الاسلام دکتر سید محمد تیجانی سماوی» نویسنده و متفکر تونسی است که پس از زیارت عتبات مقدسه عراق به خدمتگزاری در مرقد شریف امام حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام مشغول شد. چهل حديث « تربيت كودك و نوجوان » چهل حديث قهر كن، ولى طولش نده شخصى مى گويد: از دست فرزندم نزد امام كاظم عليه السلام شكايت كردم. حضرت به من فرمودند: لاتَضْـرِبْهُ وَاهْجُـرْهُ وَلاتـُطِلْ. حضرت به من فرمودند: او را كتك نزن و با وى قهر كن، اما آن را طولانى نكن. اقدامات تروريستهاي سوريه نتيجه فتواهاي وهابي اقدامات تروریستهای سوریه نتیجه فتواهای وهابی است "محمد تیجانی سماوی» اسلام پژوه تونسی در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری فارس درباره هتک حرمت مزار «حجر بن عدی» صحابه امام علی (ع) توسط افراد مسلح در سوریه گفت: این اقدام از افکار وهابی‌ه... فعاليت شيعيان درعربستان فعالیت شیعیان درعربستان اساسا نقطه آغاز تشیع در جهان اسلام حجاز و به‌طور مشخص مدینه منوره بوده است كه گروهی از صحابه پیامبر(ص) همچون ابوذر و سلمان و مقداد و عمار و ...