دکتر محمد تيجاني
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
  • عنوان :  
  • سوالاتي در مورد شيعه و سني  
  • نویسنده :  
  •   
  • تعداد بازدید :  
  • 814  
  •  فهرست کتاب
  • امامت و خلافت منحصر به دوازده امام معصوم است، چرا؟

    پرسش: چرا شيعيان امامت و خلافت را منحصر به 12 امام مى دانند و ائمه چهارگانه اهل سنت را قبول ندارند؟
     
    پاسخ: بسيارى از اوامر و دستورات پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) حتى به وسيله علماى اهل سنت روايت شده كه در آن، اهل بيت و عترت طاهره به عنوان عديل قرآن به امت معرفى شده اند تا به آنان تمسك جويند. از جمله آن ها حديث ثقلين، حديث سفينه و حديث باب حطه از اسناد محكم شيعيان است. حتى در كتب اهل سنت، نمى توان يك حديث ـ هر چند يك طرفه ـ پيدا نمود كه پيغمبر امتش را به پيروى از ابوالحسن اشعرى و معتزلى و نيز اطاعت از چهار امام اهل سنت يعنى مالك بن انس، احمد بن حنبل، ابوحنيفه يا محمد بن ادريس شافعى ترغيب، تشويق و رهنمون كرده باشد.

    اما ابن حجر مكى در باب 11 كتاب صواعق و نيز شيخ سليمان بلخى حنفى در باب 59 ينابيع الموده نقل نموده اند كه بيش از 20 نفر از اصحاب رسول الله(صلى الله عليه وآله) حديث تمسك به ثقلين ـ قرآن و عترت پيغمبر ـ را از طرق مختلف نقل كرده اند. بدان جهت كه قرآن و عترت با همديگر حكم ثقلين را دارند و پيروى از هر دوى اين ها لازم و واجب است ـ نه فقط يكى از اين دو.

    اكنون بايد ديد كه آيا مى توان قرآن ـ يكى از ثقل ها ــ را فداى مصلحت زمان و مكان نموده و آن را عوض كرد و كتاب ديگرى را انتخاب و جايگزين آن كرد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، پس تغيير ثقل ديگر يعنى همان عترت نيز ممكن خواهد بود. در نتيجه با پذيرفتن تغيير ثقل اول ـ قرآن ـ پيروى از غير اهل بيت ميسر و بدون اشكال مى شود. اما چون از نظر شيعه، پاسخ اين سؤال منفى است يعنى هرگز نمى توان كتاب ديگرى را جايگزين قرآن نمود، لذا چون يكى از ثقل ها را نمى توان تغيير داد، ثقل ديگر نيز غير قابل تغيير مى باشد.

    حال بايد بررسى كرد كه كداميك از خلفاى سه گانه ـ ابوبكر و عمر و عثمان ـ از عترت و اهل بيت پيغمبر بوده اند تا مطابق دستور رسول الله(صلى الله عليه وآله)، مجبور به اطاعت و پيروى از آن ها باشيم؟ يقيناً تاريخ و اجماع مسلمين اتفاق نظر دارند كه عترت پيغمبر، كسان ديگرى به جز اين سه نفر بوده اند; لذا اين ها از عترت و اهل بيت پيغمبر به حساب نمى آيند.

    اينك اين سؤال پيش مى آيد كه اگر پيغمبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) اطاعت و پيروى از فرد يا قومى را امر و توصيه نمايد و جمعى از صلحا و صحابه امت بگويند كه صلاح در آن است كه از افراد ديگرى پيروى نماييد، آيا اطاعت امر پيغمبر واجب است يا اطاعت از مصلحت انديشى صلحا و بزرگان امت؟! از نظر شيعه پاسخ اين سؤال «اطاعت محض از پيغمبر گرامى اسلام» است.

    حال كه تاريخ گواهى مى دهد كه هيچ كدام از خلفاى ثلاثه، نه ابوالحسن اشعرى، نه معتزلى و نه چهار امام اهل سنت (مالك بن انس، احمد بن حنبل، ابوحنيفه يا محمد بن ادريس شافعى) از اهل بيت و عترت پيغمبر نيستند، و اصلاً هيچ گونه دستور و سفارشى از پيغمبر مبنى بر پيروى از آن ها نرسيده است و حتّى تا سال ها بعد از پيغمبر نامى از آن ها در ميان نبوده ـ با فرض اين كه از علما و فقهاى اسلامى بوده اند و بعدها نام آنان جلوه گر شده است ـ چه دليلى وجود دارد كه همه نسل هاى گذشته، حال و آينده از اين چهار نفر ـ كه اهل سنت سفارش مى كنند ـ پيروى و متابعت نمايند؟ در صورتى كه حتى يك حديث يا روايت نيز در اين زمينه وجود ندارد.

    از طرف ديگر، همه امت اسلام متفق القولند كه امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) و يازده فرزند ايشان، همگى از عترت صحيح النسب و از اهل بيت خاص پيغمبر به حساب مى آيند. پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) بارها اطاعت از آن ها را اسباب نجات دانسته و صريحاً فرموده است: از آن ها سبقت نگيريد، زيرا آن ها اعلم بر شما هستند. دلايل و براهين زيادى مبنى بر متابعت از اين دوازده امام وجود دارد.

    حال بايد ديد كه دليل پيروى از چهار امام اهل سنت چه بوده و چگونه بوجود آمده است؟ علت پيروى از ائمه اربعه اهل سنت در اين است كه بعضى از خلفا و پادشاهان مردم را مجبور نمودند كه حتماً بايد از يكى از اين چهار مذهب تقليد نمايند. على رغم

    اين كه هيچ گونه نص صريح و دستور خاصى از جانب پيغمبر درباره منحصر كردن تقليد به اين چهار نفر وجود ندارد، آيا اين انحصار، ظلم فاحشى به كليه فقها و علماى بزرگ اسلام و تضييع حقوق علمى آن ها محسوب نمى شود؟ در حالى كه تاريخ نشان داده است بعد از آن ها، فقها و علماى بسيار بزرگى كه اعلم و افقه از اين چهار امام بوده اند، همواره وجود داشته اند. آيا خود اين علماى بزرگى كه پس از اين چهار امام تربيت مى شوند، بايد از اين چهار نفر تقليد كنند؟

    ممكن است در پاسخ، بعضى با قياس استدلال كنند كه به همان دليل كه شيعيان، امامت را به 12 امام منحصر نموده اند، ما نيز امامت را با همان دلايل مشابه به اين چهار نفر منحصر مى كنيم. در پاسخ بايد گفت: خود پيامبر خدا عدد خلفاى بعد از خود را به اين 12 نفر منحصر نموده است. شيخ سليمان قندوزى حنفىِ حموينى در فرائد، امام ثعلبى در تفسير خود، ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه، خوارزمى و ابن مغازلى در مناقب، همگى به طرق مختلف از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) نقل كرده اند كه: تعداد ائمه و خلفاى بعد از من دوازده نفر است كه جملگى از قريش مى باشند. حتى نام آن ها را به ترتيب بيان نموده اند. بنابراين اصلاً قياس بين اين چهارنفر و دوازده امام شيعه، كه اوصياى رسول الله(صلى الله عليه وآله) و منصوب و منصوص از جانب حق تعالى مى باشند، جايز و روا نمى باشد.

    از طرف ديگر، برخى از ائمه چهارگانه، نظير: ابوحنيفه اصلاً و ابداً اهل فقه و اجتهاد نبوده بلكه فقط اهل قياس بوده اند. جالب تر اين كه بعضى از ائمه چهارگانه، خود از خوشه چينان خرمن 12 امام شيعه بوده اند. پس اگر تقليد بر اين چهار نفر جايز و روا باشد، چرا به سراغ استادان آن ها يعنى كسانى چون امام جعفر صادق(عليه السلام)نبايد رفت؟!!

     
    علت اشتهار مذهب شيعه ى اثنى عشرى به مذهب جعفرى

    پرسش: به چه علت مذهب شيعه اثنى عشرى به مذهب جعفرى معروف شده است؟
     
    پاسخ: بر اساس اصل نبوت كه هر پيغمبرى قبل از وفاتش، وصى و جانشين خويش را از جانب خدا معين مى كند، خاتم الانبيا نيز اميرالمؤمنين على(عليه السلام) را باب علم، وصىّ و خليفه خود معرفى و امت را به اطاعت از وى امر نمود. هرچند بعد از وفات پيامبر، خلافت به امام على(عليه السلام) نرسيد; اما دو خليفه اول در تمام دوره خلافت خود ـ باستثناى اوايل خلافت ابوبكر ـ در تمام امور با حضرت على(عليه السلام) مشورت نموده و مطابق راهنمايى هاى ايشان عمل مى كردند. حتى حضرت على(عليه السلام) راهنماى خليفه اول و دوم در امر قضاوت آن ها بوده است. وقتى كه رجال و دانشمندان ساير اديان، براى كشف حقايق به مدينه مى آمدند تا مناظره و مباحثه علمى نمايند، امام على(عليه السلام) آنان را مجاب مى كرد و بدين طريق از ارايه خدمات شايان علمى خود به جامعه مسلمين دريغ نمىورزيد.
    پس از شهادت امام على(عليه السلام) زمام امور به دست بنى اميه افتاد و امام حسن مجتبى، امام حسين، امام سجاد و امام باقر(عليهم السلام) تحت فشار شديد و آزار و اذيت اموى ها قرار گرفته و تحت نظر و كنترل بودند. فقط عده قليلى از شيعيان خاص، موفق به ديدار آن ها و اخذ حقايق و علوم مى شدند. بالاخره هر كدام از فرزندان رسول الله(صلى الله عليه وآله) را به طريقى به
    شهادت رساندند. در اوايل قرن دوم هجرى، درگيرى هاى شديدى بين بنى عباس و بنى اميه شكل گرفت و اموى ها مشغول و مجبور به دفاع از حكومت خود شدند. در
    نتيجه توان ادامه آن سختگيرى ها و كنترل ها را نداشتند. لذا امام صادق(عليه السلام) با استفاده از اين فرصت، از انزوا بيرون آمد و درِ خانه خود را به روى همه مردم باز گذاشت. ايشان آزادانه در منبر مساجد به نشر علوم و احكام و قواعد دين مى پرداخت. در اين زمان بيش از چهار هزار طلبه و دانشجوى علم و دانش از درياى بى كران علم آن حضرت بهره مى گرفتند.
    شاگردان خاص آن حضرت با بهره گيرى از جلسات درس ايشان، درباره مبانى

    علمى، قسمت هايى از چهارصد اصل معروف را نوشتند كه به «اصول اربعه مائه» معروف شد.يكى از خوشه چينان مكتب آن حضرت به نام جابر بن حيان كتابى شامل هزار ورق و پانصد رساله به رشته تحرير در آورد. اكابر علما و فقهاى اهل سنت، نظير: ابوحنيفه، مالك بن انس، يحيى بن سعيد انصارى، ابن جريح، محمد بن اسحق، يحيى بن سعيد قطان، سفيان بن عيينه و سفيان ثورى از مكتب آن حضرت بهره گرفتند.

    بنابراين براى هيچ كدام از اهل بيت عترت و طهارت، چنين فرصتى پيش نيامده بود تا بتوانند به نشر احكام و قواعد فقهى، تفسير آيات قرآن مجيد و كشف اسرار حقايق بپردازند. چون اين موقعيت بيشتر براى امام جعفر صادق(عليه السلام) پيش آمد، لذا مذهب شيعه به نام آن حضرت معروف شد. اشتهار مذهب شيعه به نام امام صادق(عليه السلام) هيچ دلالتى بر تفاوت بين ايشان و اجدادش و نيز عموى بزرگوارش امام حسن مجتبى(عليه السلام)كه از امامان بر حق شيعه است، ندارد.

    جاى بسى تأسف است كه نام اين فقيه اهل بيت، جزو نام ائمه اربعه قرار نگرفته و حتى روايت هاى ايشان را در كتبى مانند صحيح بخارى و صحيح مسلم نيز نياورده اند؟ و بجاى آن مطالبى از خوارج و نواصب را نقل كرده اند!

     
    انتقاد به صحابه كفر نيست؟

    پرسش: آيا شيعيان را نمى توان به دليل طعن، سبّ و انتقاد به صحابه كافر دانست؟
     
    پاسخ: انتقاد، سبّ و طعن به مؤمن مى تواند داراى چند حالت باشد:
    * چنانچه انتقاد و سبّ صحابه مستند، مستدل و منطقى باشد نه فقط كفرآور نيست بلكه مذمت هم ندارد.
    * چنانچه بدون دليل و برهان باشد، اتهام است ولى باز هم موجب كفر نمى گردد.
    * اگر كسى بدون جهت، مؤمنى ـ هر چند صحابى ـ را طعن، نقد و يا حتى لعن نمايد آن فرد فاسق مى شود، ولى هرگز كافر نخواهد شد.
    * فقط وقتى كه به دليل صحابه پيامبر خدا بودن به آن ها دشنام داده شود، در اين صورت دشنام دادنش منتهى به عداوت و اهانت به خدا و رسول او مى گردد، و در نتيجه دشنام دهنده كافر مى شود. ابن حزم ظاهرى اندلسى در جزء سوم كتاب الفصل فى الملل والنحل در اين باره چنين مى گويد: «اگر كسى به اصحاب رسول الله دشنام دهد و اين دشنام از روى جهل و نادانى باشد معذور است، و اگر از روى بصيرت باشد، فاسق خواهد بود.»

    * امام محمد غزالى نيز مى گويد: سب و شتم صحابه ابداً موجب كفر نمى شود حتى سب شيخين نيز كفرآور نمى باشد. به همين دليل است كه در مواردى ـ كه برخى از آن ها در زير مى آيد ـ اين دشنام دادن ها و سب كردن ها بين خود صحابه اتفاق افتاده است، ولى ما آن ها را كافر نمى خوانيم.
    1 . عمر به پيغمبر(صلى الله عليه وآله) عرض كرد: اجازه بده گردن «حاطب» منافق را بزنم ـ حاطب از اصحاب بدر و از مهاجرين بزرگ بود. با نسبت دادن نفاق به اين صحابى و دشنام دادن به او، هيچ كس عمر را كافر نمى خواند.
    2 . امام محمد غزالى در جلد دوم احياء العلوم، امام احمد بن حنبل در جز اول مسند و ذهبى در تلخيص مستدرك، نقل مى كنند كه: روزى در زمان خلافت ابوبكر مردى وارد شد و شديداً به او فحش و دشنام داد. حاضرين شديداً متاثر شدند، در اين
    حال ابوبرزه اسلمى گفت: اى خليفه! اجازه ده تا او را كه كافر شده به قتل رسانم. خليفه پاسخ داد: احدى به جز پيغمبر(صلى الله عليه وآله) نمى تواند چنين حكمى صادر كند.
    3 . معاويه و اتباع او، خليفه چهارم على(عليه السلام) را كه افضل صحابه بود سب و لعن مى كردند. پس چرا او را كافر نمى خوانند؟
    4 . عايشه همواره عثمان ـ خليفه سوم ـ را سب و لعن مى كرد و علناً مى گفت: «اين پير خرفت كه كافر شده است را بكشيد»(1) پس چرا كسى عايشه را كافر نمى خواند؟! حال اگر اين حرف را يك شيعه بزند آن وقت او را كافر مى خوانند.
    5 . ابن ابى الحديد در جلد چهارم شرح نهج البلاغه مى گويد: ابوبكر در جريان غصب فدك در مسجد و بالاى منبر در مقام انتقاد از اميرالمؤمنين(عليه السلام) بر آمد و به بهترين صحابه رسول الله(صلى الله عليه وآله) دشنام داد و گفت: «او به سان دم روباهى مى باشد و...»(2) ولى هيچ كس او را ابداً تقبيح نمى كند.
    6 . امام احمد بن حنبل در جلد سوم مسند مى نويسد: شخصى به خليفه ثانى نوشت: فردى به شخص شما دشنام مى دهد كه شما را سب مى كند، آيا اجازه مى دهيد او را بكشم. عمر در پاسخ نوشت: خون هيچ مسلمانى براى سب و شتم نمودن به مسلمان ديگر ـ مگر رسول الله(صلى الله عليه وآله) ـ مباح نمى شود.
    7 . احمد بن حنبل در جلد دوم مسند و نيز در جلد دوم سيرة الحلبية حلبى و نيز در صحيح مسلم و صحيح بخارى آمده است كه: اصحابى مانند ابوبكر و غيره در حضور خود پيغمبر به همديگر دشنام مى دادند و حتى همديگر را مى زدند، و پيامبر خدا آن ها را كافر نمى خواند و آن ها را آشتى مى داد.(3)
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1  . الجمل، صص24 و 128 ; النص والاجتهاد، صص393 و 426 ; احاديث ام المؤمنين عايشه، ج 1، صص13 و 162 ; شبهاى پيشاور، ص584 «اقتلو نعثلاً فقد كفر».
    2  . سقيفة و فدك، ص104 ; فدك فى التاريخ، ص67 ; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 16، ص215 ; شبهاى پيشاور، ص585 «إنّما هو ثعالة شهيده ذنبه مرب لكلّ فتنة هو الذي يقول كروها جذعة بعد ما هرمت يستعينون بالضعفة و يستنصرون بالنساء كأم طحال أحب أهلها إليها البغي».
    3  . اين قبيل اخبار فقط در كتب اهل سنت پيدا مى شود و در كتب شيعيان نمى توان چنين اخبارى را يافت.

    از اين مهمتر بنابر اقوال برخى علماى اهل سنت، نظير: ابوالحسن اشعرى اگر كسى قلباً مؤمن ولى به كفر تظاهر نمايد يا خدا و رسول را بدون عذر، شديداً دشنام دهد كافر نمى شود و نمى توان حكم كافر را بر او جارى ساخت. ابن حزم اندلسى در جزء چهارم كتاب الفصل، اين عقايد را به طور مفصل شرح داده است.

    بنابراين لعن و دشنام به هيچ يك از صحابه موجب كفر نمى شود و اگر كسى بدون دليل و برهان، مؤمنى را سب نمايد فاسق است و هر عمل فسقى قابل عفو و آمرزش مى باشد. به همين دليل اگر عده اى از شيعيان برخى از صحابه را سب نمايند نمى توان آن ها را كافر خواند، هر چند بر اين باوريم كه سب آن ها بدون دليل و برهان نمى باشد.

    همچنان كه ملا سعد تفتازانى در شرح عقايد نسفى گويد: سب صحابى موجب كفر نيست، از آنجا كه بعضى به صحابه حسن ظن داشتند و بدى هاى آن ها را ناديده مى گرفتند و رد اين گفتار جنگ هايى است كه بين صحابه اتفاق افتاده و حسادت و جاه طلبى آن ها را از راه راست منحرف كرده حتى بزرگان صحابه از كارهاى زشت مصون نبوده اند.

    • تعداد رکورد ها : 37
    الله
     
     
     
     
    تازه ترین ها
     
    سياست امام خامنه‌اي سياست الهي است «محمد تیجانی سماوی» اسلام‌پژوه شیعه تونسی، در 2 فوریه 1943 میلادی (1315) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد. خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها به تونس مهاجرت کردند. تحصیلات ابتدایی را در یکی از شعبه‌های دانشگاه زیتونه گذراند و پس از استقلال تونس و به مدارس فرانسوی عربی رفت و نهایتاً مدارج دبیرستان پیش‌دانشگاهی را گذراند. اقدامات تروريست‌هاي سوريه نتيجه فتواهاي وهابي است "محمد تیجانی سماوی» اسلام پژوه تونسی در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری فارس درباره هتک حرمت مزار «حجر بن عدی» صحابه امام علی (ع) توسط افراد مسلح در سوریه گفت: این اقدام از افکار وهابی‌ها ریشه گرفته است، تاریخ وهابی‌ها مملو از این اقدامات است. دعاي روزانه ماه رمضان دعای روزانه ماه رمضان دعای روزانه ماه مبارک رمضان دعاى روز اول ماه مبارك رمضانبسم الله الرحمن الرحیم اللهمَ  اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا ع... اعمال شب و روز نيمه شعبان اعمال شب و روز نیمه شعبان اعمال شب و روز نیمه شعبان دعا و نیایش شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر... امام خامنه اي رهبر بيداري اسلامي است مصاحبه با خبرگزاری مشرق تيجاني: امام خامنه‌اي رهبر بيداري اسلامي است  همه دانشمندان و علماي فرزانه اسلام كه اسلام صحيح و قرآني و اسلام بر پايه سنت نبوي را نمايندگي مي‌كنند، بر اين مسئله اتفاق نظر دارند كه رهبري امت اسلامي با اي... بايد جهانيان را با فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا كرد بايد جهانيان را با فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا کرد استاد دانشگاه سوربون فرانسه گفت: بايد جهانيان را با معارف بسيار پربار اهل بيت(ع) و از جمله فرهنگ و معارف غدير هرچه بيشتر آشنا کرد. "دکتر محمد تيجاني سماوي" روز سه شنبه در ادامه همايش چهار روزه "غدير محور وحدت مسلمين" در مشهد افزود: بايد با بهره ... محمد(ص) و على(ع) از ديدگاه شيعيان به ويژه ايرانيان محمد(ص) و على(ع) از ديدگاه شيعيان به ويژه ايرانيان پرسش: آيا حقيقت دارد كه شيعيان و مخصوصاً ايرانيان على(عليه السلام) را بالاتر از پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى دانند و حتى او را خدا مى خوانند!؟ و نيز برخى معتقدند كه جبرئيل اشتباهاً وحى را به محمد(صلى الله عليه وآله) نازل كرده، در صورتى كه ماموريت جبرئيل، رساندن وحى به على(عليه السلام) بوده است؟ دلايل توجه ويژه ى ايرانيان به تشيع دلايل توجه ويژه ى ايرانيان به تشيع پرسش: چرا ايرانيان توجه خاصى به تشيع دارند؟ پاسخ: بعد از فتح ايران به دست قواى مسلمين، ايرانيان آزادى نسبى داشتند و اكراه و اجبارى هم در پذيرش دين مقدس اسلام نداشتند. ولى بر اثر معاشرت با مسلمين، به حقانيت اسلام پى بردند و دين چندين هزار ساله خود را، ناقص تشخيص داده و به اسلام گرويدند...... قدمت شيعه از زمان پيغمبر گرامى اسلام(ص) قدمت شيعه از زمان پيغمبر گرامى اسلام(ص) آيا مذهب شيعه يك مذهب سياسى است كه به دست عبدالله بن سباى يهودى در زمان عثمان ـ خليفه سوم ـ ابداع شد، سپس ايرانيان كه با عربها سابقه بدى داشتند با اين سلاح در مقابل اعراب مسلمان ايستادند. آنگاه تشيع در زمان ديالمه تقويت گرديد و سپس در زمان صفويه مذهب رسمى ايران شد. در صورتى كه در زمان نبى مكرم اسلام(صلى الله عليه وآله) نامى از شيعه وجود نداشته است؟ پاسخ: اولاً بايد گفت كه از ديد شيعيان، عبدالله بن سبأ(1) يك يهودى و ملعون است و در اخبار شيعه از وى مذمت بسيار شده است. ثانياً شيعه يك حزب سياسى نيست كه در زمان خلافت عثمان درست شده باشد، بلكه...... اذكار ماه شعبان اذکار ماه شعبان در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود. هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود..... چرا على(ع) وصيت كرد قبرش پنهان بماند؟ چرا على(ع) وصيت كرد قبرش پنهان بماند؟ چون شهادت حضرت، در آغاز زمان شكل گيرى قدرت معاويه و طغيان بنى اميه و حضور ساير گروه هاى زخم خورده ناكثين و قاسطين و مارقين اتفاق افتاد، آن بزرگوار وصيت نمود كه جسدش را شبانه دفن نمايند و حتى علامتى بر روى آن نگذارند. .... اهل سنت واقعي در چند خط اهل سنت واقعی در چند خط بيشتر علما و امامان اهل سنت، ايراني بوده‌اند و نه تنها شيعه نبوده بلکه تعصّب شديدي ضدّ شيعه و شيعيان ابراز داشته‌اند. کافي است بدانيم بزرگ‌ترين مفسّر آنها که زمخشري است ايراني مي‌باشد و بزرگ‌ترين محدثين آنها بخاري و... رهبري ايران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد رهبری ایران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد  دکتر تیجانی: رهبری ایران در قلب مسلمانان جهان قرار دارد دکترمحمد تیجانی السماوی، محقق شیعه و نویسنده کتاب آن گاه هدایت شدم، در گفت و گوِی با خبرگزاری رسا، ابراز داشت: علاقه من به رهبر امت اسلامی، حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، علاقه ای است ک... انتقاد دكتر تيجاني از فتواهاي تكفيري بر ضد شيعيان انتقاد دکتر تیجانی از فتواهای تکفیری بر ضد شیعیان کتر تیجانی با ابراز تاسف از صدور فتواهای تکفیری از سوی علمای وهابی، آن را محکوم کرد. وی در مصاحبه با پایگاه خبری "نون"، با اشاره به اوضاع نامناسب امنیتی در شهرهای عراق تاکید کرد: افتخار من این است که در کنار بارگاه ائمه اطهار(ع) در کربلا و نجف اشرف شهید شوم سياست امام خامنه‌اي سياست الهي است سیاست امام خامنه‌ای سیاست الهی است «محمد تیجانی سماوی» اسلام‌پژوه شیعه تونسی، در 2 فوریه 1943 میلادی (1315) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد. خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها به تونس مهاجرت کردند. تحصیلات ابتدایی را در ی... دكتر تيجاني : ايرانيان مي‌خواهند پرچم اسلام برافراشته شود دکتر تیجانی : ايرانيان مي‌خواهند پرچم اسلام برافراشته شود به گزارش پایگاه بقیع به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، دكتر محمد تيجاني سماوي را بسياري در ايران و جهان اسلام با كتاب «ثم اهتديت» مي‌شناسند؛ كتابي كه بسيار مورد علاقه و توجه خوانندگان از جمله رهبر انقلاب قرار گرفت. تيجاني خود دراين‌باره مي‌گويد: «ايشان (رهبر انقلاب) كتاب «ثم اهتديت» را ستايش نمودند و گفتند اين كتاب، كتاب تو نيست بلكه نسيمي از بركات اهل بيت (ع) است.» به مناسبت هفته وحدت به سراغ اين نويسنده و پژوهشگر مسائل اسلامي رفتيم تا درباره موضوع وحدت و مسائل جهان اسلام به گفت‌وگو بپردازيم: خدمتگذاري دكتر تيجاني در حرم حسيني(ع) خدمتگذاری دکتر تیجانی در حرم حسینی(ع) حجت الاسلام دکتر سید محمد تیجانی سماوی» نویسنده و متفکر تونسی است که پس از زیارت عتبات مقدسه عراق به خدمتگزاری در مرقد شریف امام حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام مشغول شد. چهل حديث « تربيت كودك و نوجوان » چهل حديث قهر كن، ولى طولش نده شخصى مى گويد: از دست فرزندم نزد امام كاظم عليه السلام شكايت كردم. حضرت به من فرمودند: لاتَضْـرِبْهُ وَاهْجُـرْهُ وَلاتـُطِلْ. حضرت به من فرمودند: او را كتك نزن و با وى قهر كن، اما آن را طولانى نكن. اقدامات تروريستهاي سوريه نتيجه فتواهاي وهابي اقدامات تروریستهای سوریه نتیجه فتواهای وهابی است "محمد تیجانی سماوی» اسلام پژوه تونسی در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری فارس درباره هتک حرمت مزار «حجر بن عدی» صحابه امام علی (ع) توسط افراد مسلح در سوریه گفت: این اقدام از افکار وهابی‌ه... فعاليت شيعيان درعربستان فعالیت شیعیان درعربستان اساسا نقطه آغاز تشیع در جهان اسلام حجاز و به‌طور مشخص مدینه منوره بوده است كه گروهی از صحابه پیامبر(ص) همچون ابوذر و سلمان و مقداد و عمار و ...